[۷/۲۲، ۱۵:۲۹] فرشادجهانبخشی: مقالات جهانی ویکی هند را بخوانید
نبرد کارنال
نبرد کارنال (24 فوریه 1739)، [20] پیروزی قاطع نادارشاه ، بنیانگذار سلسله افشاریان ایران ، در جریان حمله به هند بود. ارتش نادر ظرف سه ساعت ارتش محمدشاه را شکست داد [21] و راه را برای غارت دهلی توسط ایرانیان هموار کرد. نامزدی مهمترین گوهر در دوران سربازی نادر و همچنین یک شاهکار تاکتیکی محسوب میشود. [12] [22] [23] نبرد در نزدیکی کارنال، 110 کیلومتری (68 مایلی) شمال دهلی، هند رخ داد. [1]
نبرد کارنال
بخشی از حمله نادرشاه به هند
نادرشاه در غارت دهلی - صحنه نبرد با نادرشاه سوار بر اسب، احتمالاً محمد علی بن عبدالبیگ گنور علی قلی جبدار، اواسط قرن 18، موزه هنرهای زیبا، بوستون. jpg
پرتره نادرشاه روی گونی دهلی پس از پیروزی در کارنال
تاریخ 24 فوریه 1739
محل
کارنال ، منطقه پنجاب ، شمال هند
29°43'36.5 اینچ 77°04'00.7 اینچ شرقیمختصات : 29°43′36.5″ شمالی 77°04′00.7″ شرقی
نتیجه پیروزی قاطع پارسی [1]
تغییر منطقه ای پایتخت مغول دهلی تسخیر و سپس غارت شد. تمام قلمروهای مغول در شمال رود سند با امپراتوری ایران مرتبط است.
جنگ طلب
استاندارد شاهنشاهی افشارید (3 راه راه).svg امپراطوری پارسی علم امپراتوری مغول. svg امپراتوری مغول
فرمانده و رهبر
نادر شاه flag.svg نادرشاه
( شاهنشاه )
افسر فارسی
نادر شاه flag.svg
[۷/۲۲، ۱۵:۳۳] فرشادجهانبخشی: فرمانده و رهبر
نادر شاه flag.svg نادرشاه
( شاهنشاه )
افسر فارسی
نادر شاه flag.svg نصرالله میرزا افشاری
نادر شاه flag.svg تهماسپ خان جلیر
نادر شاه flag.svg فتعلی خان افشاری
نادر شاه flag.svgلطفعلی خان افشاری
نشان باغشنی مخرانی. svg آرکل دوم گرجستان [2] [3]
استاندارد شاهنشاهی افشارید (3 راه راه).svgاحمد شاه درانی
علم امپراتوری مغول. svgمحمد شاه
(امپراتور مغول)
مقامات مغول
نظام الملک
سعادت خان (اسرا)
خان دوران (DOW)
سعد الدین خان
نثار محمد خان
خواجه عاشورا
مظفرخان
علی حمید خان
محضرم
اصل خان
علی احمد خان
شهداد افغان
یادگار حسن کوکا
اشرف خان
ایتیبار خان
عقیل بیگ کمبالپوش
میر کالو
جان نثار خان
راتان چاند
قدرت
55000 نفر با اردوگاه جنگی 160000 نفری ( سواره نظام و مسلح) [4] [5] [6] [7]
صدها توپ و زامبوراکس
75000 (احتمالا) [8] [9] [10] [11] تا 300000 (شامل غیر رزمندگان) [7] [12] [13] [14]
2000 فیل جنگی
3000 اسلحه
تلفات و خسارات وارده
1100 تا 2500 با 5000 مجروح [15] [16] [17] 8,000-10,000 [18] [19] تا 20,000-30,000 [12]
این نبرد نقطه اوج حمله نادرشاه به امپراتوری مغول بود. ندار پس از فتح شرق افغانستان و تهاجماتش از کابل و پیشاور
[۷/۲۲، ۱۵:۳۴] فرشادجهانبخشی: 7] 8,000-10,000 [18] [19] تا 20,000-30,000 [12]
این نبرد نقطه اوج حمله نادرشاه به امپراتوری مغول بود. ندار پس از فتح شرق افغانستان و تهاجماتش از کابل و پیشاور، ارتش خود را به سمت جنوب به سمت پایتخت مغول حرکت داد. در دهلی، محمد شاه ارتش بسیار بزرگی را جمع آوری کرد و با آنها به سمت شمال پیش از زمین سنگین ارتش خود در کارنال حرکت کرد. نادر دست به مبارزه زد و پیروز شد. در مذاکرات پس از شکست فاجعه بار، محمد شاه پذیرفت که در ازای حفظ امپراتوری خود در سرزمین خود غرامت بزرگی بپردازد. با این حال، نادر امپراتور مغول را مجبور به تسلیم کامل کرد و او را به پایتخت خود دهلی برد. جایی که خزانه مغول غارت شد. شورش شهروندان دهلی علیه سپاهیان نادر به کشتار خونینی ختم شد که در آن تمام شهر غارت و غارت شد. به دلیل غارت سنگین دهلی، نادر فرمان سلطنتی را صادر کرد که کل مالیات ها را به مدت سه سال حذف کرد. ارتش ایران به زودی رفت و 30000 کشته بر جای گذاشت. محمد شاه نیز مجبور شد به تمام سرزمین های خود در غرب سند که توسط نادرشاه ضمیمه شده بود، بپیوندد.
در نتیجه شکست عظیم امپراتوری مغول در کارنال، سلسله مغول که در حال سقوط بود، به شدت تضعیف شد تا حدی که زوال آن شتاب گرفت. به گفته Exworthy، همچنین ممکن است بدون تأثیرات فاجعه بار حمله نادر به هند، تسلط استعماری اروپا بر شبه قاره هند به شکل دیگری یا شاید اصلاً رخ نمی داد. [12]
مورد نادر بیلی
یک مقصد محبوب برای مزدوران و سرداران افغان، که در لشکرکشی های متعدد نادر علیه پادشاهی های مختلف در افغانستان شکست خوردند، مناطق مرزی شمالی امپراتوری مغول بود. نادر درخواست های متعددی را به فرمانداران محلی و سیاستمداران شمال هند ارسال کرد تا این فراریان دستگیر و به آنها تحویل داده شوند. نادر پس از فتح افغانستان به دنبال بهانه ای برای حمله به امپراتوری مغول بود. طبیعتاً آنها از این فرصت استفاده کردند و حمله خود را به عنوان طعمه جنگجویان افغان که در زمین ناهموار شمال امپراتوری مغول پناه گرفته بودند، پنهان کردند. [24]
همچنین قابل توجه است که نادار با یکی از وزیران ارشد مغول به نام نظام الملک که در آن زمان او را به خیانت علیه امپراتور مغول متهم کرده بود در تماس بود. در حالی که ممکن است نظام الملک واقعاً تحریک نادار به امپراتوری مغول بوده باشد، این یک حدس غیرقابل تصور است.
اینکه آیا امپراتوری مغول می توانست از طریق دیپلماتیک از این وضعیت اجتناب کند یا نه، هنوز موضوع بحث است. توانایی دولت مغول برای یافتن و زندانی کردن فراریان افغان در نواحی مرزی خود یک موضوع کاملاً مشکوک است، همانطور که تعداد واقعی فراریان واقعاً از این مناطق فرار می کنند. این کاملاً ممکن است که تعداد آنها ناکافی باشد. قصد نادرشاه برای حمله به هند مغول ادامه داشت، خواه مقامات مغول به درخواست او برای ردیابی و تحویل فراریان تن دهند یا خیر. محتمل است که نادرشاه از تقاضای فراریان و برآورده نشدن کامل خواسته، بهانه ای برای هجوم و غارت استفاده کرده باشد.
ورود نادار به امپراتوری مغول
[۷/۲۲، ۱۵:۳۵] فرشادجهانبخشی: ادار به امپراتوری مغول
هنگامی که نادر به قلمرو مغول ها نقل مکان کرد، اتباع گرجی خود و پادشاه آینده گرجستان شرقی، آرکال دوم، که یک گروه گرجی را در ارتش شاهنشاهی ایران رهبری می کرد، همراهی می شد. [2] [3]با شنیدن نزدیک شدن نادرشاه از قندهار، والیان پشاور و کابل لشکری متشکل از 20000 مرد که اکثراً مزدوران افغان از قبایل شرق افغانستان بودند، تشکیل دادند تا پیشروی ایرانیان را بررسی کنند. موضعی که برای مقابله با ارتش ایران انتخاب شد، به سختی میتوانست بهتر از این انتخاب شود، زیرا تنها میتوان انتظار داشت که ستون کوچکی از مردان از گذرگاه باریک خیبر عبور کنند و هیچ کس در گروههای جنگی وجود نداشته باشد. نادر که از بیهودگی درگیری یک به یک متقاعد شده بود، در عوض یک رویکرد جایگزین را انتخاب کرد. یکی از راهنمایان محلی به او از یک گردنه صعب العبور اما قابل عبور گفت که به موازات خیبر امتداد دارد، به نام گردنه چاچوبی.
