عرفان حقیقی یعنی باطن احکام و شریعت اسلام

انسان در عالم دنیا و طبیعت از جانب حق تعالی توسط آخرین وحی یعنی قرآن و عترت مورد عنایت قرار گرفته تا از ظلمات طبیعت و حدود حیوانیت به عوالم ملکوت و انسانیت و فرشته خویی برسد. احکام ظاهری و فقهی شامل اعمالی مثل نماز، روزه، حج و غیره علاوه بر منافع بیشمار ظاهری که عقلاً بر آنها مترتب است دارای باطن و صورت غیبیهٔ ملکوتیه به شواهد نقل معصوم، برهان و شهود عرفانی هستند پس احکام ظاهری مثل نماز صرف عمل بی روح و باطن نیستند بلکه در اثر رعایت آداب باطنی رسیدن به باطن اینگونه احکام بدیهی است و حرکت سالک از جنبهٔ قشری و ظاهری احکام فقهی که منشاء وحیانی دارند به باطن و سِر آنها را عرفان میگویند.
از تذکره و زندگینامهٔ عرفای شیعه مثل سید علی قاضی اینطور برداشت میشود که بهترین و صحیحترین روش عرفانی برای رسیدن به حقیقت، عمل به شریعت و بهترین ریاضت نفسانی طبق فرموده اعظمترین عرفا ائمهٔ اطهار علیهم السلام عمل به مستحبات یعنی قرب نوافل است. عارف حقیقی کسی است که از تمام محرمات و مکروهات دوری کرده و واجبات و مستحبات را با عشق به خدا مو به مو انجام میدهد. روزی شخصی که در مقام مدعی عرفان بود خواست خدمت عارفی واقعی در مسجد برسد. موقع وارد شدن به مسجد عارف واقعی از ورود و پذیرفتن او منصرف شد علت را از وی جویا شدند فرمود: شخص مزبور مدعی عرفان است نه عارف حقیقی گفتند چرا گفت: چون با پای چپ وارد مسجد شد؟!
سالک طریق آخرت قبل از وصول باید با همت و نادیده گرفتن اعمال خود بلکه توکل به خدا مستحباتی مثل نافله شب، روزههای مستحبی، قرائت قرآن و ادعیه و زیارت معصومین و غیره را به صورت مستمر و به عشق حق تعالی بدون چشم داشتی به پاداشهای دنیوی و اخروی و فقط به جهت محبت خدا و خواستن خود الله انجام دهد و اگر طالب وصول به الله در همین عالم دنیا باشد با صبر و استقامت و دستگیریهای حضرت حق به طرق مختلف مثل فرستادن مرشد و استاد و غیره محقق خواهد شد چنانکه عارف بالله علامه حسن زادهٔ آملی در خصوص اهمیت صبر و استقامت سالک در کتاب «ممد الهمم در شرح فصوص الحکم ابن عربی» صفحهٔ 103 چنین فرمودند:
«سالک باید بداند که در سیر و سلوکش باید همت داشته باشد و صابر باشد و در گرفتن تعجیل نکند و بداند زود نمیدهند تا کمکم ظرفیت پیدا کند. شاید در همین لحظه رسیدی و یافتی شیخ عطار گوید: اگر انباری پر از ارزن باشد و به تو گویند که گنجشکی روزی یک دانه ارزن از آن ببرد تا انبار خالی شود آنگاه به تو بخشیم، باید صابر باشد و بداند کسانی که زود میگیرند بیم آن است که مجذوب اسمی شوند و در آن حد بمانند لذا فرمودند که اینگونه بودن چندان تعریفی ندارد. دیر رسیدن قیمت و ارزش بیشتری دارد زیرا قابلیت پیدا میکند برای رسیدن به مقامات و حقایق.»