بهترین فیلم های وسترن

بهترین فیلم‌های وسترن تاریخ سینما

علی محمدپناه

۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۲ - 12:00

از گذشته تا به امروز در دنیای سینما آثار وسترن بسیار جذاب و تماشایی ساخته شدند که با حضور بازیگرانی درخشان همراه بودند.

تبلیغات

ژانر وسترن از دهه ۳۰ به بعد به یکی از عناصر اصلی سینما تبدیل شد و به مخاطبان آمریکایی و غیر آمریکایی طیف وسیعی از گاوچران‌ها و قهرمانان اسلحه به دست را معرفی کرد که در سرزمین‌های وحشی غرب آمریکا شجاعانه زندگی می‌کردند. در طول سال‌ها، فیلم‌های ژانر وسترن با توجه به زمانی که ساخته می‌شدند، تحول پیدا کردند و به بازتابی از جامعه تبدیل شدند.

۱۴. فیلم قطار ۳:۱۰ به یوما (۳:۱۰ to Yuma) – محصول سال ۲۰۰۷

فیلم ۳۱۰ to Yuma

فیلم «قطار ۳:۱۰ به یوما» داستان یک دامدار کوچک به نام دن ایوانز با بازی کریستین بیل را دنبال می‌کند که در شرف از دست دادن زمینش است و تنها راه برای پرداخت هزینه‌های آن نیز انتقال یک قانون‌شکن خطرناک به نام بن وید با بازی راسل کرو در سرزمینی بدون قانون و وحشی و رساندن وی با قطار به زندان یوما است. این سفری طولانی و سخت است و موانع بسیار زیادی بر سر راه دارد.

همانطور که دو مرد در سراسر آمریکای قدیمی و بدون قانون با شجاعت سفر می‌کنند، وید شروع به بازی‌های فکری با ایوانز می‌کند و تلاش دارد تا با کاهش انگیزه‌های این دامدار، سرعتش را کم کند تا دیرتر به مقصد برسند. نقش‌آفرینی درخشان کریستین بیل و راسل کرو سبب شده تا این فیلم بسیار ارزشمند و تماشایی باشد و این در حالی است که کارگردانی جیمز منگولد نیز فوق‌العاده ماهرانه بوده است.

  • تماشای تریلر فیلم «قطار ۳:۱۰ به یوما»

۱۳. فیلم هفت دلاور (The Magnificent Seven) – محصول سال ۱۹۶۰

فیلم The Magnificent Seven

فیلم «هفت دلاور» را می‌توان پاسخ هالیوود به فیلم حماسی و تحسین شده هفت سامورایی (The Seven Samurai) دانست. این فیلم داستانی مشابه همتای ژاپنی خودش دارد و آن را با زیبایی‌های گاوچرانی می‌پوشاند و یکی از نمادین‌ترین فیلم‌های وسترن تاریخ سینما را خلق می‌کند. این فیلم داستان گروهی از هفت‌تیرکش‌ها را دنبال می‌کند که توسط روستاییان درمانده برای محافظت از دست راهزنان خشن استخدام می‌شوند.

با حضور بازیگران برجسته و افراد سرسختی همچون استیو مک‌کوئین، چارلز برانسون و یول برینز، فضایی خوشایند از مردانگی و نشاط‌آور شکل گرفته و این در حالی است که این مردان شجاع سعی دارند تا از غریبه‌ها محافظت کنند. با اینکه آن‌ها این کار را از روی نوع‌دوستی انجام نمی‌دهند اما پویایی جالبی بین هر کدام از بازیگران و کاراکترها در فیلم «هفت دلاور» وجود دارد.

  • تماشای تریلر فیلم «هفت دلاور»

۱۲. فیلم دلیجان (Stagecoach) – محصول سال ۱۹۳۹

فیلم Stagecoach

۹ غریبه با یک کالسکه به نیومکزیکو سفر می‌کنند و در سفر خودشان با انواع

در حالی که بیشتر بهترین فیلم‌های وسترن مربوط به دهه ۵۰ و ۶۰ میلادی هستند اما این ژانر در طول چندین دهه بسیاری از کارگردان‌های با استعداد را به خودش دیده است، کارگردان‌هایی که فیلم‌های متفاوت خودشان را در این ژانر ساختند. در ادامه فهرستی از ۱۵ فیلم برتر ژانر وسترن قرار دارد که تماشای آن‌ها می‌تواند برای علاقه‌مندان به این ژانر بسیار دلنشین و جذاب باشد.

۱۵. فیلم شهامت واقعی (True Grit) – محصول سال ۲۰۱۰

فیلم True Grit

یکی از بهترین فیلم‌های وسترن قرن بیست و یکم میلادی، فیلم «شهامت واقعی» است، فیلمی که در آن، هیلی استاینفلد نقش یک دختر جوان به نام متی راس را بازی می‌کند که شاهد قتل پدرش است. او نمی‌خواهد اجازه بدهد تا قاتل از زیر این جنایت بگریزد و برای همین منظور،‌ یک مارشال کهنه‌کار آمریکایی به نام روستر کاگبرن با بازی جف بریجز را به خدمت می‌گیرد تا به همراه خودش به سفری بروند تا این قاتل را به سزا

۱۵. فیلم شهامت واقعی (True Grit) – محصول سال ۲۰۱۰

فیلم True Grit

یکی از بهترین فیلم‌های وسترن قرن بیست و یکم میلادی، فیلم «شهامت واقعی» است، فیلمی که در آن، هیلی استاینفلد نقش یک دختر جوان به نام متی راس را بازی می‌کند که شاهد قتل پدرش است. او نمی‌خواهد اجازه بدهد تا قاتل از زیر این جنایت بگریزد و برای همین منظور،‌ یک مارشال کهنه‌کار آمریکایی به نام روستر کاگبرن با بازی جف بریجز را به خدمت می‌گیرد تا به همراه خودش به سفری بروند تا این قاتل را به سزای عملش برسانند.

سکان کارگردانی فیلم «شهامت واقعی» را جوئل و ایتن کوهن در دست داشتند. این فیلم توانسته به خوبی فضای غرب قدیم و وحشی را بازآفرینی کند و در عین حال، نقش‌آفرینی‌های درخشان و برجسته‌ای را از بازیگران بااستعداد خودش به نمایش بگذارد. این فیلم یک بازسازی از فیلمی به همین نام با بازی جان وین محصول سال ۱۹۶۹ میلادی است و این در حالی است که این نسخه تازه توانسته برداشت تازه خودش را به این اثر اضافه کند و در عین حال بهتر از فیلم اصلی باشد.

  • تماشای تریلر فیلم «شهامت واقعی»

۱۴. فیلم قطار ۳:۱۰ به یوما (۳:۱۰ to Yuma) – محصول سال ۲۰۰۷

فیلم ۳۱۰ to Yuma

فیلم «قطار ۳:۱۰ به یوما» داستان یک دامدار کوچک به نام دن ایوانز با بازی کریستین بیل را دنبال می‌کند که در شرف از دست دادن زمینش است و تنها راه برای پرداخت هزینه‌های آن نیز انتقال یک قانون‌شکن خطرناک به نام بن وید با بازی راسل کرو در سرزمینی بدون قانون و وحشی و رساندن وی با قطار به زندان یوما است. این سفری طولانی و سخت است و موانع بسیار زیادی بر سر راه دارد.

همانطور که دو مرد در سراسر آمریکای قدیمی و بدون قانون با شجاعت سفر می‌کنند، وید شروع به بازی‌های فکری با ایوانز می‌کند و تلاش دارد تا با کاهش انگیزه‌های این دامدار، سرعتش را کم کند تا دیرتر به مقصد برسند. نقش‌آفرینی درخشان کریستین بیل و راسل کرو سبب شده تا این فیلم بسیار ارزشمند و تماشایی باشد و این در حالی است که کارگردانی جیمز منگولد نیز فوق‌العاده ماهرانه بوده است.

  • تماشای تریلر فیلم «قطار ۳:۱۰ به یوما»

۱۳. فیلم هفت دلاور (The Magnificent Seven) – محصول سال ۱۹۶۰

فیلم The Magnificent Seven

فیلم «هفت دلاور» را می‌توان پاسخ هالیوود به فیلم حماسی و تحسین شده هفت سامورایی (The Seven Samurai) دانست

  • تماشای تریلر فیلم «قطار ۳:۱۰ به یوما»

۱۳. فیلم هفت دلاور (The Magnificent Seven) – محصول سال ۱۹۶۰

فیلم The Magnificent Seven

فیلم «هفت دلاور» را می‌توان پاسخ هالیوود به فیلم حماسی و تحسین شده هفت سامورایی (The Seven Samurai) دانست. این فیلم داستانی مشابه همتای ژاپنی خودش دارد و آن را با زیبایی‌های گاوچرانی می‌پوشاند و یکی از نمادین‌ترین فیلم‌های وسترن تاریخ سینما را خلق می‌کند. این فیلم داستان گروهی از هفت‌تیرکش‌ها را دنبال می‌کند که توسط روستاییان درمانده برای محافظت از دست راهزنان خشن استخدام می‌شوند.

با حضور بازیگران برجسته و افراد سرسختی همچون استیو مک‌کوئین، چارلز برانسون و یول برینز، فضایی خوشایند از مردانگی و نشاط‌آور شکل گرفته و این در حالی است که این مردان شجاع سعی دارند تا از غریبه‌ها محافظت کنند. با اینکه آن‌ها این کار را از روی نوع‌دوستی انجام نمی‌دهند اما پویایی جالبی بین هر کدام از بازیگران و کاراکترها در فیلم «هفت دلاور» وجود دارد.

  • تماشای تریلر فیلم «هفت دلاور»

۱۲. فیلم دلیجان (Stagecoach) – محصول سال ۱۹۳۹

فیلم Stagecoach

۹ غریبه با یک کالسکه به نیومکزیکو سفر می‌کنند و در سفر خودشان با انواع خطرات روبه‌رو می‌شوند و در نهایت نیز به یکدیگر کمک می‌کنند تا بتوانند از این مصیبت جان سالم به در ببرند. در میان آن‌ها نیز دالاس با بازی کلر ترور، زنی است که از شهر قدیمی خودش رانده شده و در کنار وی نیز رینگو کید با بازی جان وین یک قانون‌شکن است که سودای انتقام در سر دارد.

با وجود اینکه فیلم «دلیجان» یکی از بهترین فیلم‌های وسترن تاریخ به شمار می‌رود اما داستان آن بسیار کلی است و آن را می‌توان در هر ژانری به کار برد اما به تصویر کشیده شدن آن در این فیلم سبب خلق یکی از بهترین وسترن‌های کلاسیک شده و جان وین را نیز به محبوبیت رسانده است.

  • تماشای تریلر فیلم «دلیجان»

۱۱. فیلم به خاطر یک مشت دلار (A Fistful of Dollars) – محصول سال ۱۹۶۴

فیلم A Fistful of Dollars

فیلم «به خاطر یک مشت دلار» اولین فیلم از فیلم‌های سه‌گانه دلار ساخته سرجیو

  • تماشای تریلر فیلم «به خاطر یک مشت دلار»

۱۰. فیلم جویندگان (The Searchers) – محصول سال ۱۹۵۶

فیلم The Searchers

یکی از بهترین فیلم‌های جان ویک، فیلم «جویندگان» است که در آن، جان وین نقش یک کهنه سرباز جنگ داخلی به نام ایتن ادواردز را بازی می‌کند که پس از بازگشت به خانه‌اش می‌فهمدد که خانواده‌اش به قتل رسیدند و خواهرزاده‌اش نیز توسط یک قبیله کومانچی ربوده شده است. او سال‌ها به همراه برادرزاده‌اش به دنبال این دختر جوان می‌گردند تا او را پیدا کنند.

در حالی که جان وین بیشتر به خاطر بازی در نقش کابوی‌هایی شناخته می‌شود که معمولا قهرمان داستان هستند اما در فیلم «جویندگان»، این بازیگر نقش یک شخصیت دشوار را ایفا می‌کند. شخصیت ایتن ادواردز یک شخصیت نژادپرست و خشن است ولی همین نیز به جان وین اجازه داده تا بتواند توانایی‌های خودش را به عنوان بازیگر به رخ بکشد و در عین حال، یک شخصیت عالی را خلق کند.

  • تماشای تریلر فیلم «جویندگان»

۹. فیلم نیمروز (High Noon) – محصول سال ۱۹۵۲

فیلم High Noon

فیلم «نیمروز» ساخته گری کوپر در طول سال‌ها هم مورد تحسین منتقدان قرار گرفت و هم انتقاد آن‌ها را برانگیخت. این فیلم داستان مارشال ویل کین را دنبال می‌کند که سعی دارد از شهرش در برابر گروهی از قانون‌شکن‌های خشن و مرگبار محافظت کند.

این فیلم نسبت به دوره زمانی خودش، یک فیلم سیاسی محسوب می‌شد و یکی از اولین فیلم‌های وسترن متفاوت به شمار می‌رفت که همان سبک و سیاق وسترن‌های گذشته را برداشته و تغییر و تحولی در آن‌ها ایجاد کرده بود. در فیلم‌های وسترن معمولا داستان یک مرد بسیار قوی دنبال می‌شود که متمدن‌ها را در برابر غیرمتمدن‌ها رهبری می‌کند اما فیلم «نیمروز» مردم شهر را نشان می‌دهد که به کلانترشان پشت می‌کنند و او را برای رویارویی با تهدیدی قریب‌الوقوع تنها می‌گذارند.

  • تماشای تریلر فیلم «نیمروز»

۸. فیلم دسته وحشی (The Wild Bunch) – محصول سال ۱۹۶۹

۸. فیلم دسته وحشی (The Wild Bunch) – محصول سال ۱۹۶۹

فیلم The Wild Bunch

فیلم «دسته وحشی» یک اثر حماسی و وسترن ساخته سم پکینپا است که داستان گروهی از قانون‌شکن‌های سالخورده را دنبال می‌کند که به دنبال کسب آخرین امتیاز بزرگ قبل از بازنشستگی هستند و این در حالی است که دنیای اطراف آن‌ها در حال تغییر است. غرب وحشی که زمانی آن‌ها می‌شناختند، اکنون با راه‌آهن و قانون‌گذاران بیشتر در حال مدرنیزه شدن است و همین نیز باعث فراری دادن افراد مسلح می‌شود.

فیلم «دسته وحشی» دارای طیف وسیعی از شخصیت‌ها است که شامل شخصیت‌های شرور و پیچیده و همچنین قاتلان پشیمان است و همین نیز این فیلم را به وسترنی بالغ‌تر و ظریف‌تر نسبت به آثار دیگر تبدیل می‌کند. داستان به خودی خود یک سفر دائمی است چراکه قانون‌شکن‌ها از یک شغل به شغل دیگر می‌روند و همین نیز سبب شده تا سرعت هیجان‌انگیزی در سراسر فیلم حفظ شود.

  • تماشای تریلر فیلم «دسته وحشی»

۷. فیلم ریو براوو (Rio Bravo) – محصول سال ۱۹۵۹

فیلم Rio Bravo

فیلم «ریو براوو» یکی دیگر از کلاسیک‌های جان وین به شمار می‌رود که داستان کلانتر شهری کوچک به نام جان تی چنس را دنبال می‌کند. او پس از دستگیری یک بارون محلی به خاطر قتل، باید گروهی از افراد غیرمنتظره را گردهم بیاورد تا بتوانند در برابر گروه بی‌رحم بایستند که سعی دارند بارون را از زندان آزاد کنند.

بسیاری از وسترن‌ها گروهی از گاوچران‌ها را نشان می‌دهند که در برابر مهاجمان ایستادگی می‌کنند و در این میان، فیلم «ریو براوو» یکی از بهترین موارد است. فراتر از ژانر وسترن، ریو براوو به محبوبیت فیلم‌های مربوط به محاصره کمک کرده است و در این میان، جان کارپنتر ادعا کرده که این فیلم الهام‌بخش او برای ساخت فیلم حمله به منطقه ۱۳ (Assault on Precinct 13) بوده است.