در 26 آبان ماه از جلال آباد حرکت کرد، سپاه ایران به باریکاب (33 کیلومتری گردنه خیبر) رسید و نادار نیروهای خود را تقسیم کرد و مرتضی میرزا را با تعداد زیادی نیرو و 12000 نفر پشت سر گذاشت.خبر فرستاد. نصرالله از زیر کولی گذشت و او 10000 سوار سبک منتخب را تحت فرماندهی مستقیم خود جمع کرد. یک راهپیمایی حماسی جناحی به طول بیش از 80 کیلومتر از برخی از صعب العبورترین مناطق آسیا شروع شد تا به مسجد علی برسد، از آنجا 10000 نفر راهپیمایی خود را به سمت شمال و شرق به سمت گردنه خیبر طی کردند. [25]
ظهور ناگهانی گروهی قوی از سواره نظام در پشت سر آنان، سپاه والی را در موقعیت دشواری قرار داد، هر چند توانستند مدتی مقاومت کنند، پیش از آنکه سواران سبک نادر آنها را کاملاً شکست دهند. بدین ترتیب راه شمال امپراتوری مغول باز شد و بدنه اصلی ارتش شاهنشاهی ایران توانست به داخل مغول وارد شود.
در 16 نوامبر 1739، نادر گارد پیشروی خود را از پیشاور به سمت جنوب به سمت رودخانه سند در پنجاب پیش برد. لشکر پارسی هنگام عبور از رودخانه در راه لاهور بر روستای بی دفاع افتاد و در راه سوخت. فرماندار لاهور به امید مقاومت شروع به تشدید جنگ های خود کرد. نادر سرعت خود را افزایش داد و از جهتی غیرمنتظره با چنان قدرتی حمله کرد که تنها پس از گذشت یک روز، فرماندار تسلیم خواست شاه شد. هدیه دو میلیون روپیه ای به شاه، موقعیت فرماندار را به عنوان حاکم لاهور تضمین کرد.
محمد شاه نیروی عظیمی را جمع آوری می کند
خبر پیروزی های پیاپی ارتش متجاوز نادار در دربار مغولان محمدشاه مقیم دهلی وحشت ایجاد کرد. نظام الملک در حضور امپراتور احضار شد و احضارهای متعددی به سراسر شمال هند برای کمک به نیروهای نظامی فرستاده شد. در 13 دسامبر، ارتش مغول خروج خود را از دهلی دید تا با نیروهای مهاجم در شمال روبرو شود. بزرگی اندازه آن به حدی بود که طول ستون 25 کیلومتر و عرض آن 3 کیلومتر بود. خود محمد شاه به این ارتش پیوست. به دلیل وسعت دست و پا گیر ارتش مغول، محمد شاه نتوانست ارتش خود را فراتر از کارنال در حدود 120 کیلومتری شمال دهلی حرکت دهد.
توپخانه مغول قدیمی تر از توپخانه ایرانی بداهه نادر بود.
در مجموع، محمدشاه فرماندهی یک اردوگاه جنگی متشکل از 300000 سرباز، از جمله افراد غیر جنگنده مجهز به 3000 اسلحه، همراه با 2000 فیل جنگی را بر عهده داشت. از این تعداد، نیروی مستقر در میدان 75000 نفر بود. [26] [27]علیرغم اینکه مغول ها تعداد زیادی داشتند، آنها از مواد جنگی منسوخ و سیستم های استراتژیک باستانی رنج می بردند. تقریباً همه اسلحههای ارتش به قدری بزرگ بودند که نمیتوان آنها را توپخانه میدانی در نظر گرفت زیرا عملاً مانور دادن آنها در طول نبرد غیرممکن بود و بارگیری مجدد آنقدر طول کشید که حتی در موارد استفاده صحیح حداقل تأثیر را داشتند. در مقابل، بیشتر اسلحههای نادر سبکتر و قابل مانورتر از همتایان مغول خود بودند، و همچنین زامبوراک که قدرت شلیک متحرک بیشتری را فراهم میکرد. بر خلاف پیاده نظام ارتش مغول، 20000 تفنگچی ایرانی (جزرهچی) همگی یونیفرم پوش، حفاری و سازماندهی همگن بودند. اگرچه 50000 سواره نظام در ارتش مغول از کیفیت عالی برخوردار بودند. اما هیچ چیزی وجود نداشت که نشان دهد یک ساختار نظامی مشترک و منسجم برای استقرار و استفاده از آنها تنظیم شده بود. سواره نظام ایرانی از دو قسمت تشکیل شده بود. سربازان دولتی که از طریق سیستم مشابهی آموزش دیده و تمرین می کردند و سربازان کمکی که پس از فتح سرزمین خود در ارتش امپراتوری استخدام شدند.[28]
نادار یک گروه هجومی متشکل از 6000 سوار کرد را با هدف جمع آوری اطلاعات و بازگرداندن زندانیان به منظور بازجویی فرستاد. گروه حمله به یک دسته توپخانه مغول کمین کرد و چندین زندانی را بیرون آورد و آنها را به اردوگاه بازگرداند. نادار با خروج از بدنه اصلی ارتش خود به فرماندهی پسرش مرتضی میرزا، نیروهای کوچکی را جمع آوری کرد و به سمت عظیم آباد، قلعه قدیمی در 32 کیلومتری کارنال پیش رفت. عظیم آباد پس از وارد شدن توپ های ایرانی به استحکامات آن به راحتی تسلیم شد. [29]
در اینجا نادر با رهبر لشکر 6000 پیشاهنگی کردها ملاقات کرد. او از جغرافیای اطراف کارنال و قدرت تقسیم اردوگاه مغول مطلع شد. او بی سر و صدا تصمیم گرفت ارتش خود را در شرق اردوگاه مغول مستقر کند و محمدشاه را در مکانی که انتخاب کرده بود به جنگ بکشاند.
جنگ
ترتیبات
[۷/۲۲، ۱۵:۳۷] فرشادجهانبخشی: بود به جنگ بکشاند.
جنگ
ترتیبات و استقرار
در 23 بهمن، سپاه پارس اردوگاه را شکست و وارد دره بین رودخانه علیمردان و جمنا شد. خود نادر با اردو زدن در شمال روستای کنجپورا برای بازرسی موقعیت دشمن به راه افتاد. نادر پس از بازگشت به اردوگاه، همه افسران ارتش را برای سخنرانی فراخواند. بعداً در همان روز، خبر از لشکر کشی گروه بزرگی از مغولان از طریق پانیپات با هدف پیوستن به ارتش محمدشاه به نادر رسید. مردی که این حزب را رهبری کرد، سعادت خان، از معتمدین محمد شاه و از سیاستمداران بلندپایه امپراتوری مغول بود. نادر شروع به طراحی استراتژی کرد بر اساس رویکرد سعادت خان برای فریب دادن ارتش اصلی مغول از رودخانه علیمردان و به دره قبل از روستای کنجپورا، جایی که او قصد داشت نبرد را از موقعیتی سودمند برساند. سعادت خان که مدتها منتظرش بود با شادی فراوان وارد کانتون مغول شد.
تصویری از کل نبرد کارنال، بر اساس شمشیر ایرانی اثر Exworthy .
در صبح روز 24 فوریه، نادر افراد خود را به سه بدن اصلی تقسیم کرد. مرکز ارتش در شمال روستای کنجپورا در ضلع غربی قرار داشت و گروهی از مشاوران ارشد به فرماندهی مرتضی میرزا پسر نادر (که بعداً به افتخار دستاوردهای او در نبرد بعدی به نصراله کولی تغییر نام داد) داشت. دفع آن در شمال مرتضی کولی، تهماسپ خان جلیر فرماندهی جناح راست ارتش در جنوب را بر عهده داشت و فرماندهی مشترک چپ به فتحعلی خان کیانی و لطفعلی خان افشار داده شد.
در این هنگام به سعادت خان اطلاع دادند که عقبه ستون او مورد حمله قرار گرفته و کالاها به دست دشمن گرفته و با خود برده شده است. گرچه سعادت خان در اواخر شب قبل توانسته بود خود را به اردوگاه مغول برساند، اما در هنگام ورود بخش بزرگی از سپاه او، حدود بیست یا سی هزار نفر، هنوز در راه بودند. [30]سعادت خان بدون مشورت یا تماس با محمدشاه یا دیگر فرماندهان، فوراً بر فیل جنگی خود سوار شد و به محل درگیری رفت. تعدادی از یگان های توپخانه و همچنین 2000 سواره و پیاده که پشت سر او بودند او را همراهی می کردند. تعداد بیشتری از مردانش به زودی پس از ترک اردوگاه به او خواهند پیوست. سعادت خان با یگانهای سواره نظام پارسی مستقر در مجاورت منطقه وارد عمل شد که قبل از تظاهر به مسیری به سمت شرق، مقاومت نشان دادند. سعادت خان با ارسال گزارش فوری به اردوگاه دست بالا که دریافت کرده بود، برای تکمیل پیروزی درخواست کمک کرد.
همانطور که گزارش ها به فرماندهی عالی مغول رسید، اختلاف نظرهایی در مورد اینکه آیا این درخواست ها برای تقویت باید پاسخ داده شود یا خیر، به وجود آمد. محمدشاه مشتاق بود که به سعادت خان در این مبارزه بپیوندد، در حالی که دو تن از مشاوران ارشد او، نظام الملک و خان دوران، در برابر تصمیمات عجولانه احتیاط را توصیه می کردند. محمد شاه ناامید اتهاماتی را در مورد شخصیت رزمی خان دوران مطرح کرد، که او با ذوق زدگی با پوشیدن زره و به دست گرفتن فیل جنگی خود برای آماده شدن برای نبرد پاسخ داد. مجموع اولیه مردانی که اردوگاه مغول را به همراه خان دوران ترک کردند، بیش از 8000 تا 9000 نفر نبود که بیشتر آنها سواره نظام و تعدادی پیاده نظام مسلح بودند. یک جریان پیوسته از نیروهای کمکی پادگان مغول را ترک کرد تا از رودخانه علیمردان عبور کند و در طول روز درگیر نبرد شود. اما هیچ تلاشی برای قرار دادن این تعداد زیاد در شرق رودخانه علیمردان برای حمایت از واحدهای مغول که قبلاً درگیر بودند، انجام نشد. در عوض، مغولها در جبهه، یک خط تقویت مداوم دریافت میکردند، بدون هیچ برنامه استراتژیک بزرگی که به هدایت آنها کمک کند.[31]
نادر مغول ها را به مرکز تقسیم کرد و رفت
وقتی نادار پیشرفت سعادت خان را به سمت مرکز ایران دید، دستور داد تا زامبورک را به جلو ببرند تا قدرت آتش را در تبادل اولیه به حداکثر برسانند. وی شخصاً به فرماندهی یک نیروی منتخب متشکل از 1000 سوار برگزیده از صفوف طایفه افشار، سه یگان زبده سواره نظام مسلح به تفنگ جاجایارچی را در مجاورت روستای کنجپورا مستقر کرد. این واحدها (هر یک هزار نیرو) با استقرار زامبورک توسط نادر نیز پشتیبانی شدند. نادر با فرستادن دو یگان جزایرچی اشرافی خود به کوهستان با هدف انحراف مغول ها به مرکز ایران، واحد دیگری را فرستاد تا خان دوران را در مسیری متفاوت قرار دهد و سرانجام او را به جناح چپ ارتش که منتظر بود جذب کرد. کمین در اطراف کانجپورا
صحنه ای دراماتیک از نبردی که در یک قالیچه ایرانی بافته شده است (نگاه کنید به شترهایی که در گوشه بالای فرش آتش می زنند و به افسانه ارتش ایرانی اشاره می کند که از این تاکتیک برای ترساندن فیل های جنگی مغول استفاده می کند). [32]
اگرچه سعادت خان به دلیل تاکتیک های انحرافی درخشان نادر عملاً به طور موقت پیشروی خود را متوقف کرد، اما در انتظار تقویت خان دورهان، خان دوران از ارتش سعادت خان رانده شد و خود سعادت خان بدون پیشروی او مورد کنایه قرار گرفت تا پیشروی را از سر بگیرد. برای تثبیت با تقویت های بعدی. نظام الملک در تلاشی کند برای پیشروی برای حمایت از عناصر کلیدی ارتش شروع به تشکیل افراد خود در پشت رودخانه علیمردان کرد.
مرکز فارس مشتاقانه منتظر آمدن افراد سعادت خان بود که تفنگ و تفنگ پر کرده بودند. با آمدن تفنگداران مغول به تیراندازی، نیروی غربالگری سواره نظام از هم پاشید تا صفی از جزایرچی با تفنگ های مسطح آشکار شود. رگبار مشابهی نیز به سمت دشمن پیش رو شلیک شد. گواه بزرگی بر دلاوری مردان سعادت خان، مغولان آتش تنبیهی از خط پارسی گرفتند و گرفتند. آنها همچنین توانستند مرکز را ببندند و درگیری عمومی به وجود آمد که فشار زیادی بر مرکز فارس وارد کرد. [7
[۷/۲۲، ۱۵:۳۸] فرشادجهانبخشی: مقالات جهانی ویکی هند را بخوانید
نبرد کارنال
نبرد کارنال (24 فوریه 1739)، [20] پیروزی قاطع نادارشاه ، بنیانگذار سلسله افشاریان ایران ، در جریان حمله به هند بود. ارتش نادر ظرف سه ساعت ارتش محمدشاه را شکست داد [21] و راه را برای غارت دهلی توسط ایرانیان هموار کرد. نامزدی مهمترین گوهر در دوران سربازی نادر و همچنین یک شاهکار تاکتیکی محسوب میشود. [12] [22] [23] نبرد در نزدیکی کارنال، 110 کیلومتری (68 مایلی) شمال دهلی، هند رخ داد. [1]
نبرد کارنال
بخشی از حمله نادرشاه به هند
نادرشاه در غارت دهلی - صحنه نبرد با نادرشاه سوار بر اسب، احتمالاً محمد علی بن عبدالبیگ گنور علی قلی جبدار، اواسط قرن 18، موزه هنرهای زیبا، بوستون. jpg
پرتره نادرشاه روی گونی دهلی پس از پیروزی در کارنال
تاریخ 24 فوریه 1739
محل
کارنال ، منطقه پنجاب ، شمال هند
29°43'36.5 اینچ 77°04'00.7 اینچ شرقیمختصات : 29°43′36.5″ شمالی 77°04′00.7″ شرقی
نتیجه پیروزی قاطع پارسی [1]
تغییر منطقه ای پایتخت مغول دهلی تسخیر و سپس غارت شد. تمام قلمروهای مغول در شمال رود سند با امپراتوری ایران مرتبط است.
جنگ طلب
استاندارد شاهنشاهی افشارید (3 راه راه).svg امپراطوری پارسی علم امپراتوری مغول. svg امپراتوری مغول
فرمانده و رهبر
نادر شاه flag.svg نادرشاه
( شاهنشاه )
افسر فارسی
نادر شاه flag.svg نصرالله میرزا افشاری
نادر شاه flag.svg تهماسپ خان جلیر
نادر شاه flag.svg فتعلی خان افشاری
نادر شاه flag.svgلطفعلی خان افشاری
نشان باغشنی مخرانی. svg آرکل دوم گرجستان [2] [3]
استاندارد شاهنشاهی افشارید (3 راه راه).svgاحمد شاه درانی
علم امپراتوری مغول. svgمحمد شاه
(امپراتور مغول)
مقامات مغول
نظام الملک
سعادت خان (اسرا)
خان دوران (DOW)
سعد الدین خان
نثار محمد خان
خواجه عاشورا
مظفرخان
علی حمید خان
محضرم
اصل خان
علی احمد خان
شهداد افغان
یادگار حسن کوکا
اشرف خان
ایتیبار خان
عقیل بیگ کمبالپوش
میر کالو
جان نثار خان
راتان چاند
قدرت
55000 نفر با اردوگاه جنگی 160000 نفری ( سواره نظام و مسلح) [4] [5] [6] [7]
صدها توپ و زامبوراکس
75000 (احتمالا) [8] [9] [10] [11] تا 300000 (شامل غیر رزمندگان) [7] [12] [13] [14]
2000 فیل جنگی
3000 اسلحه
تلفات و خسارات وارده
1100 تا 2500 با 5000 مجروح [15] [16] [17] 8,000-10,000 [18] [19] تا 20,000-30,000 [12]
این نبرد نقطه اوج حمله نادرشاه به امپراتوری مغول بود. ندار پس از فتح شرق افغانستان و تهاجماتش از کابل و پیشاور، ارتش خود را به سمت جنوب به سمت پایتخت مغول حرکت داد. در دهلی، محمد شاه ارتش بسیار بزرگی را جمع آوری کرد و با آنها به سمت شمال پیش از زمین سنگین ارتش خود در کارنال حرکت کرد. نادر دست به مبارزه زد و پیروز شد. در مذاکرات پس از شکست فاجعه بار، محمد شاه پذیرفت که در ازای حفظ امپراتوری خود در سرزمین خود غرامت بزرگی بپردازد. با این حال، نادر امپراتور مغول را مجبور به تسلیم کامل کرد و او را به پایتخت خود دهلی برد. جایی که خزانه مغول غارت شد. شورش شهروندان دهلی علیه سپاهیان نادر به کشتار خونینی ختم شد که در آن تمام شهر غارت و غارت شد. به دلیل غارت سنگین دهلی، نادر فرمان سلطنتی را صادر کرد که کل مالیات ها را به مدت سه سال حذف کرد. ارتش ایران به زودی رفت و 30000 کشته بر جای گذاشت. محمد شاه نیز مجبور شد به تمام سرزمین های خود در غرب سند که توسط نادرشاه ضمیمه شده بود، بپیوندد.