  • تماشای تریلر فیلم «ریو براوو»

۶. فیلم بوچ کسیدی و ساندنس کید (Butch Cassidy and the Sundance Kid) – محصول سال ۱۹۶۹

فیلم Butch Cassidy and the Sundance Kid

یکی از بهترین جنبه‌های ژانر وسترن، کاراکترهای جالبی است که در آن ساخته می‌شوند، چه این کاراکترها ساخته ذهن نویسنده باشند، چه بر اساس شخصی واقعی شکل گرفته باشند. بوچ با بازی پل نیومن و ساندنس با بازی رابرت ردفورد از جمله یکی از زوج شخصیت‌های نمادین و برجسته در تاریخ سینما به شمار می‌روند.

پس از اینکه سرقت از قطار به خوبی پیش نمی‌رود، بوچ و ساندنس در حال فرار از دست قانون هستند و برای اینکه کشته نشوند، بهتر است هر چه زودتر از آمریکا بگریزند. این فیلم پر از سکانس‌های اکشن مهیج است و پایانی نمادین دارد ولی در این میان، این لحظات آرام‌تر هستند که باعث شدند این اثر به فیلمی فوق‌العاده تبدیل شود.

  • تماشای تریلر فیلم «بوچ کسیدی و ساندنس کید»

۵. فیلم مردی که لیبرتی والانس را کشت (The Man Who Shot Liberty Valance) – محصول سال ۱۹۶۲

فیلم The Man Who Shot Liberty Valance

سناتور آمریکایی رانسوم استودارد با بازی جیمز استوارت و خانواده‌اش برای ادای احترام به یک دامدار فقید به نام تام دونیفون با بازی جان وین به یک شهر مرزی سفر می‌کنند. رسانه‌ها که از حضور سناتور در مراسم تشییع جنازه یک کشاورز فقیر متعجب شدند، از او در این باره سوال می‌پرسند و او نیز از تاریخچه خودش با این دوست قدیمی می‌گوید.

فیلم «مردی که لیبرتی والانس را کشت» بسیار متفکرانه‌تر از وسترن‌های معمولی است و به جای نمایش‌های مکرر تیراندازی، به کاوش شخصیت‌ها و کابوی بودن می‌پردازد. فیلم‌های وسترن اغلب کابوی‌ها را ستایش می‌کنند و برتر جلوه می‌دهند اما این فیلم به این موضوع اشاره دارد که این قهرمانان بیشتر افسانه هستند تا واقعیت.

  • تماشای تریلر فیلم «مردی که لیبرتی والانس را کشت»

۴. فیلم جانگوی زنجیر گسسته (Django Unchained) – محصول سال ۲۰۱۲

فیلم Django Unchained

اسپاگتی وسترن «جانگوی زنجیر گسسته» ساخته کوئنتین تارانتینو داستان برده‌ای به تازگی رها شده به نام جانگو با بازی جیمی فاکس را روایت می‌کند که توسط شکارچی جایزه‌بگیر آلمانی به نام دکتر کینگ شولتز با بازی کریستوف والتز به خدمت گرفته می‎‌شود تا با هم به شکار قانون‌شکن‌ها بپردازند. در طول این سفر، جنگو یاد می‌گیرد که چگونه اسلحه به دست بگیرد و چگونه از خودش محافظت کند و همین نیز او را به یک قاتل مرگبار تبدیل می‌کند.

زمانی که شولتز و جانگو از مکان همسر جانگو مطلع می‌شوند، هر دو برای نجات او از دست کالوین کندی مخوف با بازی لئوناردو دی کاپریو راهی سفر می‌شوند. فیلم «جانگوی زنجیر گسسته» بسیار بلند، خونین، انفجاری و فوق‌العاده سرگرم‌کننده است و یکی از بهترین فیلم‌های تارانتینو و یکی از بهترین فیلم‌های وسترن تاریخ سینما محسوب می‌شود.

  • تماشای تریلر فیلم «جانگوی زنجیر گسسته»

۳. فیلم نابخشوده (Unforgiven) – محصول سال ۱۹۹۲

فیلم Unforgiven

کلینت ایستوود پس از سه‌گانه تحسین شده «دلار» به یکی از پایه‌های ژانر وسترن تبدیل شد و توانست در تعداد بی‌شماری از آثار وسترن حضور داشته باشد و برخی را نیز خودش کارگردانی کند. پس از بازی در فیلم‌های متعدد وسترن، کلینت ایستوود با حضور در فیلم «نابخشوده» توانست خداحافظی بسیار خوب و درخشانی با این ژانر داشته باشد.

فیلم «نابخشوده» آن اسطوره و افسانه‌ای بودن فیلم‌های وسترن را از بین می‌برد و در عوض، واقعیت‌های خشن زندگی در آن دوران را نشان می‌دهد. افراد اسلحه به دست و پا به سن گذاشته دیگر آن قاتلان بالفطره نیستند بلکه از گناهان گذشته خود پشیمان هستند و در سرزمینی از خون و بدبختی به دنبال رستگاری‌اند.

  • تماشای تریلر فیلم «نابخشوده»

۲. فیلم روزی روزگاری در غرب (Once Upon a Time in the West) – محصول سال ۱۹۶۹

فیلم Once Upon a Time in the West

کارگردان چیره دست سرجیو لئونه به خوبی می‌داند که چطور یک وسترن عالی بسازد. این کارگردان پس از موفقیت بسیار زیادش با سه‌گانه «دلار» توانست یک اثر کلاسیک و وسترن عالی دیگر به نام «روزی روزگاری در غرب» را بسازند، فیلمی که در سال ۱۹۶۹ میلادی روی پرده سینماها اکران شد.

این فیلم داستان یک غریبه مرموز را دنبال می‌کند که سازدهنی می‌نوازد و از یک بیوه زیبا با بازی کلودیا کاردیناله در برابر یک قاتل بی‌رحم که از راه‌آهن فرستاده شده، محافظت می‌کند. این فیلم چارلز برانسون و هنری فوندا را در برابر یکدیگر قرار می‌دهد و از ابتدا تا انتها نیز سرشار از هیجان و جذابیت است.

  • تماشای تریلر فیلم «روزی روزگاری در غرب»

۱. فیلم خوب، بد و زشت (The Good, the Bad and the Ugly) – محصول سال ۱۹۶۶

فیلم The Good the Bad and the Ugly

فیلم «خوب، بد و زشت» به راستی نمادین‌ترین وسترن تمام دوران و یکی از بهترین آثار سینما است که درگیری با اسلحه، قانون‌شکن‌های شرور، شکارچیان جایزه بگیر، صحنه‌های نبرد جنگ داخلی و مهمتر از همه، یک موسیقی متن مسحورکننده دارد که آن را به اثری تماشایی و خارق‌العاده تبدیل می‌کند.

بلوندی با بازی کلینت ایستوود با توکو با بازی الی والاک یک اتحاد غیرمنتظره را تشکیل می‌دهند و این در حالی است که آن‌ها در تلاش هستند تا زودتر از قاتلی به نام انجل آیز با بازی لی ون کلیف بتوانند یک گنج افسانه‌ای دفن شده در داخل یک قبرستان قدیمی را بدست بیاورند. تنها کلمه قابل توجیه برای توصیف این فیلم، حماسی است؛ از موسیقی متن گرفته تا مناظر و شخصیت‌های آن و پایان نمادینش، فیلم «خوب، بد و زشت» بدون شک بهترین وسترن تمام دوران است.

  • تماشای تریلر فیلم «خوب، بد و زشت»

در این مطلب به معرفی بهترین فیلم‌های وسترن تاریخ سینما پرداختیم. نظر شما درباره این آثار چیست؟

نظرات

برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.

  • Pashmak..darhalkhab

    ۱۴۰۲/۰۲/۳۱ در ۱۲:۰۷

    Good the Bad and the Ugly عجب چیزی بود یادش بخیر‌…موسیقی این فیلم یکی از مهمترین نقطه قوت این فیلم بود بعید بدونم کسی تا الان نشنیده باشه

    4

    0

    Only Rockstarmeysamb

    برای پاسخ دادن وارد شوید

  • پین هد

    ۱۴۰۲/۰۲/۳۱ در ۱۲:۱۰

    اسم فیلم های وسترن رو که می‌شنوم اولین چیزی که به ذهنم میاد چهره کلینت ایستوود هست.

  • ۱۴۰۲/۰۲/۳۱ در ۱۲:۱۳

    Django Unchainedخیلی خوب بود واقعا تارانتینو گل کاشتThe Good, the Bad and the Ugly که عالی بود

    2

    0

    Only Rockstar

    برای پاسخ دادن وارد شوید

  • ۱۴۰۲/۰۲/۳۱ در ۱۲:۱۹

    خوب، بد و زشت شاهکاره

    1

    0

    Only Rockstar

    برای پاسخ دادن وارد شوید

  • ۱۴۰۲/۰۲/۳۱ در ۱۲:۲۵

    از بین اینا سه گانه لئونه رو دیدم با ۳.۱۰ to yumaسه گانه که اصلا نیازی به توضیح دادن نداره شاهکار ترین آثار وسترن۳.۱۰ to yuma هم بخاطر علاقه ای که به کریستین بیل و ردد داشتم نشستم دیدم فوق‌العاده بود مخصوصا اکت راسل کرو داستانشم به طرز عجیبی یکم به ردد شبیه بود مخصوصاً پایان بندیش!

    1

  • ۱۴۰۲/۰۲/۳۱ در ۱۲:۲۵

    از بین تمام لیست خوب بد زشت، جنگوی ازاد شده، روزی روزگاری در غرب و سه و ده دقیقه به یوما رو دیدم. باید بگم خوب بد زشت بهترین فیلم وسترن تاریخه تمام! جنگو هم یکی از خشن ترین و بهترین فیلم تارانتینوئه بنظر من البته بعد از پالپ فیکش و ریسیور داگس و کیل بیل۲ روزی روزگاری در غرب هم خیلی بازی های قشنگی داره و لحظات ماندگار توش زیادن. سه و ده دقیقه به یوما هم اولین فیلم راسل کرو بود که من دیدم و باید بگم کریسیتن بیل هم خوب درخشید.

    1

    0

    Only Rockstar

    برای پاسخ دادن وارد شوید

  • Boogiman

    ۱۴۰۲/۰۲/۳۱ در ۱۲:۳۲

    من همیشه به این فکر می‌کنم که چی می‌شد اگه سه گانه دلار رو بازسازی کنن؟

    1

    0

    Only Rockstar

    برای پاسخ دادن وارد

  • ۱۴۰۲/۰۲/۳۱ در ۱۲:۳۴

    حاجی از ارتور مورگان فیلم نمیسازن؟

    2

    0

    Only Rockstar

    برای پاسخ دادن وارد شوید

  • داچ پلن دِر لیند

    ۱۴۰۲/۰۲/۳۱ در ۱۲:۴۹

    لیست خوبی بود اما جای خالی Hateful Eight به شدت احساس میشد

    3

    1

    Only Rockstar

    برای پاسخ دادن وارد شوید

  • ناصر از دیاری نادر

    ۱۴۰۲/۰۲/۳۱ در ۱۳:۱۹

    خوب بد زشت❤️‍🔥❤️‍🔥

    1

    0

    Only Rockstar

    برای پاسخ دادن وارد شوید

  • ۱۴۰۲/۰۲/۳۱ در ۱۳:۲۵

    خوب بد زشت. با اختلاف یکی از خاطره انگیز ترین موزیک هارو دارهالبته چند بار هم تو چند تا کشور باز سازی شده

    1

    0

    Only Rockstar

    برای پاسخ دادن وارد شوید

  • ۱۴۰۲/۰۲/۳۱ در ۱۳:۲۶

    سه تای اول من تو این لیست:

    True Grit با بازی درخشان هایلی خانم / بعد Django Unchained / و سومی ۳:۱۰

  • mehrdadPS

    ۱۴۰۲/۰۲/۳۱ در ۱۳:۴۴

    به به ممنون آقای محمدپناه بسیار عالی بود اکثر این فیلمها رو با دوبله عالی قدیمی تو VHS دیدم و یه جور نوستالژین براماتفاقا دیشب داشتم همین خوب ، بد زشت و میدیم خصوصا موسیقی جادویی (خدا بیامرزه موریکونه) دوئل ۳ نفرشون چقدر عالیهو جای فیلمی مثل My Name Is Nobody تو لیست خالیه (نظر شخصی)

    1

    0

    Only Rockstar

    برای پاسخ دادن وارد شوید

  • ۱۴۰۲/۰۲/۳۱ در ۱۴:۰۴

    Django Unchained واقعا یک فیلم فوق العادس که فارق از هر سبکی که بیننده داره، همه رو جذب میکنه.

    1

    0

    Only Rockstar

    برای پاسخ دادن وارد شوید

  • ۱۴۰۲/۰۲/۳۱ در ۱۴:۳۸

    یکی از فضای فیلمای وسترن خوشم میاد یکی هم فیلمای رزمی بخصوص رزمی های قدیمی که تو داستانشون تو دوران مدرن نیس و راجب معبد شائولین و مدارس رزمی و دوران قدیمه وسترن هم قدیمیاش خوبه که دوربینا مثل الان با کیفیت نبودن و آدم وسترنای سالای که تو قرن ۱۹۰۰ میبینه بیشتر باهاش ارتباط برقرار میکنه اون کیفیت پایین تصویر با فضای فیلم خیلی همخونی داره فیلمای الان اینقد تصاویر شفاف و باکیفیت هست و بازیگرا هم قیافشون به آدمای قدیمی نمیخوره لباساشون هم چنان تمیز که باور پذیری نداره واسه آدم

    0

    0

    برای پاسخ دادن وارد شوید

  • ۱۴۰۲/۰۲/۳۱ در ۱۴:۳۹

    خوب بد زشت ، ۳:۱۰ به یوما و جانگوی زنجیر گسسته جزو بهترین فیلم های زندگیم هستن فوق العاده شاهکار هستن

    1

    0

    Only Rockstar

    برای پاسخ دادن وارد شوید

  • ۱۴۰۲/۰۲/۳۱ در ۱۴:۵۱

    نمیدونم خون به پا خواهد شد جزو اثار وسترن هست یانه (چون بعضی المان های مشترک بین این فیلما مثل شخصیت پردازی های قهرمانانه رو نداره ) ولی به نظرم یکی از بهترین فیلم هاست و حال و هوای غرب وحشی رو داره البته با چاشنی مسائل سیاسی اجتماعی و ارزشمند برای وقتتون

    0

    0

    برای پاسخ دادن وارد شوید

  • ۱۴۰۲/۰۲/۳۱ در ۱۵:۱۴

    خوب بد زشت رو اصلا حال نکردم حوصله سربر بود با اینکه خیلی معروفه و جز بهترین فیلمای تاریخه نمیدونم از کدوم نظر توی لیسته بهتریناس ! ولی به جاش عاشق جانگو و ریو براوو و نابخشوده شدم هفت دلاور هم بیمزه بود بقیشم ندیدم متاسفانه

    0

    0

    برای پاسخ دادن وارد شوید

  • ۱۴۰۲/۰۲/۳۱ در ۱۵:۱۵

    خوب بد زشت یه طرف بقیه یه طرف البته Unforgiven بدک نیست

    0

    0

    برای پاسخ دادن وارد شوید

  • ۱۴۰۲/۰۲/۳۱ در ۱۵:۱۸

    سه گانه دلار خصوصا خصوصا خوب بد زشت ،django unchained هم که توش برای موسیقی اش از صدای یکی از بهترین های هیپ هاپ توپاک استفاده کرده بودن 🔥(البته به صورت ریمیکس چون هنرمند اصلی ۱۹۹۶ از این دنیا رفته ولی بازم کیفیت ریمیکس خیلی بالاست )

  • ۱۴۰۲/۰۲/۳۱ در ۱۵:۲۵

    ترتیب لیستتون دقیقه ترتیب خودمه فقط شاید نیمروز رو قرار نمیدادم

    0

    0

    برای پاسخ دادن وارد شوید

  • ۱۴۰۲/۰۲/۳۱ در ۱۵:۲۷

    Fistful of dollars هست اونوقت for a few dollars نیست که بسی عجیبه.رتبه یک و دو هم هردو لایق رتبه یکن ولی بنظرم بهترین اثر لئونه once upon a time in west هستش بخاطر شاهکار بودن سکانس ها و هنری تر بودنش نسبت به خوب بد زشت که خب بیشتر یه اثر حماسی هستش تا هنری

    1

    0

  • ۱۴۰۲/۰۲/۳۱ در ۱۵:۳۴

    اصلا کلینت ایستوود رو باید نماد فیلم وسترن دونست. لعنتی تو هر فیلم وسترنی بوده، اگه عالی نبوده باشه، حداقل خیلی خوب بوده.