در نتیجه شکست عظیم امپراتوری مغول در کارنال، سلسله مغول که در حال سقوط بود، به شدت تضعیف شد تا حدی که زوال آن شتاب گرفت. به گفته Exworthy، همچنین ممکن است بدون تأثیرات فاجعه بار حمله نادر به هند، تسلط استعماری اروپا بر شبه قاره هند به شکل دیگری یا شاید اصلاً رخ نمی داد. [12]
مورد نادر بیلی
یک مقصد محبوب برای مزدوران و سرداران افغان، که در لشکرکشی های متعدد نادر علیه پادشاهی های مختلف در افغانستان شکست خوردند، مناطق مرزی شمالی امپراتوری مغول بود. نادر درخواست های متعددی را به فرمانداران محلی و سیاستمداران شمال هند ارسال کرد تا این فراریان دستگیر و به آنها تحویل داده شوند. نادر پس از فتح افغانستان به دنبال بهانه ای برای حمله به امپراتوری مغول بود. طبیعتاً آنها از این فرصت استفاده کردند و حمله خود را به عنوان طعمه جنگجویان افغان که در زمین ناهموار شمال امپراتوری مغول پناه گرفته بودند، پنهان کردند. [24]
همچنین قابل توجه است که نادار با یکی از وزیران ارشد مغول به نام نظام الملک که در آن زمان او را به خیانت علیه امپراتور مغول متهم کرده بود در تماس بود. در حالی که ممکن است نظام الملک واقعاً تحریک نادار به امپراتوری مغول بوده باشد، این یک حدس غیرقابل تصور است.
اینکه آیا امپراتوری مغول می توانست از طریق دیپلماتیک از این وضعیت اجتناب کند یا نه، هنوز موضوع بحث است. توانایی دولت مغول برای یافتن و زندانی کردن فراریان افغان در نواحی مرزی خود یک موضوع کاملاً مشکوک است، همانطور که تعداد واقعی فراریان واقعاً از این مناطق فرار می کنند. این کاملاً ممکن است که تعداد آنها ناکافی باشد. قصد نادرشاه برای حمله به هند مغول ادامه داشت، خواه مقامات مغول به درخواست او برای ردیابی و تحویل فراریان تن دهند یا خیر. محتمل است که نادرشاه از تقاضای فراریان و برآورده نشدن کامل خواسته، بهانه ای برای هجوم و غارت استفاده کرده باشد.
ورود نادار به امپراتوری مغول
هنگامی که نادر به قلمرو مغول ها نقل مکان کرد، اتباع گرجی خود و پادشاه آینده گرجستان شرقی، آرکال دوم، که یک گروه گرجی را در ارتش شاهنشاهی ایران رهبری می کرد، همراهی می شد. [2] [3]با شنیدن نزدیک شدن نادرشاه از قندهار، والیان پشاور و کابل لشکری متشکل از 20000 مرد که اکثراً مزدوران افغان از قبایل شرق افغانستان بودند، تشکیل دادند تا پیشروی ایرانیان را بررسی کنند. موضعی که برای مقابله با ارتش ایران انتخاب شد، به سختی میتوانست بهتر از این انتخاب شود، زیرا تنها میتوان انتظار داشت که ستون کوچکی از مردان از گذرگاه باریک خیبر عبور کنند و هیچ کس در گروههای جنگی وجود نداشته باشد. نادر که از بیهودگی درگیری یک به یک متقاعد شده بود، در عوض یک رویکرد جایگزین را انتخاب کرد. یکی از راهنمایان محلی به او از یک گردنه صعب العبور اما قابل عبور گفت که به موازات خیبر امتداد دارد، به نام گردنه چاچوبی.
در 26 آبان ماه از جلال آباد حرکت کرد، سپاه ایران به باریکاب (33 کیلومتری گردنه خیبر) رسید و نادار نیروهای خود را تقسیم کرد و مرتضی میرزا را با تعداد زیادی نیرو و 12000 نفر پشت سر گذاشت.خبر فرستاد. نصرالله از زیر کولی گذشت و او 10000 سوار سبک منتخب را تحت فرماندهی مستقیم خود جمع کرد. یک راهپیمایی حماسی جناحی به طول بیش از 80 کیلومتر از برخی از صعب العبورترین مناطق آسیا شروع شد تا به مسجد علی برسد، از آنجا 10000 نفر راهپیمایی خود را به سمت شمال و شرق به سمت گردنه خیبر طی کردند. [25]
ظهور ناگهانی گروهی قوی از سواره نظام در پشت سر آنان، سپاه والی را در موقعیت دشواری قرار داد، هر چند توانستند مدتی مقاومت کنند، پیش از آنکه سواران سبک نادر آنها را کاملاً شکست دهند. بدین ترتیب راه شمال امپراتوری مغول باز شد و بدنه اصلی ارتش شاهنشاهی ایران توانست به داخل مغول وارد شود.
در 16 نوامبر 1739، نادر گارد پیشروی خود را از پیشاور به سمت جنوب به سمت رودخانه سند در پنجاب پیش برد. لشکر پارسی هنگام عبور از رودخانه در راه لاهور بر روستای بی دفاع افتاد و در راه سوخت. فرماندار لاهور به امید مقاومت شروع به تشدید جنگ های خود کرد. نادر سرعت خود را افزایش داد و از جهتی غیرمنتظره با چنان قدرتی حمله کرد که تنها پس از گذشت یک روز، فرماندار تسلیم خواست شاه شد. هدیه دو میلیون روپیه ای به شاه، موقعیت فرماندار را به عنوان حاکم لاهور تضمین کرد.
محمد شاه نیروی عظیمی را جمع آوری می کند
خبر پیروزی های پیاپی ارتش متجاوز نادار در دربار مغولان محمدشاه مقیم دهلی وحشت ایجاد کرد. نظام الملک در حضور امپراتور احضار شد و احضارهای متعددی به سراسر شمال هند برای کمک به نیروهای نظامی فرستاده شد. در 13 دسامبر، ارتش مغول خروج خود را از دهلی دید تا با نیروهای مهاجم در شمال روبرو شود. بزرگی اندازه آن به حدی بود که طول ستون 25 کیلومتر و عرض آن 3 کیلومتر بود. خود محمد شاه به این ارتش پیوست. به دلیل وسعت دست و پا گیر ارتش مغول، محمد شاه نتوانست ارتش خود را فراتر از کارنال در حدود 120 کیلومتری شمال دهلی حرکت دهد.
توپخانه مغول قدیمی تر از توپخانه ایرانی بداهه نادر بود.
در مجموع، محمدشاه فرماندهی یک اردوگاه جنگی متشکل از 300000 سرباز، از جمله افراد غیر جنگنده مجهز به 3000 اسلحه، همراه با 2000 فیل جنگی را بر عهده داشت. از این تعداد، نیروی مستقر در میدان 75000 نفر بود. [26] [27]علیرغم اینکه مغول ها تعداد زیادی داشتند، آنها از مواد جنگی منسوخ و سیستم های استراتژیک باستانی رنج می بردند. تقریباً همه اسلحههای ارتش به قدری بزرگ بودند که نمیتوان آنها را توپخانه میدانی در نظر گرفت زیرا عملاً مانور دادن آنها در طول نبرد غیرممکن بود و بارگیری مجدد آنقدر طول کشید که حتی در موارد استفاده صحیح حداقل تأثیر را داشتند. در مقابل، بیشتر اسلحههای نادر سبکتر و قابل مانورتر از همتایان مغول خود بودند، و همچنین زامبوراک که قدرت شلیک متحرک بیشتری را فراهم میکرد. بر خلاف پیاده نظام ارتش مغول، 20000 تفنگچی ایرانی (جزرهچی) همگی یونیفرم پوش، حفاری و سازماندهی همگن بودند. اگرچه 50000 سواره نظام در ارتش مغول از کیفیت عالی برخوردار بودند. اما هیچ چیزی وجود نداشت که نشان دهد یک ساختار نظامی مشترک و منسجم برای استقرار و استفاده از آنها تنظیم شده بود. سواره نظام ایرانی از دو قسمت تشکیل شده بود. سربازان دولتی که از طریق سیستم مشابهی آموزش دیده و تمرین می کردند و سربازان کمکی که پس از فتح سرزمین خود در ارتش امپراتوری استخدام شدند.[28]
نادار یک گروه هجومی متشکل از 6000 سوار کرد را با هدف جمع آوری اطلاعات و بازگرداندن زندانیان به منظور بازجویی فرستاد. گروه حمله به یک دسته توپخانه مغول کمین کرد و چندین زندانی را بیرون آورد و آنها را به اردوگاه بازگرداند. نادار با خروج از بدنه اصلی ارتش خود به فرماندهی پسرش مرتضی میرزا، نیروهای کوچکی را جمع آوری کرد و به سمت عظیم آباد، قلعه قدیمی در 32 کیلومتری کارنال پیش رفت. عظیم آباد پس از وارد شدن توپ های ایرانی به استحکامات آن به راحتی تسلیم شد. [29]
در اینجا نادر با رهبر لشکر 6000 پیشاهنگی کردها ملاقات کرد. او از جغرافیای اطراف کارنال و قدرت تقسیم اردوگاه مغول مطلع شد. او بی سر و صدا تصمیم گرفت ارتش خود را در شرق اردوگاه مغول مستقر کند و محمدشاه را در مکانی که انتخاب کرده بود به جنگ بکشاند.