    0

    0

  • ۱۴۰۲/۰۲/۳۱ در ۱۶:۱۲

    برای شماره ۱۰ یک مشکل نوشتاری پیش اومده ، ( یکی از بهترین فیلم های جان ویک)(جان وین).ممنون بابت مقاله🌹

    0

    0

    برای پاسخ دادن وارد شوید

  • نخستین پوستر از فیلم Ip Man 5 منتشر شد
  • نگاهی بر ۱۰ سریال مشهوری

جفت بودن ساعت

یه افسانه در مورد ساعت های جفت هست که میگه :00:00 - یه چیزی ارزو کن؛ دوستت داره.01:01 - به تو فکر می کنه02:02 - او بدون تو نمیتونه03:03 - خوابت رو می بینه04:04 - یک بوسه ی عاشقی، بغل05:05 - همیشه برای هم هستید، میمیره برات06:06 - دوستت داره، میپرستدت07:07 - صلح و دوستی، عشق08:08 - یک فرد مو مشکی بهت علاقه داره09:09 - میبینیش و قلبت اکلیلی میشه10:10 - یه نفر به موهای خرمایی دوست داره11:11 - بدون تو ناراحته12:12 - قرار ملاقات13:13 - با یکی بزودی اشنا میشی که دوسش داری14:14 - خیلی دوست داره عاشقانه15:15 - یه پوست گندمی کنارته که بهش عشق میورزه16:16 - به هم میرسید، صبرکنید17:17 - حرفش درسته18:18 - حسوده19:19 - احساسات‌شو قایم میکنه20:20 - یکی بهت زنگ میزنه که تصورشم نداری21:21 - با نگاه دلش رو بقاپ و مال خودت کن22:22 - ازت خوشش میاد23:23 - محبت و مهربانی از طرف کراش

10 فیلم برتر تاریخی جهان

۱۰ فیلم حماسی برتر از قرن بیست و یکم

۱۰ فیلم حماسی برتر از قرن بیست و یکم

آثاری برآمده از دل تاری

از نظر برخی کارشناسان فیلم های حماسی در سینمای امروز از مد افتاده‌اند. اگرچه آنها زمانی در حکم نان و کره هالیوود بودند، اما این ژانر پس از عصر طلایی سینمای آمریکا دچار یک کاهش عجیب محبوبیت شد و موفقیت‌های کمی را در دوران جدید هالیوود در گونه خود مشاهده کرد. خوشبختانه در دهه ۹۰ میلادی سینمای جهان شاهد رشد فیلم‌های حماسی بود و هزاره جدید با آغوش باز به استقبال این ژانر بازگشت

امروزه، ژانر حماسی هنوز با آنچه در گذشته بود فاصله زیادی دارد، اما همچنان یک ژانر جذاب و پر از نکات تماشایی و اصطلاح «اثر ماندگار» است. فیلمسازان در قرن بیست و یکم چندین فیلم حماسی نمادین تولید کرده‌اند، از ماجراجویی‌های شمشیر و صندل تا فیلم‌های اکشن در مورد رویدادهای تاریخی مهم؛ پس بیایید در این مطلب از ویجیاتو به معرفی ۱۰ فیلم حماسی برتر قرن بیست و یکم بپردازیم.

The Lord Of The Rings Trilogy

The Lord Of The Rings Trilogy

ارباب حلقه‌ها مجموعه‌ای از سه فیلم ماجراجویی فانتزی حماسی است که توسط پیتر جکسون کارگردانی شده و بر اساس رمانی نوشته جی آر آر تالکین ساخته شده است. داستان این سه‌گانه که همکاری بین‌المللی بین نیوزلند و ایالات متحده آمریکا است، قهرمانان محبوبش را به نمایش می‌گذارد که برای رسیدن به خیر بزرگ‌تر با شر مبارزه می‌کنند و دوستی خود را در حالی که به ماجراجویی‌های گیج‌کننده می‌روند، آزمایش می‌کنند

پیتر جکسون از استعداد غیرقابل انکار سینمایی خود برای نشان دادن مضامینی مانند قدرت امید برای تثبیت ژانر ماجراجویی و فانتزی به عنوان یکی از پرطرفدارترین‌ها در هزاره جدید استفاده می‌کند. فیلم‌های این سه‌گانه که در مجموع ۱۷ جایزه اسکار را از آن خود کردند، امروزه از نظر فرهنگی، تاریخی یا زیبایی‌شناختی آثاری مهم و ماندگار هستند.

Gladiator

Gladiator

راسل کرو برای بازی در فیلم حماسی تاریخی «گلادیاتور» ساخته ریدلی اسکات برنده اسکار بهترین بازیگر مرد شد. این فیلم داستان ماکسیموس، یک ژنرال رومی است که توسط امپراتور جدید، کومودوس، مورد خیانت قرار می‌گیرد و به بردگی فروخته می‌شود. ماکسیموس که به عنوان یک گلادیاتور در میان صفوف مبارزان آرام و به شکل ساکت بالا می‌رود، به دنبال انتقام از کومودوس به خاطر قتل خانواده‌اش است.

گلادیاتور بازگشتی به تولیدات بزرگ شمشیر و صندل در اواخر دهه پنجاه و اوایل دهه شصت میلادی است. رویکرد عظیم ریدلی اسکات از اجراهای پرشور کرو و واکین فینیکس سود می‌برد که منجر به یک داستان انتقامی هیجان‌انگیز و در عین حال صمیمی می‌شود که مخاطبان را راضی می‌کند. تولید فیلم از نگاه فنی بی‌نقص است و حس شگفت‌انگیز روم باستان را زنده می‌کند و گلادیاتور را در میان بهترین حماسه‌های هزاره جدید قرار می‌دهد.

1917

1917

فیلم‌های جنگی یکی از شاخه‌های مورد علاقه فیلمسازان هالیوودی هستند، اما تعداد کمی از آن‌ها در میان مخاطبان دیده می‌شوند و تاثیرگذار هستند. حماسه جنگی «1917» از سم مندز در سال ۲۰۱۹ یکی از موفق ترین آنهاست. جورج مک کی و دین چارلز چپمن در نقش دو سرباز جوان فرستاده شده به یک ماموریت خطرناک برای رساندن پیامی قبل از وقوع یک حمله محکوم به شکست هستند.

هیجانی، تکنیکی و اضطراب آور، 1917 یک تصویر استرس آفرین و همه جانبه از جنگ است که از مهارت فنی مندس و عملکرد متقاعد کننده مک کی بهره می‌برد. و در حالی که سبک و فرم غالباً در چند لحظه کلیدی فیلم بر اساس محتوای داستانی آن غلبه می کند، اما 1917 یک دستاورد فنی تاریخی و یکی از بهترین فیلم‌های جنگی در خاطرات اخیر باقی مانده است.

The Revenant

The Revenant

لئوناردو دی کاپریو در درام حماسی The Revenant اثر آلخاندرو گونزالس اینیاریتو به عنوان ستاره بازی می‌کند. این فیلم داستان زندگی واقعی هیو گلس را به تصویر می‌کشد، مرزنشینی که پس از اینکه خرس به طرز وحشیانه‌ای به او حمله می‌کند، از دیدگاه همراهانش به صورت رسمی مرده است. اما گلس که زنده مانده و مرگ پسرش را مشاهده می‌کند، در مواجهه با عناصر خطرناک باید راه خود را به سمت تمدن باز کند تا انتقام خود را از مردی که پسرش را کشته است، بگیرد.

اثری وحشیانه و افسارگسیخته، The Revenant یک تصویر بصری خیره کننده است که به همان اندازه چشمگیر و بی امان است. دی کاپریو یکی از دلخراش ترین اجراهایش را به نمایش می‌گذارد و تمام تلاش خود را می‌کند تا مبارزه گلس را به زیبایی هرچه تمام به تصویر بکشد و تماشاگران را در سختی‌های او غرق کند. مانند بسیاری از فیلم‌های ایناریتو، این فیلم نیز یک ساعت آسان و آرام نیست، یک داستان انتقامی که برای هیچ کس به خوبی پایان نمی‌یابد. با این حال، یک نتیجه گیری جذاب و تجربه‌ای ارزشمند را به وجود می‌آورد.

Gangs Of New York

Gangs Of New York

درام تاریخی حماسی محصول سال ۲۰۰۲ از مارتین اسکورسیزی، یعنی فیلم «دار و دسته نیویورکی» با بازی دی کاپریو، دنیل دی-لوئیس و کامرون دیاز یکی از آثار شاخص این لیست است. داستان فیلم در محله فقیر نشینی در سال ۱۸۶۳ می‌گذرد و داستان آمستردام والون، یک مهاجر ایرلندی را دنبال می‌کند که به دنبال انتقام از مردی به نام ‌«بیل قصاب» است که پدرش، رهبر باند ویلیام کاتینگ را کشته است.

به سبک معمولی اسکورسیزی، Gangs of New York خشن، تفکربرانگیز و هیجان انگیز است. این اثر سینمایی که با اجرای استادانه دی لوئیس برجسته شده است، تصویری قدرتمند از انتقام و تنش‌های اجتماعی است. ممکن است این فیلم در میان بهترین آثار اسکورسیزی قرار نگیرد، اما این فیلم همچنان یک بررسی جذاب و سازش ناپذیر از یک دوره تاریک در تاریخ ایالات متحده است.

Dunkirk

Dunkirk

وقتی درباره فیلم‌های جنگی یک دهه اخیر صحبت می‌شود، این اثر نولان یک سر و شانه بالاتر از بقیه قرار می‌گیرد. حماسه جنگی تاریخی کریستوفر نولان که بر اساس ماجرای تخلیه دانکرک در طول جنگ جهانی دوم اتفاق می‌افتد، ماجرای خود را از دیدگاه‌های مختلف به نمایش می‌گذارد و با استفاده از یک گروه گسترده برای کشف جنبه‌های مختلف درگیری به دل یک ماجرای پر از آشوب وارد می‌شود.

دانکرک در مقیاس حماسی و به لحاظ داستانی روشنگر، در بین بهترین فیلم‌های نولان به عنوان یک اثر ماندگار مدرن، رتبه بالایی دارد. دانکرک با سطح فنی بسیار دقیق، موسیقی استادانه‌ای از هانس زیمر و نبوغ تکنیکی نولان در پشت دوربین، یک تجربه سینمایی پرارزش است که به طرز ماهرانه‌ای مرز بین فیلم‌سازی تجاری و هنری را طی می‌کند.

Interstellar

Interstellar

فیلم «Interstellar» به نویسندگی، کارگردانی و تهیه کنندگی مشترک کریستوفر نولان، یک فیلم علمی تخیلی حماسی است که در آینده‌ای دیستوپیایی اتفاق می‌افتد. داستان فیلم سفر نفیس یک کشاورز و خلبان سابق ناسا را دنبال می‌کند که زمانی که زمین در آینده غیرقابل سکونت می‌شود، به همراه خدمه‌ای از محققان دعوت می‌شود تا یک فضاپیما را هدایت کند.

ماموریت آنها از این گروه می‌خواهد که سیاره جدیدی برای انسان‌ها پیدا کنند. این سرمایه‌گذاری موفق از نظر انتقادی و تجاری که توسط بسیاری از ستاره‌شناسان به دلیل دقت علمی و به تصویر کشیدن اخترفیزیک نظری مورد تایید قرار گرفته است، از زمانی که در سینماها در سال ۲۰۱۴ به نمایش درآمد، پیروان خاص خود را توسعه داده است.

Master And Commander

Master And Commander

راسل کرو ممکن است پادشاه فیلم های حماسی در هزاره جدید باشد. پس از گلادیاتور، کرو در یک حماسه تاریخی بزرگ دیگر به نام «استاد و فرمانده: سمت دور جهان» به کارگردانی پیتر ویر بازی کرد. داستان فیلم در اوایل قرن نوزدهم اتفاق می‌افتد و داستان کاپیتان جک اوبری را دنبال می‌کند که فرماندهی کشتی جنگی را بر دوش دارد که با غافلگیری از ورود به سواحل آمریکای جنوبی برای شکار یک کشتی فرانسوی دچار چالش می‌شود.

بزرگ، حماسی، و بی‌پایان سرگرم‌کننده، استاد و فرمانده: سمت دور جهان، فیلمی پرفروش و عظیم در بهترین حالت خود است. این فیلم بدون فراموش کردن عناصر انسانی بسیار مورد نیاز که سنگ بنای سینما را تشکیل می‌دهند، هیجان‌انگیز و الهام‌بخش است. نتیجه یک ماجراجویی هیجان‌انگیز و بی‌نظیر است که با جذابیت ویژه کرو و ترکیبی از ارزش‌های تولید عالی تقویت شده است.

Inglourious Basterds

Inglourious Basterds

اولین انحراف کوئنتین تارانتینو از نمایش واقعی تاریخ یکی از بدیع ترین و ارزشمندترین آثار اوست. فیلم Inglourious Basterds نسخه‌ای جایگزین از جنگ جهانی دوم را ارائه می‌دهد و دو داستان را دنبال می‌کند: یکی در مورد گروهی از سربازان آمریکایی که قصد کشتن آدولف هیتلر را در طول اولین نمایش فیلم دارند و دیگری در مورد یک زن جوان فرانسوی که به دنبال انتقام از رژیم نازی و سرهنگ هانس لاندای شرور است؛ کسی که خانواده‌اش را کشت.

فیلم Inglourious Basterds با یکی از هوشمندانه‌ترین فیلمنامه‌های تارانتینو و اجرای شرورانه‌ای از کریستف والتز، یک ورود منحصربه‌فرد به ژانر حماسی است. این فیلم خشن اما جذاب، ژانرها، مضامین و شخصیت‌ها را به نمایش می‌گذارد و برداشتی هیجان‌انگیز از جنگ جهانی دوم ارائه می‌کند، برخلاف هر چیزی که تماشاگران تا به حال دیده‌اند.

There Will Be Blood

There Will Be Blood

اغراق نیست اگر درام حماسی پل توماس اندرسون، یعنی «خون به‌پا خواهد شد» را یکی از بهترین، جاه‌طلبانه ترین و ارزشمندترین تصاویر قرن بیست و یکم بدانیم. دانیل دی لوئیس در نقش دانیل پلین ویو، یک نفت‌دار بی‌رحم که در طول رونق صنعت نفت در کالیفرنیا در قرن نوزدهم به دنبال ثروت است، بازی می‌کند.