جنگ
ترتیبات و استقرار
در 23 بهمن، سپاه پارس اردوگاه را شکست و وارد دره بین رودخانه علیمردان و جمنا شد. خود نادر با اردو زدن در شمال روستای کنجپورا برای بازرسی موقعیت دشمن به راه افتاد. نادر پس از بازگشت به اردوگاه، همه افسران ارتش را برای سخنرانی فراخواند. بعداً در همان روز، خبر از لشکر کشی گروه بزرگی از مغولان از طریق پانیپات با هدف پیوستن به ارتش محمدشاه به نادر رسید. مردی که این حزب را رهبری کرد، سعادت خان، از معتمدین محمد شاه و از سیاستمداران بلندپایه امپراتوری مغول بود. نادر شروع به طراحی استراتژی کرد بر اساس رویکرد سعادت خان برای فریب دادن ارتش اصلی مغول از رودخانه علیمردان و به دره قبل از روستای کنجپورا، جایی که او قصد داشت نبرد را از موقعیتی سودمند برساند. سعادت خان که مدتها منتظرش بود با شادی فراوان وارد کانتون مغول شد.
تصویری از کل نبرد کارنال، بر اساس شمشیر ایرانی اثر Exworthy .
در صبح روز 24 فوریه، نادر افراد خود را به سه بدن اصلی تقسیم کرد. مرکز ارتش در شمال روستای کنجپورا در ضلع غربی قرار داشت و گروهی از مشاوران ارشد به فرماندهی مرتضی میرزا پسر نادر (که بعداً به افتخار دستاوردهای او در نبرد بعدی به نصراله کولی تغییر نام داد) داشت. دفع آن در شمال مرتضی کولی، تهماسپ خان جلیر فرماندهی جناح راست ارتش در جنوب را بر عهده داشت و فرماندهی مشترک چپ به فتحعلی خان کیانی و لطفعلی خان افشار داده شد.
در این هنگام به سعادت خان اطلاع دادند که عقبه ستون او مورد حمله قرار گرفته و کالاها به دست دشمن گرفته و با خود برده شده است. گرچه سعادت خان در اواخر شب قبل توانسته بود خود را به اردوگاه مغول برساند، اما در هنگام ورود بخش بزرگی از سپاه او، حدود بیست یا سی هزار نفر، هنوز در راه بودند. [30]سعادت خان بدون مشورت یا تماس با محمدشاه یا دیگر فرماندهان، فوراً بر فیل جنگی خود سوار شد و به محل درگیری رفت. تعدادی از یگان های توپخانه و همچنین 2000 سواره و پیاده که پشت سر او بودند او را همراهی می کردند. تعداد بیشتری از مردانش به زودی پس از ترک اردوگاه به او خواهند پیوست. سعادت خان با یگانهای سواره نظام پارسی مستقر در مجاورت منطقه وارد عمل شد که قبل از تظاهر به مسیری به سمت شرق، مقاومت نشان دادند. سعادت خان با ارسال گزارش فوری به اردوگاه دست بالا که دریافت کرده بود، برای تکمیل پیروزی درخواست کمک کرد.
همانطور که گزارش ها به فرماندهی عالی مغول رسید، اختلاف نظرهایی در مورد اینکه آیا این درخواست ها برای تقویت باید پاسخ داده شود یا خیر، به وجود آمد. محمدشاه مشتاق بود که به سعادت خان در این مبارزه بپیوندد، در حالی که دو تن از مشاوران ارشد او، نظام الملک و خان دوران، در برابر تصمیمات عجولانه احتیاط را توصیه می کردند. محمد شاه ناامید اتهاماتی را در مورد شخصیت رزمی خان دوران مطرح کرد، که او با ذوق زدگی با پوشیدن زره و به دست گرفتن فیل جنگی خود برای آماده شدن برای نبرد پاسخ داد. مجموع اولیه مردانی که اردوگاه مغول را به همراه خان دوران ترک کردند، بیش از 8000 تا 9000 نفر نبود که بیشتر آنها سواره نظام و تعدادی پیاده نظام مسلح بودند. یک جریان پیوسته از نیروهای کمکی پادگان مغول را ترک کرد تا از رودخانه علیمردان عبور کند و در طول روز درگیر نبرد شود. اما هیچ تلاشی برای قرار دادن این تعداد زیاد در شرق رودخانه علیمردان برای حمایت از واحدهای مغول که قبلاً درگیر بودند، انجام نشد. در عوض، مغولها در جبهه، یک خط تقویت مداوم دریافت میکردند، بدون هیچ برنامه استراتژیک بزرگی که به هدایت آنها کمک کند.[31]
نادر مغول ها را به مرکز تقسیم کرد و رفت
وقتی نادار پیشرفت سعادت خان را به سمت مرکز ایران دید، دستور داد تا زامبورک را به جلو ببرند تا قدرت آتش را در تبادل اولیه به حداکثر برسانند. وی شخصاً به فرماندهی یک نیروی منتخب متشکل از 1000 سوار برگزیده از صفوف طایفه افشار، سه یگان زبده سواره نظام مسلح به تفنگ جاجایارچی را در مجاورت روستای کنجپورا مستقر کرد. این واحدها (هر یک هزار نیرو) با استقرار زامبورک توسط نادر نیز پشتیبانی شدند. نادر با فرستادن دو یگان جزایرچی اشرافی خود به کوهستان با هدف انحراف مغول ها به مرکز ایران، واحد دیگری را فرستاد تا خان دوران را در مسیری متفاوت قرار دهد و سرانجام او را به جناح چپ ارتش که منتظر بود جذب کرد. کمین در اطراف کانجپورا
صحنه ای دراماتیک از نبردی که در یک قالیچه ایرانی بافته شده است (نگاه کنید به شترهایی که در گوشه بالای فرش آتش می زنند و به افسانه ارتش ایرانی اشاره می کند که از این تاکتیک برای ترساندن فیل های جنگی مغول استفاده می کند). [32]
اگرچه سعادت خان به دلیل تاکتیک های انحرافی درخشان نادر عملاً به طور موقت پیشروی خود را متوقف کرد، اما در انتظار تقویت خان دورهان، خان دوران از ارتش سعادت خان رانده شد و خود سعادت خان بدون پیشروی او مورد کنایه قرار گرفت تا پیشروی را از سر بگیرد. برای تثبیت با تقویت های بعدی. نظام الملک در تلاشی کند برای پیشروی برای حمایت از عناصر کلیدی ارتش شروع به تشکیل افراد خود در پشت رودخانه علیمردان کرد.
مرکز فارس مشتاقانه منتظر آمدن افراد سعادت خان بود که تفنگ و تفنگ پر کرده بودند. با آمدن تفنگداران مغول به تیراندازی، نیروی غربالگری سواره نظام از هم پاشید تا صفی از جزایرچی با تفنگ های مسطح آشکار شود. رگبار مشابهی نیز به سمت دشمن پیش رو شلیک شد. گواه بزرگی بر دلاوری مردان سعادت خان، مغولان آتش تنبیهی از خط پارسی گرفتند و گرفتند. آنها همچنین توانستند مرکز را ببندند و درگیری عمومی به وجود آمد که فشار زیادی بر مرکز فارس وارد کرد. [7]
کمین در کنجپور
تصویری از تسلیم شدن سعادت خان پس از کمین در کنجپورا، در حالی که او را سوار فیل خود نزد نادرشاه می آورند.
در جنوب، جایی که کرانه چپ پارسی در کنجپورا قرار داشت، خان دیران درست در دستان نادر بازی کرد که تعقیب او ناگهان به یک کمین خونین تبدیل شد. ظهور ناگهانی سربازان ایرانی از اطراف کنجپورا مغولان را فلج کرد. حجم عظیم آتش جزایرچی و زامبوراکس ویرانی باورنکردنی بر سربازان بدبخت مغول که در ویرانی هولناک نادر گرفتار شده بودند، وارد کرد.