این اثر ماندگار سینما با فیلمنامه درخشان اندرسون و کارگردانی مطمئن و با اجرای نمادین از دی لوئیس، یک شاهکار سینمایی است. «خون به‌پا خواهد شد»، گسترده و بی امان، محکومیت شدید سرمایه داری و نگاهی نابخشوده، جذاب و وحشتناک به جاه طلبی انسان است. در حالی که بازی‌های دنیل دی لوئیس و پل دانو بزرگ‌ترین دستاوردهای این فیلم سینمایی هستند، اما خود فیلم تقریباً همیشه به دلیل فیلم‌برداری، کارگردانی، فیلم‌نامه، موسیقی متن و صحنه‌سازی فوق‌العاده‌اش شناخته می‌شود.

گزینه افتخاری: 12Years A Slave

12Years A Slave

این فیلم درام تاریخی حماسی بریتانیایی-آمریکایی که در نظرسنجی بی‌بی‌سی به عنوان چهل و چهارمین فیلم برتر قرن بیست و یکم نامگذاری شد، رسماً از زندگی‌نامه سولومون نورثاپ، دوازده سال بردگی، اقتباس شده است. این فیلم داستان زندگی تکان دهنده یک آفریقایی-آمریکایی آزاد را روایت می‌کند که به او وعده شغلی داده می‌شود اما در عوض به بردگی فروخته می‌شود. این فیلم سینمایی برنده جایزه اسکار که حماسه‌ای بسیار ناراحت کننده و تأثیرگذار بر بردگی و رهایی است، نه تنها یک تجربه تحسین برانگیز است، بلکه می‌توان گفت که بهترین تصویر برده داری در تاریخ سینما نیز هست

مقدمه تاریخ گزیده حمدالله مستوفی

فرشاد جهانبخشی:به نام خدا �ران حکومت ایلخانان مغول در ایران یعنی سال‌های بین ۶۵۶ فتح بغداد و استقرار هلاکو در ایران تا سال ۷۳۶ مرگ ابوسعید آخرین ایلخان مغول از لحاظ ادبی و فرهنگی یکی از دوره های روشن حیات عقلی ایران است درست است که در نتیجه حمله خونین مغول و انهدام آثار تمدنی و فرهنگی سطح علم و معرفت در ایران تنزل کرد و تالیفات اغلب نویسندگان ایرانی دوره مغول و بعد از آن از لحاظ ارزش هرگز به پای آثار قبل از مغول نمی رسد و با آنکه معاصرین آن بدیع از عظیمی خود معتقد بود که هنر اکنون این همه در خاک طلب باید کرد دانکن در دل خاک همه با هنر آن ولی مسئله نبوغ ایرانی در برابر آن طوفان هولناک خاموش نشد و پس از یک چند که گویم یاکان مصیبت زده ما در برابر شدت حادثه دچار بهت زدگی شده بود بار دیگر در رشته های مختلف شعر و ادب و تفسیر و ریاضیات استعداد خود را به کار انداختند تا آنجا که در زمینه بعضی از علوم مثل نقاشی از دوران قبل از مغول نیست پیش افتاد در زمینه تاریخ نیز این دوره امتیازی خاص دارد زیرا چندین کتاب بزرگ و کوچک در موضوع تاریخ تاریخ ها به صورت تاریخ عمومی جهان به صورت محدود به یک یا چند سلسله معین نوشته شده که خوشبختانه دست تصاریف زمان با همه قدرت از مرد و نابودی آنها کوتاه ماند جمله این کتاب و به صورت منحصر به فرد امروز در دسترس ارباب اطلاع است از آن جمله می‌توان به ترتیب قدمت زمان تعریف کتب زیر را نام بردتاریخ جهانگشای مقصود از جهانگشای چنگیزخان است این کتاب به همت مردم مرحوم محمد قزوینی در با حواشی بسیار ارزنده و نفیس منتشر گردیده است تاریخ جهانگشای جوینی برادر وزیر معروف ولی بد عاقبت آقا سلطان احمد که سرانجام در زمان ارغون کشته شد و تا ملک در حدود سال ۳۵۸ کتاب خود را تعریف نموده کتاب ویس مربوط است و حوادث در دوران مغول از جمله چنگیز تافته قلا اسماعیلی به دست هلاکو به مناسبت مطلب شرح مفصل و جامعی از سلاطین خوارزمشاهی به خصوص از سلاطین اخیر آن سلسله یعنی سلطان محمد و پسرش جلال الدین خوارزم را به دست داد جلد دوم و همچنین شرح بسیار مفصلی در خصوص اسماعیل دیگه مغز و ایران تا جلد سوم اما بدبختانه عطاملک جوینی خواب علت دلسردی از اوضاع کشور و شر جنگ ها و خونریزی های زیاد و کشتار مردم بیگناه علت اشتغال فراوان چون بلافاصله بعد از فتح بغداد به مأمور ترمیم خرابی های آن شهر گردید مطالب و داستان ۶۵۵ سال بر افتادن اسماعیلی ایران بیشتر به عنوان کرد و آن کتاب ۳۸۱ زنده بود نسبت به شرح وقایع دوران بیست و چند سال اخیر ایران سکوت اختیار می دهد ۲ نظام و تواریخ تالیف قاضی ناصرالدین ابوسعید عبدالله ابی عزیزی یادداشت مانند است در خصوص طبقات مختلف سلاطین ایران این کتاب در سال ۹۸ ۳۷۴ تالیف شد و به سرعت اقتصاد زیاد هیچ گونه مطالب تازه ای ندارم جامع التواریخ اثر از این و بسیار نفیس و کم نظیری که به همت وزیر مشهور خواجه رشیدالدین فضل الله وزیر غازان و الی جاتو تهیه شده است این کتاب که شامل تاریخ عمومی جهان و کلیه نقاط تاریخی مربوط به دنیای مردم آن زمان است در سال ۷۲ تعریف کرده است ۴ تاریخ بتا کتی داستان روزی حلال با سواری خود و کاور و نام دارد در مقام اقتصاد آن را به نام مولف ابو سلیمان و خرم الدین داوود ابن ابوالفضل محمد و تاکتیک تاریخ یا تاریخ فخر بنا کتی ها این کتاب که در سال ۷۱۷ تعریف شده هرچند ارتباط سیستم جامع التواریخ �ی به علت تهوع بنا کتی به دربار مغول شامل نکات بسیار ارزنده‌ای می باشد تاریخ بنا کتی هنوز به صورت نسخه خطی باقی مانده و بسیار به جاست که روزی زیور طبع آراسته گردد ۵ کتاب بسیار نفیس تجزیه الانساب و تجزیه الاساس عبدالله بن فضل الله شیرازی معروف به وصاف به تاریخ وصاف شهرت یافته است این کتاب پر ارزش که در ۷۲۸ تعریف شده در حقیقت ذیل تاریخچنانکه گفته شد تاریخ جهانگشا به مواقع سال ۶۵۵ خاتمه می یابد در حالی که تاریخ و صاف از وقایع ۶۵۶ شروع شده تا سال ۷۲۸ یعنی اوساط سلطنت آخرین پادشاه مغول ابوسعید بهادر حکایت دارد ۶ مجمع الانساب تعریف محمد ابن علی ابن محمد بن حسین شبانکاره سال تاریخ تحریر اولان ۷۳۳ است و تاریخ عمومی است که از ابتدای خلقت تا زمان تحریر نوشته شده۷ شاهان شاهنامه یا چنگیز نامه احمد تبریزی � منظومه‌ای است تاریخی مبتنی بر وقایع سنوات و مشتمل بر حوادث تاریخ مغول تا سال ۷۳۸ به نام سلطان ابوسعید در ۱۸ هزار بیت هست غازان نامه تعریف نورالدین ابن شمس الدین محمد که در سال ۷۶۳ تعریف شده و نسخ آن بسیار کم است مجتمع بر ۹ تا ۱۰ هزار بیت به هر تقارب اما از میان این کتب به نظر نگارنده تاریخ گزیده از چندین لحاظ جالب است نخست اینکه عباراتی بسیار روان و دلنشین دارد و به هیچ وجه در آن از انشا و سنگین کتبی مانند وصاف یا جان گشای جبینی دیده نمی شود ثانیا این که به نسبت حجم خود محتوای مطالب بسیار پر ارزشی است و به قول مرحوم راوان � اینکه از ۱۷۰ هزار کلمه تجاوز نمی‌کند یک دوره از تاریخ عمومی جهان را تا سال تحریر شامل می باشد در حالیکه کتابی مانند جامع التواریخ با همه ارزش علمی و ادبی به مناسبت حجم فراوان و تفصیل بسیار هنوز نتوانسته جای خود را در بر اهل مطالعه باز کند و هنوز قسمت های مفصل از آن چاپ نشده است و باقی مانده است است هرکس نیز بهتر به تبع آن بر زده و تنها قسمت معینی را انتخاب نموده است بخصوص که معلم تاریخ گزیده علاوه بر ذکر مشایخ و شعرا معاصر خود � غالباً اسامی آنان در تذکره‌ها دیده نمی شود کتاب مهم و پر ارزش و تدوین تاریخ قزوین تعلیف امام الدین رافعی را نیز تشخیص کرده و یا اضافاتی پر اهمیت به صورت باغ ششم کتاب خود قرار داده است شرح حال مولف خاندان است در خصوص وی حمدالله مستوفی به خاطر وی جز آنچه از آثار خود او بر می آید اطلاعاتی از زنده دیگری در دست نیست ولی خود در کتاب گزیده شرح نسبت دقیق و روشنی در مورد اسب و مبدا خانواده خیس به دست دست داده است و از آنچه بر می آید که خاندان استن عرب و تخمه حربن یزید ریاحی میباشد و جد اعلای او به اصطلاح خود صاحب تاریخ گزیده چهاردهم پدرش و خود دوله ابومنصور کوفی در سال ۲۲۳ در قصر سپاهی به حکومت قزوین آمده است و پسرانه و نیز همه فخرالدوله لقب داشتند پس از یک دوره حکومت ۲۸پس از یک دوره حکومت ۲۸ ساله از طرف خلفا در سال ۲۵۱ چه ادعایی الحق حسن بن زید علوی در عراق عجم استیلا یا خاندان او را از داعی اطاعت نمودند و پس از آن که موثر آقا به فرمان معتزله خلیفه دایی را از آن ناحیه بیرون را باز کند آن مولف ۳۸ سال از قبل قبل خلفا حکومت قزوین یافتند بعد از استیلای سامانیان بر طبرستان و عراق یک‌چند الیاس ابن احمد سامانی برادر امیر اسماعیل بر این خطه کمان اما دولت است دیری نپایید و بار دیگر از طرف خلیفه دوازدهم پدر معلم گزیده بهنام فخرالدوله ابوعلی حکومت یافت و ۲۷ سال حکومت نمود پس از آن دیالمه در ۳۲۱ برابر آن تسلط یافتن خاندان مستوفی � قبلی‌شان صدسال حاکم قزوین بودند تا اینکه در سال ۴۲۰ سلطان محمود غزنوی در عراق بر انداخت در این هنگام پدر معلم به نام فخرالدوله ابومنصور درگذشت چون پسر زین الدین ابونصر هنوز به سن بلوغ نرسیده بود و امارات را نمی شایست سلطان محمود ندیم خود راستی را به حکومت قزوین برگ ماست و زین الدین ابونصر را لقب و صمد استیفا بخشید و از آن زمان باز کند آن ایشان به مستوفیان منصوب شدند طبق اطلاعاتی که مستوفی از دست داده است و جدول انساب خاندان وی را بدین ترتیب می توان نشان داد بنز یزید ریاحی ابومنصور کوفی فخرالدین ابوعلی و خود این ابومنصور زید الدین قزوین است اول کسی که مقام و نام مستوفی گرفت امین الدین نصر الدین و عزتضد دین امین الدین نصر �ن‌الدین هم عزت الدین خواجه تاجدار ابوبکر ناصرالدین ابوبکر فریدالدین محمد حمدالله عبدالله نصرالله گذشته از این اطلاعات و سایر اشارات معلم به خدمت خود �ستگاه خواجه رشید الدین فضل الله وزیر و پسرش غیاث الدین محمد در خلال مطالب کتاب مستوفی اشارات دیگری نیز به حیات افراد خاندان خویش نموده است از همین جاست که ما می‌دانیم جد مادری پدر بی شمس‌الدین ابوالهول هلاوی مدتی والی ری بوده و محیطی فراوان داشته است یا اینکه جد مادری مادر بی محبت الله عمر دانی بوده و امام رافعی در کتاب تدوین خود داستان جالب و شگفت آوری از این نموده است و همه در کتاب خویش اشاره یادداشت‌هایی نمود که صحبت الله زاهدانی درباره تاریخ قزوین فراهم آورده بود اشاره یادداشت‌هایی نمود که صحبت الله زاهدانی درباره تاریخ قزوین فراهم آورده بود همچنین می دانیم که پدر جد و امین الدوله مستوفی در دستگاه سلاطین و امرای عراق مکاتب تی داشته و تنوری فراوان حاصل نمود و استیفای عراق به دو محفوظ بوده است و عزت الدین فخرالدین فخرآور را که در آورده و چون همش از قبیل خارج شده از مالی فراوان از نیابت او فراهم آورده است و این امین الدین نه سرانجام از خدمات دیوانی توبه کرده و به حج رفته و به طاعت حق آورده و به فوتبال شیخ نورالدین گیری برای جبران گناهان خود و رد مظالم ناشی از خدمات دولتی در هنگام حمله مغول دست به جهاد زده و کشته شده است همچنین پدر معلم نیست در پایان عمر از خدمات دولتی کنار گرفته و باغشاد شیخ احمد نائل شده و در طاعت درجه عالی یافته است اشاراتی راجع به دو پسر عموی خود خواجه سعدالدین مظفر و خواجه فخرالدین محمد مصطفی نیز نموده است این دو برادر از دشمنان سرسخت خاندان جایی بودند خواجه هارون پسر شمس الدین جوینی حاج سعدالدین مظفر را در بغداد کس و فخردین مستوفی نیز به قصاص وی خواجه آروم را به دست امیر برادر امیر آقای معروف اما اینکه مستوفی به علت شیر شاوری و راست بوده است چنانچه از تاریخ سلجوقیان در آناتولی برمیآید مرد سختگیر و خودخواه و طماع و بد متعصب بود به طوری که در اثر ظلم فراوان وی مردم رود آسیای صغیر در همان چند ماه کومت او به جان آمده اند تا به جایی که سلطان و فرزند مولانا جلال الدین را نفرین کرده و همانطور که صاحب تاریخ گزیده در طی تاریخ ارغوان خان نوشته بر اثر بر اثر معارضه با سعد دوره یهودی وزیر کشته شده است بند مستوفی به سه برادر خود اشاره می کند اول زین الدین محمدبن تاج الدین ابوبکر که مدتی متصدی اشغال خطیر و در آخر عمر نائب دیوان وزارت بوده دوم امین نصرالله که من دو شاعری به نامو آن شاعر کتابی به نام نساجی نصایح در مدح پرداخته بود مستوفی از او به عنوان برادر مرحوم امین الدین نصرالله یاد می‌کند و این می رساند که قبل از سال ۷۳۰ یعنی سال تعلیف تاریخ گزیده در گذشته است سوم افراد این الله که مستوفی درباره او نوشته است برادرم تا عمره از بیات نیکو دارد و غزلی از وی در جواب اوحدی نفت کرده است اما راجع به شخص حمدالله مستوفی تنها می دانیم که از ابتدای جوانی بسحق حسی داره بر آبا و اجدادی آبا و اجدادی به شیوه عمل پیشگیری یعنی خدمات دولتی اشتغال و زیره و چند بار جامع الحساب مالک نوشته و سفرهای متعدد به تبریز و بغداد و شیراز و اصفهان نموده و مدتی نیز در بغداد قسمت تقدیر اموال داشته و مهمترین مشاغل وی حکومت تومان قزوین و ابهر و زنجان و طارم این بوده است و این حکومت وی در سال ۷۱۱ صورت گرفته یعنی همان سالی که سعدالدین اوجی وزیر به قتل رسیده و حاج رسول دین از دوبله در کتاب خیس استقلال تمام یافته و کلی حکام و ولایات را از هواداران خود انتخاب نموده و بست لا صاحب تاریخ گزیده به هر ملکی امین و مقبول القول فرستاده است به نظر می آید که وی از این مشاغل دیوانی و یا از اموال موروثی خود صاحب باغ و بستان مفصلی بوده و چه در یک تومان ۱ تومان تقسیم نامه آب باغ های قزوین به عنوان ذکر ماه جات او دیگه به قزوین از ابتدای فروردین قدیم بر ۶۲ و فصل آقای باغات از معلم تاریخ گزیده بدین ترتیب نام برده است � هشتم جوزا حق صاحب معظم عبدالله مستوفی از همین مختصر هم تمکن مالی او را می‌توان حدس زد به هم احترام و مکان طبی را نزد ما سر این همشهریان خیس بدبختانه این طومار تاریخ نداد ندارد تا بدانیم که بی تا چه سالی زنده بوده زیرا پس از سال ۷۴۰ یعنی سال تالیف نزهة القلوب دیگر از این نویسنده پرکار اثری در دست نیست و اینکه در تاریخ مرحوم عباس اقبال سال فوت وی در حدود ۷۵۱ شده و خیلی سریع و روشنی ندارد ولی با این حال ولی با این حال قبر او هنوز باقی است و گنبد دراز شهرت داردمحل قبر در خاور شهر قزوین است است در محله پنبه ریز سه و مصرف میدانگاه بین امامزاده علی و امنی خاتون است این مقبره که صورت مثل بلد آن گرفته بود در سال ۱۳۱۰ مورد توجه واقع شده و عده ای از مردم زیر علاقه برای حفظ آن دیواری به دوران کشیدند و مختصر تعمیری نمودند � سال ۱۳۱۹ نیز از طرف اداره باستان‌شناسی تعمیرات اساسی در آن صورت گرفت در سال ۱۳۱۹ نیز اقداماتی صورت گرفت و یک لنگه در منبت کاری آن کلنگی در دیگر را دزدیده شده بود به موضوع باستان شناسی منتقل نمودند و دری تازه به جای آن نهادند و بر دور گنبد کتیبه این سر و شهر حیات مستوفی را بر آن نقش می زند در این کتاب تاریخ فوتو بدون ذکر ماخذ در سال ۷۵۰ هزار شده و بعد از تاریخ مغول مرحوم اقبال گرفته شده است اما نقطه که در اینجا ناگزیر از طرح آن هستند این است که در کلیه نسخه صحیح قدیم منجمله نسخ قدیم که مورد استفاده اینجا نبود نام مستوفی به صورت هم آمده نهم الله در یک نسخه خوب از این کتاب که در حدود قرن دهم نوشته شده به شماره ۳۷ در کتابخانه ایاصوفیه استانبول ضبط است نامه و پدری هم آمده به این ترتیب هم ابن ابی به من هم با نصب مستوفی قزوینی و در نسخه دیگر از همان کتابخانه به شماره ۲۷ ۲۰۷۰ نظر نظر دارد � نظر می‌آید که کلمه هم و خاص یا صورت شکسته از کلمه محمد و احمد باشد ما این مطلب نقطه است که در تاریخ طبقات ناصری آمده به این عبارت بر لغت قورمه مدد از احمد نسخه بدل هم احمد می گویند به این ترتیب همان حمدالله مستوفی معروف و غیره است تالیفات حمدالله مستوفی مستوفی غیر از تاریخ گزیده اولین اثر است �عریف دیگری نیز از خود برجای گذاشته است که مجمل نبد آن‌ها اشاره می‌شود ظفرنامه دومین تعریف مستوفی است که از تاریخ از زمان پیغمبر اسلام تو دوره تالیف کتاب یعنی اواخر سلطنت سلطان ابوسعید خان بهادر در ابتدای تاریخ گزیده مستوفی بدین تعریف منظومه خود اشاره می کند ولی در آن هنگام پس از ۵۰ هزار بیت نگفته و نه و چند سال بعد ۲۵ هزار دیگر به آن افزوده است که این تاریخ ویل شاهنامه فردوسی است مستوفی ۲۵ هزار بیت از اشعار را تخصیص به تاریخ عرب داده و ۲۰۰۰۰ بیت دیگر را به تاریخ سلاطین ایران و بقیه یعنی ۳۰۰۰۰ بد را به تاریخ مغول �انچه از مساوی ظفرنامه برمی‌آید ۱۵ سالن زمین کتاب نسبت به مفصل بسیار پر ارزش طول کشیده و چون اشاراتی به ۴۰ ساله بودن خود دارد در آغاز نظم کتاب نموده به نظر می‌آید که تولد دست در حدود ۳۸۰ هجری قمری باشد این کتاب بسیار از گذشته از آنچه در قسمت سوم آن یعنی تاریخ مغول مطالب بسیار سودمندی آمده به علت وجود وزن و قافیه از لحاظ ضبط و تلفظ اسلامی تاریخ مغول بی نهایت مفید است مفید است است این کتاب بسیار ارزنده در خصوص شعر و ادب نسخه وجود ندارد فقط یک نسخه وجود دارد و آن نقطه که در موزه بریتانیا به شماره ۲۸۳۳ ضبط شده و در ۷۷۱ در سال ۸۰۷ هجری استنساخ گردیده است اینکه چند بیت از آن کتاب درباره فقط قزوین بدون قبل از تاریخ ادبی مرحوم سراوان جلد سوم که به نام از سعدی تا جامی به وسیله جناب آقای علی اصغر حکمت به فارسی تجربه ترجمه شده است و از این رو به قزوین سپتای به چند درآمد به کردار قرآن پلنگ به دانگه جسد شهر دریای خون ۱۰:۰۷ بودی زشت است شعبان گذر کرده بد هر روز که پیدا شده آن محنت و درد سوز در آن وقت بد حاکمان دیار مظفر لقب بهترین نامدار به حکم خلیفه در این شهر شهرت از کار حکومت در او بود کلش کلش کرد در این مرز آمد به چنگ بستن در بازه ها همش سن برآمد بازو بسیج جنگجو به سوی مغول کرد و در جنگ رو به روز ترین کس نداده ندادند را چهارم شهر اندر آمد سپاه اندر آمد به قزوین دلیر هم چنان آفریدند زیر هر آنکس که بود در آن شهر باز همه کشته افکنده در مقامات خرد و بزرگ و پیر و جوان سرآمد سران را سراسر زمان آن زن و مرد هر جا بتی کشته شد همه شهر را بخت برگشته شد بسی خوبرویان ز بیم سپاه به کردند خود را به خیر تو در آن قدر بود از همه پیش ما که بودند کشته و ۲۰۰۰ در همین بلی از این بود که چهارم �ر معلم امین الدین نصب مدت‌ها متصدی مشاغل دیوانه بود و در آخر عمر طائب شده بود در زمان جهاد با مغولان به از شهادت نائل آمد نزهت القلوب کتاب نفیس و محیطی است در جغرافیا و علم هیئت و عجایب عالم تعریف این کتاب ۱۰ سال پس از تاریخ گزیده و پنج سال پس از نظم ظفرنامه صورت گرفته است درتی مقدمه معلم خود به علت کیفیت تعریف کتاب اشاره کرده و نوشته است چون قبلاً کلیه کتب مربوط به این رشته عربی بوده و اهل عجم را از آن یادت از این بود و وسعت کوین کاینات و ایجاد موجودات و خلقت مخلوقات علوی و سفلی و شرح ربع مسکون و کیفیت موالید ثلاثه و کمال وجود انسان و وصف صورت و معنای ایشان تذکر چگونگی ایرانحشره موالید ثلاثه به کمال وجود انسان و وصف صورت و معنای ایشان تذکر چگونگی ایران و شرح تاریخی امارات بلاد و ولایات آن و محصول ارتفاعات و طبایع و اشکال و ادیان سبک آن هر بیار و مخارج آن ها و آثار و حیثیت بهار و وفا و جبال اسهال و کیفیت معادن و کمیت مسافت و فرانسه خطر برق و تقریر عجایب و تحقیق غرایب آن به تمام از هیچکس �لوم نمی‌شد بلکه هر وصفی از این عصا در جایی می آمد و از آن نیز بعضی قاصر بود دوستان درخواست نمودند که چون بر احوال اکثر ایران واقعی اگر این اوصاف زبان فارسی در مجموعه رود مجلس انس اصحاب را جمع شود در این مقدمه مستوفی بنابر سیره سیره بنابر سیره همیشگی خیس فهرست نسبت دقیقی از منابع و ماخذ تالیفات خود و همچنین فهرستی از مواد کتاب به دست داده است فهرست کتاب به صورت خلاصه چنین است مقدمه در ذکر ترتیب ابداع افلاک و نجوم و عناصر و ما تعلق ذلک من آثار العلویه و صفویه دیباج در ذکر ربع مسکون و شرح طول و عرض و صفت عالی و وسایل اطراف آن مقاله اول در ذکرتکم این موالید ثلاثه معادن و نبات و حیوان و آن بر سه متر است مرتبه اول معدنیات مرتبه دوم نباتات مرتبه سوم حیوانات مقاله دوم در ذکر انسان نظر اول در شرح اعضای انسان و تفصیل اقای ایشان مشتمل بر سه صفت صفت اول در شهر اعضای سازمان از مفردات و مرکبات صفت دوم در ذکر قوای انسان صحبت سوم در ذکر فواید اعضا و جوارح انسان نظر دوم در ذکر صفات و آثار و نفوذ نظر سوم در عشق اولا و طلبه موالی که کمال انسان نفس انسان است مقاله سوم در سفتی بلدان و بقا و آن بر ۴ قسمت اول در ذکر حرمین شریفین اسم دوم در شرح احوال ایران زمین و آن مشتمل است بر مطلع و مقصدی و مخلصی مطلع درسره تقسیم و طول عرض و حدود آغاسی و قبله بلاد ایران زمین مقصد در ذکر ولایات بلاد ایران و چگونگی آب و هوا و بنیاد امارات و صفت ساکنان ولایت مخلص در ضبط تورو تنها علوم از شارژ بال و معادن فاطمه در ذکر عجایبی که در سایر ولایات ضرب مسکون است در برو به بیرون از آنچه در ایران زمین است کتاب نزهه القلوب چنانچه در ذکر و در سال ۷۴ به رشته تحریر درآمد و این سال مصادف است با فشار ناشی از مرگ ابوسعید و کر و فر عمراً بلندپرواز و استقلال طرف و شاهزادگان ضعیف و بی اراده مغول معلم خود به این حوادثو بدین نرم از خطاها و سوالات خود در تیک طبق خواسته امید به فرد بزرگان ارباب فضایی که این کتاب به نظر مبارکشان مصرف خواهد شد آنکه در روی محاسنش مایل به این اوضاع ملاحظه فرمایند و اگر بر خطا و ازلی به افق یابد آنچه آن را از پریشان خاطر به کسی به وقوع حوادث روزگار غدار و تراکم خسارات زحمات بی شما از گاه وفات پادشاه صحیح انالله برهان علیه موسی � واقع می‌شود شمارم بضاعت نگارنده از این کتاب مربوط به عراق عراق عرب آذربایجان مغان قرآن شروان گرجستان را مستشرق فرانسوی درج ضمائم سیاست نامه در سال ۱۸۹۷ در پاریس منتشر نمود و قسمت مربوط به مازندران و مقاومت و مدیران را مستقر روسیه در جلسه ای در جلد چهارم کتاب محمد نصیری در سن پترزبورگ در سال ۱۸۵۸ ولی تمام تمام مطالب کتاب را مرحوم میرزا محمد شیرازی ملقب به ملک الملک کتاب در سال ۱۳۱۱ به صورت چاپ سنگ در بنده منتشر کرد که متاسفانه نسخه مغلوب قسمت جغرافیایی این قسمت سوم کتاب را با مقابله با چندین نسخه دیگر به صورت بیست و سوم این کتاب از نشریات اوقاف کی منتشر نمود و بلافاصله ترجمه انگلیسی آن را باید از بعضی از این رو متن شاپورخواست در استان ۱۳۳۶ دوست مغز آقای محمد دبیرسیاقی پس از مقابله با چند نسخه دیگر با انتشار تبعید راست قسمت جغرافیایی بلادی کتاب