نادر از پشت خط اصلی جزایرچی قتل عام را تماشا می کرد و او رگبار به سمت دشمن در حال چرخش روبروی خود شلیک می کرد. گلوله های سنگین جزایر کاستوری به راحتی به زره فیل های جنگی نفوذ کرد و بزرگان زیادی در میان مغول ها کشته و اسیر شدند. خود خان دوران کشته شد. او که به شدت زخمی شده بود، از روی فیلش افتاد که خون خودش روی آن ریخته شد و باعث شد بقیه نگهدارنده هایش برای کمک به او تلاش کنند. [33]
طهماسب خان ژالیر به فرماندهی راست پارس تا این مرحله در جنگ شرکت نکرد و از شمال شروع به پیچیدن لشکریان خود به دور جناح چپ افراد سعادت خان کرد. پس از دو ساعت درگیری شدید در مرکز، فیل جنگی سعادت خان با فیل دیگری گرفتار شد و یک سرباز ایرانی دیوانه وار به سمت حیوان خان رفت و از او خواست که تسلیم شود. سعادت خان که در شرایط ناممکنی گرفتار شده بود تصمیم گرفت اسلحه خود را زمین بگذارد. چند سرباز دیگر مغول از این راه پیروی کردند در حالی که برخی دیگر جدا شدند و به سمت غرب گریختند. خامه لشکر دشمن به کلی منهدم شد و بقیه از رودخانه علیمردان فرار کردند. ایرانیان در تعقیب سازمان یافته نیروهای خود را فراتر از محدوده خط جنگ مغول که در پشت رودخانه در امتداد نادر کشیده شده بود متوقف کردند. نادر که تمایلی به درگیری با مغول ها در زمین های متخاصم نداشت، خطوط خود را در دره شرق دوباره برقرار کرد. تعداد زیادی از سپاهیان مغول که در پشت رودخانه به فرماندهی نظام الملک مستقر بودند، نمی توانستند از نظر کمک به نتیجه نبردی که برای آنها فاجعه بار بود، انجام دهند.[23]
نادر بعداً نیروهایی را به اطراف کانتون مغول فرستاد تا با قطع خطوط لجستیکی منتهی به اردوگاه محمدشاه، محاصره کنند. خبر دستگیری سعادت خان و شایعه مرگ خان دوران به همراه چند تن دیگر از افسران بلندپایه مغول باعث افت روحیه ارتش شد. از دست دادن امید در برخی موارد منجر به شورش شد و گروه هایی از سربازان شروع به غارت اردوگاه کردند.
خسارات و عواقب
آثار هنری سقف در کاخ چهال ستون. توجه داشته باشید که اثر هنری سمت راست نبرد کارنال را به تصویر می کشد.
مغول ها خسارات بسیار سنگین تری نسبت به ایرانی ها متحمل شدند. ارقام دقیق نامشخص است زیرا گزارشهای مربوط به آن دوره احتمالاً بمبگذاری بوده است. مفسران مختلف معاصر تلفات مغول را تا 30000 نفر تخمین زده اند که اکثر آنها بر روی رقم 20000 موافق هستند و Exworthy تلفات را حدود 10000 سرباز مغول تخمین زده است. خود نادار ادعا کرد که ارتش او 20000 مرد را کشت و "بسیاری دیگر" را زندانی کرد. [34] تعداد افسران مغول کشته شده 400 نفر بود. [35] اگرچه تلفات واقعی به نسبت کل ارتش مغول زیاد نبود، اما این واقعیت را پنهان می کند که تلفات در میان نیروهای مغول بهترین بودند. که تعداد زیادی از رهبران آن نیز شامل می شوند.
مغول ها به دلیل اسلحه های قدیمی خود تا حدی شکست خوردند. علاوه بر این، فیلهای هندی هدف راحتتری برای توپخانه ایرانی بودند و سربازان ایرانی در استفاده از تفنگ مهارت بیشتری داشتند. [36]
ماهیت تلفات باعث ناامیدی شدید در میان مغولان باقیمانده شد که در نتیجه شکست سخت نتوانستند نظم خود را حفظ کنند. بلافاصله پس از افت روحیه، سربازان اردوگاه خود را غارت کردند، بسیاری ترک کردند و تمایل خود را برای جنگیدن دوباره از دست دادند. یکی از دردناک ترین ضایعات ضایعه خان دوران بود. او را مجروح مرگبار برگرداندند و پیروان وفادارش حتی جایی برای استراحت بر سر او پیدا نکردند. نظام الملک بر اثر دشمنی دیرینه به طرف خان دوران آمد که در حال جان دادن بود تا پیش از مرگ او را مسخره کند. مرگ خان در آن شب توسط برخی از پیروان بازمانده او محاصره شد.
مطالعات اخیر کل تلفات ایرانی را شامل 400 کشته و 700 زخمی برآورد می کند. [17] این تعداد شامل بخش کوچکی از ارتش ایران بود که بسیار ناچیز بود.
ملاقات امپراتور نادار شاه و امپراتور مغول محمد شاه.
عصر همان روز سعادت خان را نزد نادر بردند. خان به شاه توصیه کرد که نظام الملک را احضار کند، زیرا او «کلید امپراتوری» است. اندکی بعد، نظام الملک و دیگر همجویان مغول به اردوگاه نادر رسیدند.
اگرچه جلسه در ابتدا پر تنش بود و نمایندگان تام الاختیار مغول به جای لباس شخصی با زره وارد شدند، نادار به زودی درخواست کرد که او و نظام الملک را به حال خود رها کنند تا بتوانند آزادانه تری در مورد مسائل گفتگو کنند. زمانی که نظام الملک با شاه خلوت کرد، متواضعانه ادعا کرد که زندگی او کاملاً در رحمت اوست. نادار اهمیت موافقت با پرداخت غرامت برای تاج محمد شاه را بر او متذکر شد. نادار پس از متقاعد کردن نظام الملک به درخواست حضور شخصی امپراتور مغول در اردوگاه ایرانیان، او را به بیرون فرستاد.
در 26 فوریه امپراتور مغول با آب و تاب فراوان برای دیدار با همتای ایرانی خود سفر کرد. نادار به محمدشاه احترامی در خور یک شاهنشاه داد و به زبان ترکی با او مذاکره کرد. پس از پایان مذاکرات، حزب مغول به کانتون خود در غرب رودخانه علیمردان بازگشت.
جنجال داغی در مورد اینکه چه کسی جایگزین خان دوران در دفتر او خواهد شد، درگرفت. محمد شاه از طرف نظام الملک مداخله کرد که باعث خشم چند نفر دیگر از سرشناسان از جمله سعادت خان شد. ادعا می شود که سعادت خان با نادار مکاتبه ای مخفیانه انجام داد و شاه را متقاعد کرد که برای گرفتن غرامت هنگفت از محمد شاه به دهلی برود.
انقیاد مغول و الحاق دهلی
نادرشاه پس از پیروزی در جنگ کارنال بر تخت طاووس نشست. تخت طاووس پس از آن به ایران بازگردانده شد و به نماد قدرت شاهنشاهی ایران تبدیل شد.
در اوایل ماه مارس، نادار یک بار دیگر نظام الملک را احضار کرد و به طور یکجانبه قراردادهای قبلی را باطل اعلام کرد. نظام الملک با این امر مخالفت کرد، اما مجبور شد از محمد شاه بخواهد که بار دیگر از اردوگاه ایرانیان بازدید کند. محمدشاه تمکین کرد و پس از آن برای همیشه در حضور (و بازداشت) نادر ماند. نادر در اقدامی رحمتآمیز به سربازان مغول که هنوز در اردوگاه او بودند اجازه داد تا کوهها و چهارپایان خود را همراهی کنند و همچنین به همه سربازانش به جز پیروان اردوگاه ایرانی پیش پرداخت پرداخت کرد. [ نیاز به منبع ] تهماسپ خان ژالیر، یکی از معتمدترین ستوان های نادر، مأمور پیشروی در گروهان سعادت خان در راه دهلی شد.
تصرف دهلی توسط پارسیان
نادر در 20 مارس 1739 با محمدشاه به عنوان دست نشانده وارد دهلی شد. شخص شاه را 20000 سواران سلطانی (نگهبانان سلطنتی) و 100 فیل جنگی سوار جزایرچی او همراهی می کردند. با ورود فاتحان دهلی، استحکامات شهر تفنگ های خود را به نشانه سلام شلیک کردند. ایرانیان در کاخ محمدشاه مورد استقبال باشکوه قرار گرفتند. سعادت خان از سوی نادر وظیفه اخذ مالیات از شهروندان دهلی را به عهده گرفت و تمام تلاش خود را برای جلب رضایت شاه به کار گرفت تا بتواند خود را تحت تأثیر رفتار خود قرار دهد. با این حال، هنگامی که سعادت خان به دنبال ملاقات با نادر بود، شاه او را به دلیل عدم دریافت مالیات با سرعت رضایت بخشی مجازات کرد. پس از شکست تحقیرآمیز سعادت خان در کارنال، خیانت آشکار او به امپراتورش، شکست ظالمانه او در جانبداری از مردی که معتقد بود حامی جدیدش بود. یک میزبان مهاجم خارجی مجبور شد ثروت مردم خود را بشوید. ، به حدی سربار شد که چند روز پس از ورود به آن شهر در دهلی درگذشت.
نادرشاه قصد داشت از طریق رعیت جدید خود، محمدشاه، کنترل خود را برقرار کند و قصد خود را برای نشاندن او بر تاج و تخت نشان داد. به این ترتیب، انضباط شدید نظامی حفظ شد و یک فرمان هرگونه آزار و اذیت غیرنظامیان را با قطع عضو تعیین کرد. نادر نخبگان مغول را نرم و ضعیف می دانست. در ملاقات با وزیر مغول، نادار از وی پرسید که چند زن در حرمسرای خود دارد، وزیر پاسخ داد: 850 نادار به طعنه گفت که 150 کنیز دیگر را اضافه خواهد کرد تا او را به درجه ویل
[۷/۲۲، ۱۵:۴۱] فرشادجهانبخشی: مینباشی (فرمانده) ارتقاء دهد. یک هزار). در 21 مارس، نادر سال نو ایرانی را جشن گرفت و به بسیاری از ژنرال ها و افسران هدایا و ترفیعاتی داده شد.