مناطق دیدنی استان چهارمحال بختیاری بهشت گمشده تالاب گندمان

مشده چهارمحال و بختیاری

دیدنی‌های ایران6 روز agoNo comment

تالاب گندمان بروجن

706

تالاب گندمان بروجن بهترین جایی است که می‌توانید این حس را تجربه کنید. آرامش و زیبایی تالاب شما را غرق می‌کند. اگر دوست دارید تجربه‌ای متفاوت از طبیعت‌گردی داشته باشید، حتما به دیدن آن بروید. حالا می‌خواهید بدانید تالاب گندمان کجاست و چرا باید قبل از مرگ یک بارهم که شده آن را ببیند؟ پس این مطلب برای شما است.

تالاب گندمان در استان چهارمحال و بختیاری، شهر بروجن و نزدیک شهری به اسم گندمان واقع شده است. این تالاب ۹۸۰ هکتاری حدود ۲۲۱۹ متر از سطح آب ارتفاع دارد و میزبان پرندگان و گیاهانی است که طبیعت اینجا را به زیبایی آراسته‌اند. تالاب گندمان بروجن در فصول بارانی سال به مساحتی حدود ۷۰۰ هکتار آب میزبان پرندگانی چون عقاب، لک‌لک خاکستری، بالکان، ماهی‌هایی مانند ماهی سیاه و ماهی گورخری … است.گیاهان منطقه آن دسته از گیاهانی هستند که به آب زیاد علاقه دارند. بنابراین بیشتر می‌توانید گیاهان آبدوستی مانند لویی، زنبق، آلاله آبی، هزار نی و … را ببینید.البته برای کسب اطلاعات بیشتر میتوانید مقاله معرفی کاخ سعدآباد را بخوانید.

تالاب گندمان یکی از ۱۰ تالاب مهم و دیدنی ایران است و جزو محبوب‌ترین دیدنی‌های بروجن به حساب می‌آید. این تالاب قدیمی که روزگاری جایگاه شکار بهرام گور بود، حالا محل زندگی پرنده‌هایی است که گاهی به ندرت می‌توان در جاهای دیگر ایران آن‌ها را پیدا کرد. همین تنوع زیستی و گیاهی که در این مساحت جای گرفته، اهمیت آن را دوچندان کرده است. تالابی که از آتش‌سوزی سال ۸۸ و خشکسالی‌های چند سال اخیر جان سالم به‌در برده و سرسبز‌تر و زیباتر از همیشه آماده بازیدکنندگانی است که می‌خواهند ساعاتی را از هیاهوی زندگی دور شوند.

فهرست مطالب

  • تالاب گندمان کجاست؟
  • معرفی بهترین مسیر دسترسی به تالاب گندمان
  • شرایط آب و هوای تالاب گندمان چگونه است؟
  • معرفی تفریحات نزدیک تالاب گندمان
  • معرفی جاهای تفریحی و دیدنی نزدیک به تالاب گندمان
  • سخن پایانی و سوالات متداول

تالاب گندمان کجاست؟

تالاب بین المللی گندمان در استان چهار محال و بختیاری شهر بروجن و در نزدیکی شهر گندمان قرار گرفته است. اگر می‌خواهید سری به جاهای دیدنی چهار محال بزنید، دید و بازدید از

مکان دیدنی استان چهارمحال بختیازی + دیدنی های چهارمحال و بختیاری

شاید بد نباشد برای سفر بعدی‌تان، شهری متفاوت را انتخاب کنید. اگر درباره جاهای دیدنی شهرکرد بیشتر بدانید، شیفته این شهر خواهید شد. طبیعت بی‌نظیر شهرکرد با آبشارها و چشمه‌های کوچک و بزرگش که زیبایی را در این شهر پدید آورده‌اند؛ قلعه‌های متعدد در نقاط مختلف استان با تلفیق معماری ایرانی و اروپایی و موزه‌هایی که عظمت تاریخ ایران را به یادمان می‌آورند، همه و همه تنها بخشی از جاهای دیدنی شهرکرد هستند. در این سفر جادویی به شهرکرد، با ما در این مطلب از مجله گردشگری فلای تودی همراه باشید تا شناخت بیشتری از بام ایران پیدا کنید. مطمئن باشید پس‌ از خواندن این مطلب، دلتان می‌خواهد به شهرکرد سفر کنید.

در این مطلب از فلای تودی می‌خوانید... پنهان

1. بهترین جاهای دیدنی شهرکرد | گشت و گذاری متفاوت در بام ایران

2. سفر به شهرکرد | شهر طبیعت بکر و بناهای تاریخی

3. سوالات متداول درباره جاهای دیدنی شهرکرد

بهترین جاهای دیدنی شهرکرد | گشت و گذاری متفاوت در بام ایران

شهرکرد بدون شک یکی از بهترین شهرهای ایران برای سفر در تابستان است

آبشار زردلیمه | باشکوه و نادیده

به هیچ وجه بازدید از این آبشار عظیم و باشکوه را از دست ندهید. وقتی به آبشار نزدیک می‌شوید، صدای آب‌های خروشانش مثل یک سمفونی زیبا در گوشتان می‌پیچد و نسیم ملایم، به شما خبر رسیدن به محل آبشار را می‌دهد. همچنان که به پیش می‌روید، ناگهان آبشار با ۶۵ متر عرض و ۴۰ متر ارتفاع جلوی چشمانتان ظاهر می‌شود و نفستان را بند می‌آورد.

آبشار زردلیمه، مثل مادری مهربان، حیات و سرسبزی را به مناطق اطرافش هدیه کرده است. این آبشار در مسیرش به تن درختان بلندقامت بلوط می‌پیچید و پشت سرش ردی از زندگی به جای می‌گذارد. زیبایی طبیعت اطراف آبشار در فصل بهار، چند برابر می‌شود. البته زیبایی‌های این منطقه، محدود به آبشار نمی‌شود؛ دره پایین آبشار، رودخانه پرآب و روستای زیبایی که در پایین آبشار قرار دارد، هر کدام جذابیت مخصوص خودشان را دارند.

جاهای دیدنی شهرکرد 9

جالب است بدانید، این آبشار عظیم و طبیعت اطرافش، یکی از مناطق بکر استان چهارمحال و بختیاری به شمار می‌رود و افراد کمی از وجود آن مطلع هستند. البته رفتن به این محل، کار هر کسی نیست و مسیری نسبتا دشوار و پیاده‌روی بسیار طولانی دارد؛ آنقدر طولانی که احتمالا نمی‌توانید یک روزه به آن‌جا بروید و بازگردید. اگر کمی هم از کردستان فاصله بگیرید، می‌توانید از گردشگاه چشمه‌زنه هفشجان هم بازدید کنید.

  • آدرس: اطراف روستای گزستان چهارمحال و بختیاری

پل زمان خان بختیاری در سامان | یادگار دوره صفویه

جالب است بدانید، یکی از پل‌های دیگری که از روی زاینده‌رود می‌گذرد، پل زمان خان است که در حوالی شهر زیبای سامان و در دل طبیعتی دل‌نشین و سرسبز قرار دارد. گذر زاینده‌رود از شهر سامان، باعث شکل‌گیری این سرسبزی و طراوت و پیدایش بهشت زمینی چهارمحال و بختیاری شده است.

پل زمان خان، یادگاری ارزشمند و زیبا از دوران صفویه است. از آن‌جایی که معماری آن به آثار دوره ساسانی شباهت زیادی دارد، بسیاری آن را متعلق به همان دوره می‌دانند. این پل دو دهانه سنگی نامساوی دارد که بر سه پایه سنگی استوارند. پل زمان خان که یکی از خاص‌ترین جاهای دیدنی شهرکرد حساب می‌شود، یک منطقه توریستی به شمار می‌رود و با امکانات و تفریحاتش، یک روز دلچسب و متفاوت را برای‌تان خواهد ساخت.

محبوب‌ترین تفریح این منطقه «رفتینگ» است؛ شما می‌توانید در آب‌های خروشان زاینده‌رود سوار بر قایق‌های بادی شوید و اوج هیجان را در کنار دوستان یا خانواده تجربه کنید. برای رفتینگ هیچ نیازی به دوره خاصی ندارید و تنها باید از راهنمایی مربی‌ها پیروی کنید. در فصل بهار که رودخانه پرآب‌تر می‌شود، هیجان رفتینگ نیز بالاتر می‌رود.

جاهای دیدنی شهرکرد 11

البته رفتینگ، تنها تفریح پل زمان خان نیست؛ می‌توانید در آب‌های این منطقه، شنا یا ماهیگیری کنید. اگر هم شرایط شناکردن را ندارید یا به هر دلیلی، نمی‌خواهید به سمت آب بروید، روزتان را در حاشیه رود با پیک‌نیک و تفریحات ساده‌تر بگذرانید.

  • آدرس: ۲۷ کیلومتری شمال شهرکرد و ۵ کیلومتری شهر سامان
  • قلعه دزک | پناهگاه دهخدا

    در جنوب شرق شهرکرد، قلعه‌ای قرار دارد که قدمت آن به دوره قاجار بازمی‌گردد و اتفاقات زیادی را پشت سر گذاشته است. در میان جاذبه های گردشگری شهرکرد، قلعه دزک با تزیینات و معماری بی‌نظیرش، حسابی دل بازدیدکنندگان را می‌برد. برای ساخت این قلعه، از کاخ‌های باشکوه اروپایی الهام گرفته بودند؛ اما رگه‌هایی از معماری ایرانی هم در آن وجود دارد. نتیجه این تلفیق، یک معماری خاص و جذاب است که حتما توجه‌تان را جلب می‌کند. تزیینات زیادی در ساخت قلعه به کار رفته است و اتاق آینه و تالار سفره‌خانه، زیباترین قسمت‌های این عمارت بزرگ به شمار می‌روند.

    دیوارها و سقف اتاق آینه با آینه‌های بزرگ تزیین شده است که زیبایی هر کدام از آن‌ها با نقاشی پشت آینه چندین برابر می‌شود. تصاویر این نقاشی‌ها از کاخ‌های اروپایی، نقش گل‌های زیبا و نمای بیرونی قلعه است. قلعه دزک که امروزه از بهترین جاهای دیدنی شهرکرد به شمار می‌رود، در گذشته محل رفت‌وآمد و تجمع شاعران و هنرمندان بسیاری بوده است. برای مثال، علی اکبر دهخدا در دوران مشروطه، در این قلعه زندگی می‌کرد.

    جاهای دیدنی شهرکرد 12

  • آدرس: ۳۲ کیلومتری جنوب شرق شهرکرد، روستای دزک
  • ساعت بازدید: ۸ تا ۱۷
  • قیمت ورودی: ۳۰۰۰ تومان
  • پارک ملی تنگ صیاد | حیات وحش بی‌نظیر زاگرس

    در منطقه تنگ صیاد، چیزی که بیشتر از طبیعت بهشتی و گونه‌های جانوری مجذوبتان می‌کند، آرامشی مثال‌زدنی است. این منطقه حفاظت‌شده، یکی از دیدنی های شهرکرد به شمار می‌رود، آب‌و‌هوای مطلوبی دارد و انتخابی مناسب برای گذراندن یک روز عالی محسوب می‌شود. در تنگ صیاد، گیاهان بی‌شماری وجود دارند که احتمالا حتی اسم بسیاری از آن‌ها را نشیده‌اید. در میان این گیاهان، حدود ۳۰ گونه تنها به ایران اختصاص دارند. گونه‌های جانوری این منطقه هم دست کمی از گیاهانش ندارند و حیواناتی مانند پلنگ، روباه، بز کوهی، قوچ، گربه وحشی و عقاب در آن زندگی می‌کنند.

  • پیر غار | زیبا، عجیب و پر از قصه

    پیر غار یک منطقه گردشگری عالی در روستای ده‌چشمه استان چهارمحال و بختیاری است که با طبیعت بی‌نظیر، رودها، چشمه‌ها و آبشارش، خاطره‌ای فراموش‌نشدنی برای‌تان می‌سازد. در این منطقه باصفا، که بهترین از جاهای دیدنی شهرکرد به حساب می‌آید، آبشاری زیبا و خروشان در دل طبیعت اعجاب‌آور قرار گرفته است. با گذشتن از مسیرهای پر‌پیچ‌وخم در دل کوه به بالاترین نقطه این آبشار می‌رسید. از آن‌جا می‌توانید با دنبال‌کردن آب، به چشمه اصلی برسید که تمام طبیعت رویایی، مناطق سبز و آب‌وهوای عالی اطراف را پدید آورده است.

    جاهای دیدنی شهرکرد 14

    اما این منطقه زیبا یک جاذبه گردشگری دیگر هم دارد که یکی از عوامل اصلی مشهورشدن این منطقه حساب می‌شود. در این منطقه، کتیبه‌ای سنگی از دوران مشروطه وجود دارد که بر قسمتی از کوه‌پایه‌ زاگرس حکاکی شده است. این کتیبه‌ها، مربوط به دوران حکومت مظفرالدین شاه هستند و در ۴ قسمت مجزا، به ترتیب وقایع و با خط نستعلیق حکاکی شده‌اند.

    یکی دیگر از جاذبه‌های گردشگری شهرکرد که در پیر غار قرار دارد، یک غار آهکی باستانی است. نام این منطقه، برگرفته از نام همین غار است که چندین چشمه جوشان از آن سرازیر می‌شود. اگر به این منطقه سفر کردید، بازدید از غار آهکی را هم در برنامه‌تان قرار دهید. این غار برای مردم شهرکرد، مکانی مقدس به شمار می‌رود و بسیار ناشناخته است، همچنین برخی اعتقاددارند که در گذشته‌های بسیار دور، معبد آناهیتا بوده است.

  • جاهای دیدنی شهرکرد 15

  • آدرس: ۴۵ کیلومتری شهرکرد، فارسان، گردشگاه پیر غار
  • شما می‌توانید در این منطقه کوهستانی از انواع تفریحات مثل کوه‌نوردی و صخره‌نوردی لذت ببرید. چشمه‌های همیشگی مناسب برای آب‌تنی و تماشای حیات وحش بی‌نظیر منطقه هم از دیگر تفریحات جذاب منطقه تنگ صیاد هستند.

  • مسجد اتابکان لر بزرگ | اثر شگفت‌انگیز شهرکرد

    یکی دیگر از جاذبه های گردشگری شهرکرد، مسجد اتابکان است. اسم مسجد نشان می‌دهد که مربوط به دوره اتابکان می‌شود و قدمتی حدودا ۸۰۰ ساله دارد. معماری این مسجد بسیار شبیه به مساجد قرون اولیه اسلام است و در دوره‌های مختلف، آن را بازسازی کرده‌اند. نمای آجری مسجد اتابکان، در دوران صفویه ساخته شده است. این مسجد، شاید خیلی باشکوه و بزرگ نیست؛ اما تاریخی بسیار دراز دارد. بدون شک، دیدن یکی از کهن‌ترین بناهای شهرکرد، می‌تواند حس‌و‌حال عجیبی را به شما منتقل کند.

    جاهای دیدنی شهرکرد 2

  • آدرس: شهرکرد، خیابان ولیعصر
  • چشمه دیمه | حیات‌بخش زاینده‌رود

    در شرایطی که گرمای تابستان، امانمان را می‌برد و همه به دنبال یک مقصد خنک می‌گردیم، یکی از جاهای دیدنی شهرکرد یعنی چشمه دیمه، مکانی با هوایی بهشتی برای مسافران به شمار می‌رود. چشمه دیمه، یکی از چشمه‌های اصلی است که آب زاینده‌رود را تامین می‌کند. آب چشمه دیمه سرشار از مواد معدنی و کلسیم است و به همین دلیل، یکی از گواراترین آب‌ها در ایران را دارد.

    از طرفی، این مکان، طبیعتی بی‌نظیر و آرامش‌بخش دارد. امکانات رفاهی و تفریحی این منطقه، نظیر آلاچیق و راه آسفالت، آن را تبدیل به یک مکان عالی برای پیک‌نیک می‌کنند. لذت‌بردن از طبیعت زیبا و آب‌وهوای مطلوب، تنها سرگرمی چشمه دیمه نخواهد بود؛ در بازدیدتان از این منطقه، ممکن است گروه‌های عشایری را هم ببینید و از نزدیک با سبک زندگی آن‌ها آشنا شوید. به جز این مورد، در اطراف منطقه چشمه دیمه می‌توانید به دشت لاله‌های واژگون بروید و از تماشای این گل نادر لذت ببرید.

  • تالاب چغاخور | وصف‌ناشدنی

    در میان علفزارهای وسیع رشته‌کوه زاگرس، تالابی بزرگ قرار دارد که خانه پرندگان آبزی است. تالاب چغاخور با صدای پرندگان زنده می‌شود و با رقص آن‌ها در آسمان لبخند می‌زند. در یک طرف این تالاب، کوه‌های استوار زاگرس خودنمایی می‌کنند و در سمت دیگرش، دشت‌های سرسبز و وسیع قرار دارند. این منطقه خوش‌آب‌وهوا، محل ییلاق ایل بختیاری است. لحظه‌ای چشمانتان را ببندید و خودتان را در فصل بهار در این تالاب تصور کنید. قله‌های سفید کلار در کنار دامنه‌های سرسبز آن‌ها که پوشیده از شقایق‌های وحشی و گل‌های رنگارنگ هستند را در برابرتان تصور کنید. دلتان نمی‌خواهد همین حالا به این منطقه سفر کنید؟

    در این تالاب بین‌المللی، می‌توانید تفریحات متفاوتی را تجربه کنید. این تالاب که یکی از زیباترین جاهای دیدنی شهرکرد به شمار می‌رود، خانه پرندگان در معرض انقراض نیز محسوب می‌شود؛ پس، می‌توانید از تماشای این گونه‌های نادر لذت ببرید. همچنین این تالاب مکانی مناسب برای ماهیگیری است و در آب‌های آن، انواع ماهی‌ها یافت می‌شوند. اگر اهل ماهیگیری باشید، می‌توانید با دریافت مجوز اقدام به ماهیگیری کنید. طبیعت‌گردی هم از تفریحات این مکان رویایی به شمار می‌رود. به تماشای شقایق‌های وحشی بنشینید. ۷۰۰ هکتار دشت پهناور در برابر دیدگان شما قرار دارد؛ به هر طرف که سر بگردانید، یک منظره متفاوت در برابرتان ظاهر می‌شود که مانند تابلوهای نقاشی است!

    جاهای دیدنی شهرکرد 4

    تفریحات این منطقه به همین‌جا ختم نمی‌شود. اگر در فصل بهار و تابستان به این تالاب سر بزنید، می‌توانید در آن قایق‌سواری کنید و حسابی خوش بگذرانید. همچنین این منطقه به دلیل نزدیکی به کوه‌های کلار، مکانی مناسب برای علاقه‌مندان به کوه‌نوردی است. ارتفاع زیاد قله‌های کلار و بارش طولانی‌مدت برف در فصل زمستان، باعث می‌شود تا این قله‌ها یکی از معدود جاهای دیدنی شهرکرد باشند که در تمام روزهای سال پوشیده از برف هستند. «برف پیر» نام یخچال‌های دائمی این منطقه است.