نادرشاه در راه رفتن به مسجد روشن الدوله با اجساد سربازان مرده ایرانی روبرو می شود.
شایعاتی در میان مردم دهلی منتشر شد مبنی بر اینکه هزینه ای غیر ضروری قریب الوقوع است. حکایت هایی نیز وجود داشت که محمدشاه نادر را به اسارت گرفت و او را به هر نحوی کشت. هنگامی که شایعه قتل خود نادار منتشر شد، گروهی از شهروندان دهلی در حالی که گروهی از سربازان ایرانی برای مذاکره در مورد قیمتها فرستاده شده بودند، در اطراف انبار غله تجمع کردند و طرفین پنج سرباز ایرانی را گرفتند که حمله کردند و کشته شدند. این حادثه باعث شورش شد و گروههایی از غیرنظامیان شهر را در نوردیدند و نیروهای ایرانی را هدف قرار دادند. هنگامی که این موضوع به نادر گزارش شد، او را از کار برکنار کردند و معتقد بود که سربازانش به دنبال بهانه ای برای غارت شهر هستند. اما پس از گزارش های مکرر از لینچ، نادار یکی از نگهبانان خود را برای تأیید این ادعاها فرستاد. او همچنین یکی دیگر از اطرافیان خود را فرستاد، اما هر دو توسط اوباش کشته شدند. نادر دارای یکنیروها (یک واحد هزار نفری) را فرستاد، اما به آنها دستور داد که فقط کسانی را که در خشونت دخالت داشتند مهار کنند. [37] [38]
شورش و غارت دهلی
شورش در دهلی شتاب بیشتری گرفت زیرا نیروهای نیرومندی که نادر برای برقراری نظم فرستاده بود با تفنگ و تیر به آتش کشیده شد. چندین واحد مختلف از ارتش ایران در آن شب در مجموعه هایی که در سطح شهر پراکنده بودند به اسارت درآمدند. صبح روز 22 اسفند، نادر از قصری که شب را در آن اقامت کرده بود، خارج شد و به سمت مسجد روشن و دوله حرکت کرد. در راه، یک اسلحه از ساختمان مجاور شلیک شد، نادار به سختی فرار کرد و در عوض یکی از ژنرال هایش کشته شد. هنگامی که بالای پشت بام مسجد بود، نادر به افراد خود دستور داد تا وارد تمام مناطقی شوند که سربازان ایرانی در آن کشته شده بودند و حتی یک نفر زنده نماند. او شمشیر خود را بالا برد که نشان دهنده آغاز یک قتل عام بود.
مسجد روشن الدوله ، جایی که نادار شمشیر را به نشانه آغاز قتل عام بلند کرد.
سه هزار سرباز از صحن مسجد بیرون آمدند و یک قتل عام هولناک و خونین را آغاز کردند. نادرشاه "با شمشیر در دست نشسته بود، چهره ای عبوس آغشته به اندوه و غرق در افکار عمیق داشت. هیچکس جرات شکست سکوت را نداشت." [39] دود بر فراز شهر بلند میشد و دائماً صدای غم و اندوه و التماس در اطراف شنیده میشد. مقاومت کمی وجود داشت و اکثر مردان بدون فرصت درگیری کشته شدند. چند نفر دستگیر و به رودخانه یامونا منتقل شدند و در آنجا سر همگی بریده شدند. سربازان وارد خانه ها شدند و همه ساکنان را کشتند، آنچه را که پیدا کردند غارت کردند و سپس آنچه را که باقی مانده بود به آتش کشیدند. قتل و تجاوز به گونهای بود که بسیاری از مردان ترجیح دادند هم خود و هم خانوادههایشان را بکشند تا اینکه در معرض و سلاخی سربازان ایرانی قرار بگیرند.
دو تن از بزرگان مغول که در تحریک این شورش نقش داشتند، سید نیازخان و شهنواز خان بودند. نیازخان و گروه کوچکی از پیروان گروه کوچکی از سربازان ایرانی را که برای امنیت در بیرون محل اقامت او مستقر بودند غافلگیر کردند و همه را کشتند. سپس به شهنواز خان پیوست و به اصطبل هایی که نادارشاه تمام فیل های جنگی اسیر شده هندی را در آن نگهداری می کرد حمله کرد. اصطبلها به زودی تسخیر شدند و آن دو حتی توانستند در جریان هیاهوی خشونت با فیلها از شهر فرار کنند. او به قلعه ای نزدیک شهر پناه برد. اما سپاهیان پارس آنها را بیرون کردند و وارد قلعه شدند و نیاز خان و شهنواز خان را به همراه چند صد تن از پیروانشان به اسارت گرفتند. همه را نزد نادر نزدیک مسجد بردند. به دستور نادر همه آنها را درجا سر بریدند. تنها گروهی از زندانیان آزاد شده به نادر زنان بودند.
تصویر تاورنیه از کوهنور در زوایای مختلف
این کشتار که از اواخر غروب روز قبل آغاز شد تا سحر روز بعد ادامه یافت تا اینکه نادر افسران و مأموران خود را برای اعلام پایان کشتار فرستاد. پایان سریع خصومت های ارتش ایران قابل توجه بود و بسیاری از مفسران معاصر ارتش نادر را به دلیل نظم و انضباط سخت ستایش می کردند. [40] اگرچه قتل تنها چند ساعت به طول انجامید، اما تعداد کشته شدگان بسیار بیشتر بود. حدود 30000 مرد، زن و کودک به دست سربازان ایرانی کشته شدند. پس از پایان یافتن این ناگوارترین واقعه در تاریخ دهلی، مقامات نادر شروع به اخذ مالیات کردند و حتی عده ای برای انجام این کار نزد نمایندگان دهلی فرستاده شدند. وزرای محمد شاه نیز در امان نبودند و به ویژه یکی مورد شکنجه قرار گرفت و اموالش با زور اسلحه مصادره شد
[۷/۲۲، ۱۵:۴۲] فرشادجهانبخشی: .
نادر 1000 سوار به هر ناحیه از شهر فرستاد تا از اخذ مالیات اطمینان حاصل کند. اما شاید بزرگترین ثروت از خزانه پایتخت سلسله مغول غارت شد. تخت طاووس نیز به تصرف ارتش ایران درآمد و سپس به عنوان نماد قدرت شاهنشاهی ایران خدمت کرد. نادر در میان انبوهی از جواهرات پر زرق و برق، الماس کوهینور (کوه نور) و دریای نور (دریای نور) را نیز به دست آورد. تخمین زده می شود که ارزش کل گنج غارت شده احتمالاً 700 میلیون روپیه باشد. این تقریباً معادل 90 میلیون پوند استرلینگ در آن زمان یا 8.2 میلیارد پوند استرلینگ در آغاز قرن بیست و یکم بود. [41]
امپراتور مغول مجبور به امضای چندین معاهده شد که پادشاهی او را بیشتر ویران کرد. تمام سرزمین های غرب سند به امپراتوری ایران واگذار شد. نادار همچنین به دنبال ایجاد پیوندهای زناشویی بین دو سلسله بود و برای پسران و ژنرال های خود و همچنین برای خود ازدواج کرد. نادر با رسیدن به ثروتی که میخواست، آماده رفتن شد.
نیروهای ایرانی در اوایل ماه مه 1739 دهلی را ترک کردند و هزاران فیل، اسب و شتر را با خود بردند که مملو از غنایمی بود که جمع آوری کرده بودند. غنایم مصادره شده از هند به قدری غنی بود که نادار پس از بازگشت به مدت سه سال مالیات را در ایران متوقف کرد. [42]
ارتش ایران به سمت شمال هندوکش حرکت کرد. نادار حضار فرمانداران را از سرزمین تازه تصاحب شده خود در شمال هند فراخوانده بود. همه به جز یکی هدایای وفاداری خود را به ارباب جدید خود آوردند و اعتراض کردند. خدایارخان، والی سند، با رضایت از غارت سنگین و تصرفات ارضی پیشاپیش قابل توجه نادر، با نادر چانه زنی کرده بود و از این رو خود را از دست نادر در امان می دانست. خدایارخان معتقد بود که نادر تا این اواخر در فصل مبارزات انتخاباتی از زمین های ناهموار کوه های هندوکش عبور نخواهد کرد. او اشتباه می کرد.