    برای سفر به چغاخور باید چه نکاتی را رعایت کنیم؟

    سفر به تالاب چغاخور و گشت‌و‌گذار در آن، معمولا یک روز کامل زمان می‌خواهد. پس همه لوازم لازم برای سفری یک‌روزه مثل لباس گرم، آب آشامیدنی و زیرانداز را همراه خودتان ببرید. اگر قصد کمپینگ دارید، چادر، کیسه خواب، پتو و لباس اضافه را فراموش نکنید. بهترین فصل برای سفر به این منطقه، بهار و تابستان است که هوای خنک آن روحتان را زنده می‌کند.

  • آدرس: ۶۵ کیلومتری شهرکرد، حوالی شهر بلداجی
  • قلعه جونقان | یادگاری از خان بختیاری

    کاخ سردار اسعد بختیاری که به قلعه جونقان هم معروف است، در سال ۱۳۱۸ توسط علی‌قلی خان بختیاری با معماری فرانسوی ساخته شد. هم نمای داخلی و هم نمای بیرونی این کاخ، پر از تزیینات زیباست که از تماشای آن‌ها لذت خواهید برد. گچ‌بری‌های ستون‌های بیرونی، نقوش اسلیمی روی حجاری‌ها و درهای معرق‌کاری‌شده، تنها بخشی از زیبایی‌های این کاخ هستند. خود عمارت از روبه‌رو شبیه به کلاه فرنگی است که در میان محوطه‌ای سرسبز قرار دارد.

    جاهای دیدنی شهرکرد 5

    اما درون کاخ هم دست کمی از بیرون آن ندارد! دیوارها و نماهای داخلی کاخ با گچ‌بری‌های زیبا، طاق‌های جذاب، سقف‌های طرح‌دار و لوسترهای ساده و قدیمی به سبک خانه‌های اروپایی ساخته شده‌اند. بدون شک، این قلعه هم در لیست بهترین جاهای دیدنی شهرکرد قرار می‌گیرد و بازدید از آن را حتما به شما پیشنهاد می‌کنیم.

  • آدرس: ۳۸ کیلومتری شهرکرد، شهر جونقان
  • شیر سنگی یا برد شیر | نماد دلاوران بختیاری

    تعداد زیادی از این شیرهای سنگی در استان چهارمحال و بختیاری وجود دارند که قدیمی‌ترین مورد آن‌ها، مربوط به دوران صفویه می‌شود. شیر سنگی، نماد دلاوری و شجاعت در میان مردم ایل بختیاری است. آن‌ها مجسمه شیر سنگی را بر مزار دلاوران و جنگاوران ایل بختیاری می‌گذارند. همچنین هنرمندان بختیاری روی گلیم‌هایشان نقش شیر را می‌بافند.

  • غار سراب امید آباد | غار آهکی شهرکرد

    در میان جاهای دیدنی شهرکرد، حتما نام غار هم پیدا می‌شود. اگر اهل غارنوردی هستید، اصلا نباید بازدید از این غار آهکی را از دست بدهید. همین ابتدا بگوییم که اگر آمادگی بدنی خوبی ندارید، بهتر است به سراغ این غار نروید. پس‌ از گذر از ورودی کوچک این غار، وارد دالانی می‌شوید که قندیل‌های بسیار زیادی از سقف آن آویزان است. این قندیل‌های جادویی، شاید در دل تاریکی غار، کمی ترسناک به نظر برسند؛ اما مطمئن باشید هیچ‌چیز ترسناکی درباره این غار وجود ندارد.

    بعد از گذشتن از مسیرهای مشخص، به ورودی سمت دیگر غار می‌رسید که از آن، چشمه‌ای با آب خنک جاری است و از درون غار سرچشمه می‌گیرد. اگر علاقه‌ای به ورود به غار ندارید، باز هم می‌توانید به سمت دیگر غار بروید و از تماشای چشمه لذت ببرید.

    جاهای دیدنی شهرکرد 7

    سفر به شهرکرد | شهر طبیعت بکر و بناهای تاریخی

    این مطلب به پایان رسید؛ اما لیست جاهای دیدنی شهرکرد بسیار طولانی‌تر از این‌ها است! خوب است در میان گشت و گذار در شهرکرد، سری هم به روستاهای آن نظیر زانیان بزنید. ما سعی کردیم در این لیست، مکان‌های دیدنی متناسب با هر سلیقه‌ای را قرار دهیم و یک راهنمای انتخاب مکان تفریحی کامل را در اختیارتان بگذاریم. انتخاب مکان‌های این لیست، کاملا به سلیقه شخصی شما بازمی‌گردد. تا‌به‌حال به شهرکرد سفر کرده‌اید؟ کدامیک از تفریحات شهرکرد به نظرتان جذاب‌تر است؟ نظر خود را با ما و کاربران فلای تودی در میان بگذارید.

    همچنین، به خاطر داشته باشید که برای لذت بردن از شهرکرد می‌توانید همین حالا وارد فلای تودی شود و با ارزان‌ترین قیمت، بلیط و هتل شهرکرد را رزرو کنید.

    جاهای دیدنی شهرکرد 6

  • آدرس: شهرکرد، جاده شهرکرد به خوزستان، محله ایل بختیاری
  • غار سراب امید آباد | غار آهکی شهرکرد

رودخانه سرخون میانکوه شهرستان اردل

تمام این جاهایی که به نظردوستان گذشت یک سوم ازدیدنی های چهارمحال وبختیاری هم نیست. اونهایی که علاقه دارن میتونن به شهرستانهای اردل مخصوصا بخش دلپذیرمیانکو مثل آبشارزیبای لندی روستاهای شلیل وامام زاده اسماعیل درکناردریاچه سدکارون وپست شلیل وآسیابهای آبی وچشمه شلیل وشهرزیبای سرخون وچشمه معروف سرخون وچنارهای بلنددرکناررودخانه سرخون خودسدعظیم کارون ۴وگردنه بلوط بلندودرختان زیبایش که واقعا چیزی ازشمال کم نداره وخلاصه هرچی ازبافت طبیعی وجنگلی میانکوومشایخ وسرشاخه های کارون ومنطقه جنگلی بازفت باچشمه هاوآبشارهای زیبایش منطقه زیبای دوپلان ودره عشق ودورک اناری وروستای آبشاران هربیننده ای رابه تحسین وامیداره ازشهرستان لردگان وشهرستان بروجن ازباغ خان ازمنطقه امامزاده حمزه علی ازسیاسرد ازآبشارآتش گاه لردگان خلاصه جای دیدنی زیاده ولی متاسفانه ناشناخته هستن.

ابشار شیخ علیخان ابشار کوهرنگ یا زردکوه

سلام آبشار شیخ علیخان ، قلعه دزک، قلعه سورک، ابشار اتشگاه و قلعه چالشتر و ابشار دزداران صمصامی و چنگلهای بازفت، جنگلهای هلن، سد کارون 4 و چنارههای هزار ساله کاهیدان طایفه بندانی باب بختیاری کاهید های اصیل و بومی های منطقه میانکوه سنگ قبرهای دوره های الیمایی میانکوه شلیل لندی، چشمه برم لردگان،.....

آیین دست بوسی در فرهنگ بختیاری

دست‌بوسون عروسی بختیاری!

در آیین بختیاری بعد ازموافقت خانواده عروس جهت ازدواج، خانواده داماد زمانی مناسب را انتخاب و به همراه تنی از بزرگان به خانه‌ی عروس می‌روند. در آیین بختیاری بعد ازموافقت خانواده عروس جهت ازدواج، خانواده داماد زمانی مناسب را انتخاب و به همراه تنی از بزرگان به خانه‌ی عروس می‌روند. شیرب‌ها یا حق شیر که معمولاً به اسم مادر اخذ می‌شد و پشت قباله یا مهریه نیز در همین مراسم و معمولاً با کمی کشمکش تعیین می‌شود

از آنجا که در خاتمهٔ مراسم و توافقی که به دست می‌آمد، داماد دست پدر دختر را می‌بوسید، این مراسم دست بوسون نامیده شده‌است. در انتها لباس یا پارچه‌ای هم به دخترهدیه می‌دادند که در اصطلاح محلی به آن بِلکِه می‌گویند. از این پس دختر و پسر رسماً نامزد هستند.

در انتهای مراسم رقص و پایکوبی انجام می‌شود و صورت مجلسی هم نوشته و به همراه شناسنامه‌های پسر و دختر به شهر فرستاده می‌شود تا نزد یک روحانی یا به قول محلی‌ها در محضر، برای هم عقد شوند.

آیین دست‌بوسون عروسی بختیاری!

آیین دست‌بوسون عروسی بختیاری!

آیین دست‌بوسون عروسی بختیاری!

آیین دست‌بوسون عروسی بختیاری!

آیین دست‌بوسون عروسی بختیاری!

آیین دست‌بوسون عروسی بختیاری!

آیین دست‌بوسون عروسی بختیاری!

آیین دست‌بوسون عروسی بختیاری!

آیین دست‌بوسون عروسی بختیاری!

آیین دست‌بوسون عروسی بختیاری!

آیین دست‌بوسون عروسی بختیاری!

آیین دست‌بوسون عروسی بختیاری!

آیین دست‌بوسون عروسی بختیاری!

آیین دست‌بوسون عروسی بختیاری!

  • درباره آیین دست‌بوسون عروسی بختیاری!

40 فیلم برتر تاریخ سینمایی جهان که باید دید برنده جایزه اسکار

SearchXترین فیلم های برنده اسکار | این شما و این ۴۰ اثر ماندگار تاریخ سینما

نگاهی به برترین گنجینه‌های سینمایی هنر هفتم

برندگان اسکار بهترین فیلم در تاریخ همواره جزو آثار مهمی هستند. اگر نگاهی به عقب بیندازیم می‌توان گفت در 16 مِی 1929، زمانی که اولین جایزه اسکار اهدا شد، دنیای فیلم و سینما برای همیشه تغییر کرد و واقعیت جالب این بود که آن زمان حتی این مراسم اسکار نامیده نمی‌شد (این نام به طور رسمی در سال 1934 انتخاب شد). امروز، پس از گذشت سال‌ها، ما هنوز به دنبال اسکار یا جوایز اسکار هستیم تا ما را به سمت بهترین فیلم‌های هر سال راهنمایی کند. در این مطلب بهترین فیلم های برنده اسکار تاریخ سینما معرفی شدند.

همراه اول

بهترین فیلم های برنده اسکار

جوایز اسکار تنها یکی از پربیننده ترین رویدادهای جهان نیست؛ آنها پدیده‌ای از دنیای مدرن هستند. میلیون‌ها نفر برای تماشای قدم زدن بزرگ‌ترین ستاره‌های هالیوود بر روی فرش قرمز هماهنگ و متمرکز می‌شوند و برندگان اسکار سخنرانی‌های پذیرش خود از سوی آکادمی را به صورت زنده روی آنتن ارائه می‌کنند. اسکار از سال 1929 برگزار می‌شود و با لحظات به یاد ماندنی و تجلیل از بهترین فیلم‌ها، بازیگران و فیلمسازان، به بخشی جدایی ناپذیر از فرهنگ عامه امروز تبدیل شده است. از همین رو دانستن بهترین فیلم های برنده اسکار در تاریخ می‌تواند برای هر فیلمبازی جذاب باشد.

بهترین فیلم های برنده اسکار

جایزه بهترین فیلم معتبرترین، مورد انتظارترین و اغلب غیرقابل پیش بینی ترین و بحث برانگیزترین جایزه در این مراسم است. همه فیلم‌های نامزد شده عالی هستند، اما برنده لزوما محبوب ترین فیلم در بین مخاطبان عمومی نیست. این جایزه به تهیه‌کنندگان فیلم تعلق می‌گیرد و تنها دسته‌ای است که هر عضوی واجد شرایط ارائه نامزدی و رای در انتخاب نهایی است. سام اشپیگل و سائول زانتز در حال حاضر تنها تهیه‌کنندگانی هستند که سه بار برنده این جایزه شده‌اند، در حالی که استیون اسپیلبرگ بیشترین نامزدی اسکار را دارد. ما در ویجیاتو امروز بهترین فیلم های برنده اسکار را با شما به اشتراک می‌گذاریم. ما آنها را بدون ترتیب خاصی فهرست کردیم، زیرا همه این آثار سزاوار جایگاه ویژه در این لیست هستند! این شما و این لیست برندگان اسکار بهترین فیلم

Forrest Gump

این غیرمعمول نیست که مردم فارست گامپ را فیلمی عالی در تمام دوران‌ها بدانند. این فیلم مملو از صحنه‌ها و نقل قول‌های فراموش نشدنی است که هنوز هم محبوب هستند. فارست گامپ داستان مردی کند هوش اما خوش قلب اهل آلاباما را روایت می‌کند که در برخی از وقایع تاریخی مهم آمریکا مانند ریاست جمهوری کندی، جنگ ویتنام و رسوایی واترگیت زندگی کرده و حضور دارد. تنها دوست او جنی کوران است که از دوران کودکی با او دوست بوده است.

همانطور که آنها با هم مدرسه را پشت سر می‌گذارند، عاشق می‌شوند، اما گذشته آشفته او مانع از برقراری رابطه واقعی با فارست می‌شود. شخصیت فارست چه در نقش یک ستاره فوتبال در کالج، یا چه در جنگ در ویتنام و حتی کاپیتان قایق میگو، خوش بینی کودکانه خود را به مردم اطرافش القا می‌کند. تام هنکس و رابین رایت با بازی باورنکردنی خود سهم قابل توجهی در موفقیت این فیلم رابرت زمکیس داشتند.

Schindler's List

�کسی که یک زندگی را نجات دهد، کل جهان را نجات می‌دهد.�؛ فهرست شیندلر که در کراکوف در طول جنگ جهانی دوم می‌گذرد، داستان واقعی اسکار شیندلر که یک صنعتگر است را روایت می‌کند که پس از مشاهده آزار و شکنجه مردم رنج دیده جنگ‌زده توسط نازی‌ها، نگران نیروی کار یهودی خود می‌شود. او به تدریج شخصا خود را از طریق رشوه و لطف درگیر زندگی آنها می‌کند و در نهایت بیش از 1000 یهودی را از مرگ حتمی در اردوگاه‌های کار اجباری نجات می‌دهد.

استیون اسپیلبرگ توانست مجوز فیلمبرداری در داخل آشویتس را بگیرد اما به احترام قربانیان این کار را انجام نداد، بنابراین صحنه‌های اردوگاه مرگ در بیرون دروازه‌ها در مجموعه‌ای که در تصویری آینه‌ای از لوکیشن واقعی در طرف دیگر ساخته شده بود، فیلم‌برداری شد. این شاهکار 91 جایزه (شامل 7 جایزه اسکار) و 49 نامزدی را کسب کرد.


�One Flew Over The Cuckoo’s Nest�

One Flew Over The Cuckoo's Nest

شخصیت رندل مک مورفی، متهم به تجاوز به یک نوجوان، ادعای جنون می‌کند و موفق می‌شود در یک موسسه روانی به رهبری پرستار ظالم، میلدرد راچد، بستری شود. این فیلم دومین فیلمی بود که هر پنج جایزه مهم اسکار را پس از فیلم �یک شب اتفاق افتاد� در سال 1934 برد، موفقیتی که تا سال 1991 با سکوت بره‌ها تکرار نشد.

در چارچوب داستانی این اثر فیلمساز به مدل خودش نشان می‌دهد که ممکن است نتوانید از درختی که خود آن را بنا کرده‌اید لذت ببرید، اما شما می‌توانید انتظار داشته باشید که آن درخت برای نسل‌های آینده مفید و خوب باشد. اما در مجموع دیوانه از قفس پرید به عنوان یک اثر سینمایی درخشان است. این فیلم دارای برخی از شاخص ترین شخصیت‌ها در تاریخ بصری سینما است. علاوه بر این، فیلم همان اثری است که جک نیکلسون را به شخصیت امروزی‌اش و محبوبش تبدیل کرد.