تاثیر تاریخی
پیروزی نادرشاه در برابر امپراتوری مغول در حال فروپاشی در شرق به این معنی بود که او میتوانست به غرب بپیوندد و بار دیگر با عثمانیها، یک متعصب ایرانی، روبرو شود. سلطان محمود اول عثمانی جنگ عثمانی و ایران (1743-1746) را آغاز کرد که در آن محمدشاه تا زمان مرگش در سال 1748 در کنار ترکها بود. [43] لشکرکشی هندی نادار به شرکت هند شرقی بریتانیا نسبت به ضعف شدید هشدار داد. امپراتوری مغول و پتانسیل امپریالیسم بریتانیا برای گسترش برای پر کردن جای خالی قدرت. [44]
در نتیجه شکست امپراتوری مغول در کارنال، سلسله مغول در حال انحطاط شدیداً به حدی تضعیف شد که زوال آن شتاب گرفت. به گفته اکسورثی مورخ، همچنین ممکن است که بدون تأثیرات فاجعه بار حمله نادر به هند، تسلط استعمارگران اروپایی بر شبه قاره هند به شکلی متفاوت یا شاید اصلاً تغییری اساسی در تاریخ هندی ها ایجاد نمی کرد. شبه قاره [44]
همه را ببین
سلسله افشاریان ایران
سلسله مغول
سلسله افشاریان
گذرگاه نبرد خیبر
نگین های تاج ایرانی
حمله نادرشاه به هند
نبرد دهلی (1737)
حمله به نادرشاه (1739)
ارجاع
^ A B Dupuy، R. ارنست و ترور ن. دوپوی، دایره المعارف تاریخ نظامی هارپر ، ویرایش چهارم، (ناشران هارپر کالینز، 1993)، 711.
^ a b دیوید مارشال لانگ. روسیه و ارمنستان ماوراء قفقاز، 1797–1889: یک رکورد مستند انتشارات دانشگاه کلمبیا، 1957 (دیجیتال مارس 2009، در اصل از دانشگاه میشیگان) صفحه 142
↑ A. B. Valery Silogva، Kakha Shengelia. "تاریخ گرجستان: از دوران باستان تا "انقلاب رز" انتشارات دانشگاه قفقاز، 2007 ISBN 978-9994086160 ص 158، 278
↑ سرکار، ج.، نادرشاه در هند، ص 38 [1]
↑ فلور، ویلم (2009). ظهور و سقوط نادرشاه: گزارش كمپاني هند شرقي هلند 1730-1747 ، ناشر دانا
↑ فلور، ویلم (1998). حقایق جدید مبارزات انتخاباتی نادرشاه در هند در مطالعات ایران ، ص 198-219
↑ A B C ژاک، تونی (2006)، "کارنال-1739-نادرشاه# حمله به هند"، فرهنگ لغت نبردها و دریاها: راهنمای 8500 نبرد از دوران باستان تا قرن بیست و یکم ، وست پورت، CT: گرین وود، ص. 512
↑ سرکار، ج.، نادرشاه در هند، ص 38 [2]
^ Kaushik Roy, War, Culture and Society in Early Modern South Asia, 1740–1849, page 32 "75000"&hl=en&sa=X&ved=0ahUKEwjWmIXSu-LoAhVI73MBHa7dB_sQuwUIMTAB#v=onepage&q
^ تاریخ جامع هند: 1712-1772، ص 69 "75000"&dq=نبرد+کارنال+"75000"&hl=en&sa=X&ved=0ahUKEwjWmIXSu-LoAhVI73MBHa7dB_sQE6
^ Sinha NK, Banerjee AC, History of India, p.458 "75000"&dq=نبرد+کارنال+"75000"&hl=en&sa=X&ved=0ahUKEwjWmIXSu-LoAhVI73MBHa7dB_sQ6AEI
↑ A B C D Exworthy، مایکل (2009). شمشیر پارس: نادرشاه، از جنگجوی قبیله تا ظالم غلبه ، ص. 254. آی بی توریس
↑ محمدکاظم مروی یزدی، مناظر نادر از جهان»، جلد 3، ادامین ریاحی، تهران، چاپ سوم، 1374.
↑ «تاریخ جنگهای نادرشاه» (تاریخ جهانگشای نادری)، 1759، میرزا مهدی خان استرآبادی، (مورخ دربار)
[۷/۲۲، ۱۵:۴۳] فرشادجهانبخشی: ، میرزا مهدی خان استرآبادی، (مورخ دربار)
^ Kaushik Roy, War, Culture and Society in Early Modern South Asia, 1740–1849, page 32 "75000"&hl=en&sa=X&ved=0ahUKEwjWmIXSu-LoAhVI73MBHa7dB_sQuwUIMTAB#v=onepage&q
↑ سرکار، ج.، نادرشاه در هند، ص 51 [3]
↑ A B Exworthy، مایکل (2009). شمشیر پارس: نادرشاه، از جنگجوی قبیله تا ظالم غلبه ، ص. 263. آی بی توریس
^ Kaushik Roy, War, Culture and Society in Early Modern South Asia, 1740–1849, page 32 "75000"&hl=en&sa=X&ved=0ahUKEwjWmIXSu-LoAhVI73MBHa7dB_sQuwUIMTAB#v=onepage&q
↑ سرکار، ج.، نادرشاه در هند، ص 51 [4]
↑ «هند وی. روابط: افشاریه و زند - دایره المعارف ایرانیکا». iranicaonline.org . بازبینی شده در 16 نوامبر 2015 .
↑ سرکار، جگدیش نارایان. مطالعه هند قرن هجدهم: تاریخ سیاسی، 1707-1761 کتابخانه ساراسوات، 1976. (جلد 1 الف) اصل از دانشگاه ویرجینیا. ص 115
↑ نقل شده در کریستوفر بلامی، تکامل جنگ زمینی مدرن: نظریه و عمل (لندن، 1990)، 214.
↑ ا ب مقتدر، غلامحسین (2008). جنگ بزرگ نادرشاه. دنیای کتابی
↑ Exworthy، مایکل، "ایران: امپراتوری ذهن"، کتابهای پنگوئن، 2007. ص158
↑ غفوری، علی (1387). تاریخ جنگهای ایران: از مادها تا کنون ، ص. 383. انتشارات آتلات
↑ سرکار، ج.، نادرشاه در هند، ص 38 [5]
^ Kaushik Roy, War, Culture and Society in Early Modern South Asia, 1740–1849, page 32 "75000"&hl=en&sa=X&ved=0ahUKEwjWmIXSu-LoAhVI73MBHa7dB_sQuwUIMTAB#v=onepage&q
↑ غفوری، علی (1387). تاریخ جنگهای ایران: از مادها تا امروز، ص. 383. انتشارات آتلات
↑ Exworthy، Michael (2009). شمشیر پارس: نادرشاه، از جنگجوی قبیله تا ظالم غلبه، ص. 255. آی بی توریس
↑ ارزنده، مایکل، شمشیر ایرانی؛ نادر شاه، از جنگجوی قبیله ای تا فتح تارانت، IB Tauris، 2009. ص 257
↑ مقتدر، غلامحسین (1387). نبرد بزرگ نادرشاه. دنیای کتابی
↑ هانوی، جوناس، گزارش تاریخی تجارت بریتانیا، 1:251–3.
↑ «تاریخ جنگهای نادرشاه» (تاریخ جهانگشای نادری)، 1759، میرزا مهدی خان استرآبادی، (مورخ دربار)
↑ سرتیپ سایکس، سر پرسی (1930). «تاریخ ایران، جلد دوم»، چاپ سوم، ص. 260. Macmillan & Co.
↑ «La Strategy Militaire, Les Campagneset Les Batailles de Nader Shah - La Revue de Tehran - Iran». تهران دات آی آر . بازبینی شده در 13 فوریه 2016 .
^ Exorthy 2009
^ ارزش ص.8
↑ «طرح کلی تاریخ ایران در دو قرن اخیر (۱۷۲۲–۱۹۲۲ میلادی)». ادوارد جی براون لندن: موسسه علوم انسانی پاکارد. ص 33 . بازبینی شده در 24 سپتامبر 2010 .
↑ مالکوم، تاریخ ایران ، جلد ۲، صفحه ۸۵
↑ ارزنده، مایکل، شمشیر ایرانی؛ نادرشاه، از جنگجوی قبیله ای تا غلبه بر ظالم ، IB Tauris، 2009.
↑ Exworthy, Michael, Iran: Empire of the Mind , Penguin Books, 2007. p159
↑ کاست، ادوارد، سالنامه جنگ های قرن هجدهم ، (چاپگرهای گیلبرت و ریوینگتون: لندن، 1862)، 228.
↑ نعیمر رحمان فاروقی (۱۹۸۹). روابط مغول و عثمانی: بررسی روابط سیاسی و دیپلماتیک بین هند مغول و امپراتوری عثمانی، 1556-1748. آیداره ادبیات دهلی . بازبینی شده در 6 آوریل 2012 .
^ A B Exworthy p.xvi
کتابشناسی - فهرست کتب
اکسورثی، مایکل، «شمشیر ایران؛ نادرشاه، از جنگجوی قبیله تا ظالم غلبه»، آی بی تائوریس، 2009.
کاست، ادوارد، سالنامه جنگ های قرن هجدهم ، چاپگرهای گیلبرت و ریوینگتون: لندن، 1862.
دوپی، آر. ارنست و ترور ن. دوپوی، دایره المعارف تاریخ نظامی هارپر ، ویرایش چهارم، انتشارات هارپر کالینز، 1993.
محمدکاظم مروی یزدی، اندیشه های نادر جهان ، ج 3، چاپ امین ریاحی، تهران، چاپ سوم، 1374ش.
لینک های خارجی
حمله نادرشاه به هند
نبرد کارنال 1739 - تاریخچه هاریانا