�The Lord Of The Rings: The Return Of The King�

The Lord Of The Rings: The Return Of The King

از نظر بصری نفس گیر و از نظر احساسی قدرتمند؛ ارباب حلقه‌ها: بازگشت پادشاه نتیجه‌ای تکان دهنده و رضایت بخش از یک سه گانه بزرگ است. مقیاس و عظمت این اثر پیتر جکسون آن را به مورد انتظارترین رویداد سال 2003 تبدیل کرد. از آنجایی که پیشینیانش جوایز متعددی را کسب کرده بودند، اما این اثر چیزهای زیادی برای خودنمایی داشت و ناامید نشد. آخرین قسمت از سه گانه حماسی پیتر جکسون بر جنگ حلقه متمرکز است و فرودو بگینز در حال تکمیل تلاش خود برای از بین بردن حلقه واحد است. به نظر من شما هرگز آن را در لیست توصیه‌های بهترین فیلم های برنده اسکار از دست نخواهید داد!


�The Godfather: Part II�

The Godfather: Part II

دنباله یکی از تاثیرگذارترین فیلم‌های تمام دوران، یک دستاورد خیره‌کننده و چیزی به بزرگی فیلم قبلی است، اگر نه بیشتر. این فیلم مخاطب را عمیق‌تر به دنیای خانواده کورلئونه هدایت می‌کند. این فیلم هم ادامه داستان مایکل کورلئونه و هم پیش درآمدی برای داستان پدرش است که بازه زمانی و شخصیت‌های بیشتری را پوشش می‌دهد. این فیلم مورد تحسین جهانی منتقدان قرار گرفت و در سال 1993 برای نگهداری در ثبت ملی فیلم ایالات متحده و کتابخانه کنگره آمریکا انتخاب شد. همچنین اولین دنباله‌ای بود که در سینمای آمریکا برنده جایزه اسکار بهترین فیلم شد و خود را به عنوان یکی از آثار مهم معرفی کرد.


�The Silence Of The Lambs�

The Silence Of The Lambs

فیلم �سکوت بره‌ها� یا همان The Silence Of The Lambs یک تریلر ترسناک روانشناختی است که همچنان توسط دوستداران سینما و منتقدان مورد ستایش قرار داده می‌شود. این فیلم یکی از تنها سه فیلمی است که در پنج بخش برتر بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر مرد، بهترین بازیگر زن و بهترین فیلمنامه اقتباسی، برنده جایزه اسکار شده است. وقتی سکوت بره‌ها در سال 1991 میلادی منتشر شد، منتقدان فضای پرتنش، داستان هوشمندانه و بازی‌های استثنایی آنتونی هاپکینز و جودی فاستر را که به ترتیب نقش هانیبال لکتر و کلاریس استارلینگ را بازی کردند، به صورت فراوان تحسین کردند.


�Gone With The Wind�

Gone With The Wind

فیلم کلاسیک و ماندگار �بربادرفته� یا همان Gone With the Wind یک فیلم در ژانر عاشقانه تاریخی و حماسی است که از رمانی نوشته شخص مارگارت میچل اقتباس شده است. داستان این فیلم در جنوب آمریکا و در آستانه جنگ داخلی آن کشور اتفاق می‌افتد. فیلم روایتگر عشق یک دختر جنوبی به نام اسکارلت اوهارا در خلال این جنگ داخلی و دوره بازسازی پس از جنگ را به تصویر می‌کشد.

این اثر سینمایی به‌عنوان یکی از بهترین فیلم‌های تمام دوران در نظر گرفته می‌شود و یکی از بیست و پنج فیلم افتتاحیه انتخاب شده برای حفظ در فهرست ملی فیلم ایالات متحده آمریکا است. جالب است بدانید بر باد رفته هنگام انتشار برای اولین بار بسیار محبوب شد. این فیلم پر فروش‌ترین فیلم تاریخ شد و بیش از ۳۴ سال رکورددار بود. البته بد نیست بدانید این فیلم از نظر تورم پولی، همچنان پرفروش‌ترین و پردرآمدترین فیلم تاریخ سینما محسوب می‌شود.


�Casablanca�

Casablanca

به عنوان یک اثر فاخر و ارزشمند سینمایی یا از اساس فیلمی که خیلی‌ها را عاشق سینما و داستان‌های عاشقانه آن کرد نمی‌توان در این لیست به فیلم زیبای کازابلانکا اشاره نکرد؛ این فیلم بسیار محبوب با هنرمایی هامفری بوگارت و اینگرید برگمن، همانند دیگر آثار این لیست، سعی می‌کند به یک نکته اساسی و ویژه اشاره کند و از دید مثبت نیز نگاه کند و درواقع نیمه پر لیوان را ببیند.

داستان این فیلم در یک دوره دشوار و تاریخی می‌گذرد؛ زمانی که مردم قاره سبز اروپا به خاطر فرار از آسیب‌های ناشی از جنگ، خواهان مهاجرت به قاره آمریکا بودند. تنها راه مطلوب برای رسیدن به آمریکا، گذر کردن از شهر کازابلانکا و در صورت شانس آوردن، پرواز به سمت آمریکا است. جالب است بدانید در سال 1989، کتابخانه کنگره ایالات متحده این فیلم را به عنوان یکی از اولین آثار برای نگهداری انتخاب کرد زیرا از نظر فرهنگی، تاریخی یا زیبایی‌شناختی اثری مهم است.


�The Bridge On The River Kwai�

The Bridge On The River Kwai

این فیلم درباره گروهی از زندانیان بریتانیایی در جنوب شرقی آسیا است که مجبور می‌شوند توسط اسیرکنندگان ژاپنی خود پلی بر روی رودخانه کوای بسازند، بدون اینکه بدانند متفقین در حال برنامه ریزی برای حمله به جنگل برای تخریب آن هستند. این فیلم نه تنها به عنوان یکی از بهترین آثار سینمایی ساخته شده در دل تاریخ سینما شناخته می‌شود، بلکه برای نمایش یک رویداد خاص جنگی نیز قابل توجه است. همچنین جالب است بدانید: کارگردان دیوید لین تقریباً در حین فیلمبرداری در اثر عبور جریان رودخانه، نزدیک بود جان خود را از دست دهد، اما شایعه شده بود که جفری هورنای هنرپیشه کسی بود که جان او را نجات داد.


�Gladiator�

Gladiator

گلادیاتور یکی از نماد‌های سینمایی قرن حاضر است که در اولین سال آن تماشاگران سینما را با شاهکاری ماندگار و تمام نشدنی روبرو کرد. با وجود این که از نمایش این فیلم ساخته شده توسط ریدلی اسکات چیزی بیش از 20 سال می‌گذرد، با این حال از جذابیت داستان گرفته تا شور و حال مبارزات و نبرد‌های دراماتیک آن چیزی کاسته نشده است. از سوی دیگر جلوه‌های بصری فیلم کماکان هم پیشگامانه به نظر می‌رسند، و هیچ اثر ویژه‌ای در سال‌های اخیر در این ژانر، حتی به تکرار فیلمنامه عالی آن یا فضا و مقیاس حماسی آن نزدیک هم نشده است.

جالب است بدانید: در تنها فیلم اسکات که جایزه بهترین فیلم را در اسکار برای او به ارمغان آورد، خود شخص کارگردان یعنی اسکات نتوانست جایزه بهترین کارگردانی را مال خود کند. از منظر داستان گلادیاتور یک حماسه رومی است که ریشه در سفر غم انگیز یک قهرمان ستم دیده دارد. گلادیاتور که دارای برخی از بهترین سکانس‌های مبارزه و نبرد‌های کلاسیک تا حد مرگ در داخل کولوسئوم روم است، همزمان یک داستان انتقامی زیبا و دوست داشتنی است.


�Rocky�

�Rocky�

فیلم راکی از آن دست آثار الهام بخش است که در چند سطح کار می‌کند. از داستان گرفته تا رویکرد سینمایی آن قابل بحث و ستایش است. جالب است بدانید زمانی که سیلوستر استالونه به سختی به سینمای هالیوود راه پیدا کرد، فیلمنامه �راکی� را نوشت که او را به عنوان یک ستاره بزرگ در دنیای سینما معرفی کرد و او را به آنچه امروز هست تبدیل کرد. یک استالونه در حال مبارزه، فیلمنامه راکی را نوشت و به شرط ایفای نقش اصلی، آن را فروخت

داستان شخصیت راکی بالبوآ فقط مربوط به زمان گذشته یا رشته بوکس نیست، بلکه داستان مبارزه و سخت کوشی است. دشواری‌های زندگی روزمره که راکی برای به دست آوردن نهایت تلاش خود را می‌کند. بدون شک این داستان یک مرد توانا است که از �هیچ‌کس� بودن به �کسی� بودن تبدیل می‌شود، در نتیجه فیلم راکی واقعاً یک ساعت الهام‌بخش برای تمام عاشقان سینما است.


�The Departed�

The Departed

یکی دیگر از برندگان دوست‌داشتنی جایزه بهترین فیلم اسکار، فیلم رفتگان از مارتین اسکورسیزی است. این اثر سینمایی یکی از بهترین فیلم‌های پلیسی جنایی است که تا به حال دیده‌اید. اسکورسیزی به عنوان یک فیلمساز استاد سینمای خاص خود است و فیلم شاخص The Departed بدون شک در میان آثار او در قرن بیست و یکم بهترین فیلم است.

ما با تماشای این اثر داستان شخصیت‌هایی جذاب از جمله بیلی کوستیگان (لئوناردو دی کاپریو)، دیگنام و کاپیتان کوئینن (مارک والبرگ و مارتین شین) را دنبال می‌کنیم که از او می‌خواهند با حضور در خانواده مافیایی شهر، بدون هویت و مخفی شود. اما فرانک کاستلو بزرگ مافیای آن شهر با بازی جک نیکلسون نیز آدم خود را در داخل پلیس (مت دیمون) دارد. بنابراین، داستان جذابی که در ادامه می‌آید را نمی‌توان با کلمات توصیف کرد، زیرا برای باور کردن آن باید فیلم را ببینید.


�No Country For Old Men�

No Country For Old Men

این فیلم برنده اسکار داستان یک معامله مواد مخدر نافرجام را روایت می‌کند که چگونه 2 میلیون دلار پول کثیف، زنجیره‌ای از حوادث خشونت‌آمیز را ایجاد می‌کند. تگزاس پس‌زمینه‌ای عالی برای این داستان جنایی ذاتاً آمریکایی و تماشایی ایجاد می‌کند که یکی از بهترین‌ آثاری است که توسط برادران کوئن انجام شده است. تا آنجا که فیلم‌های جنایی می‌توانند در دایره تعلیق پیش بروند یک محدوده روشن است، اما تعداد کمی به اندازه این فیلم دارای هیجان هستند. این اثر سینمایی که یکی از بهترین آنتاگونیست‌های تمام دوران را به نمایش می‌گذارد، همچنین یکی از بهترین فیلم‌های برادران کوئن است که در کارنامه کاری آن‌ها می‌درخشد.


�Lawrence Of Arabia�

Lawrence Of Arabia

یکی دیگر از آثار شاخص برنده اسکار فیلم �Lawrence of Arabia� است. این فیلم زندگی توماس ادوارد لورنس، دیپلمات و نظامی انگلیسی، را روایت می‌کند. شخص لورنس که یکی از مهم‌ترین انسان‌های تاریخ معاصر بریتانیا در جهان دیپلماسی و سیاست خارجی بود در کتاب خاطراتش از ماجراهای جالبی سخن گفته است. کتاب خاطرات شخصی او بعدها به منبع اقتباس فیلم لورنس عربستان تبدیل شد. این فیلم داستان ماجراجویی‌های توماس ادوارد لورنس در دوران جنگ جهانی اول در امپراطوری عثمانی را روایت می‌کند.

این فیلم که چیزی حدود چهارساعت طول می‌کشد، به لطف کارگردانی دیوید لین و فیلم‌برداری فردی یانگ به یک ساخته جاه‌طلبانه و الهام‌بخش تبدیل شده که زوایای جذابی از یک فیلم حماسی را میزبانی می‌کند.


�Unforgiven�

Unforgiven

نابخشوده بدون شک یکی از برندگان جذاب بهترین فیلم اسکار بوده است. اما چرا؟ چون فیلم نابخشوده ادای احترامی است به افرادی که او را به عنوان یک فیلمساز به اینجا رساندند: لئونه و سیگل، کارگردانانی که قبلاً او را راهنمایی کرده بودند و به طور گسترده به عنوان بهترین فیلمسازان وسترن تمام دوران شناخته می‌شدند.

این فیلم وسترن نوعی سنگ بنای بالغ در دوران سلطنت کلینت ایستوود به عنوان پادشاه قانون شکنان یاغی در دل سینما است. خسته‌تر و جدی‌تر از آثار وسترن قبلی ایستوود، Unforgiven بسیاری از اسطوره‌های آمریکایی را که ژانر وسترن برای اولین بار تداوم بخشید، منعکس می‌کند.


�The Sound Of Music�

The Sound Of Music

این اثر سینمایی از یک نمایش تئاتر اقتباس شده است؛ و بازیگران فوق‌العاده‌ای چون جولی اندوز (برنده جایزه اسکار)، کریستوفر پلامر، شارمین کار و هتر منزیس در آن حضور دارند. داستان این فیلم بر اساس وقایع حقیقی است که برای خانواده تراپ رخ داده بود؛ این خانواده حین جنگ جهانی دوم از دست آلمان نازی به آمریکا فرار می‌کنند تا با آزادی زندگی خودشان را ادامه دهند. جالب است بدانید: با توجه به احتساب تورم خالص، فیلم موزیکال The Sound of Music در میان پنج فیلم پرفروش تمام دوران قرار خواهد گرفت؛ و این اصلا چیز کمی نیست.

این فیلم یکی از بهترین فیلم های برنده جایزه اسکار است که یک داستان عاشقانه کلاسیک در پس زمینه فاجعه‌ای است (جنگ جهانی دوم) که در پیش است. این فیلم عمدتاً از خود جنگ جدا می‌شود، اما نشان می‌دهد در سایه یک جنگ جهانی آواره شدن و تلاش کردن برای رسیدن به آرزو‌ها به چه معنی است.


�The Godfather�

The Godfather

پدرخوانده به عنوان یکی از آثار شاخص سینمای جهان، از بزرگترین موفقیت‌های انتقادی و تجاری هالیوود است؛ بدون شک ساختار درونی پدرخوانده همه چیز را به سود سینما تغییر داد. این فیلم نه تنها از انتظارات فراتر رفت، بلکه معیارهای جدیدی را برای سینمای آمریکا ایجاد کرد. برای بعضی‌ها فیلم پدرخوانده بهترین فیلم جنایی تمام دوران و همچنین نامزد اصلی بهترین فیلم مرجع جنایی گانگستری تاریخ سینما است. به جرات می‌توان گفت که این فیلم پدرخوانده تمام آثار جنایی آمریکایی است.

در شاهکار فرانسیس فورد کاپولا، خانواده مافیایی ایتالیایی کورلئونه با شروع جنگ بین پنج خانواده مافیایی داستان، دچار تزلزل می‌شوند. مایکل با بازی آل پاچینو به شدت از پدرش دون ویتو با بازی مارلون براندو و بقیه اعضای خانواده در جنایات سازمان یافته فاصله می‌گیرد. با این حال، خانواده او پس از چندین مرگ غم انگیز به او نیاز دارند و مایکل به روشی بی امان به ماجرا قدم می‌گذارد.


�Braveheart�

Braveheart

احتمالا خیلی از دوست‌داران سینما و علاقه‌مندان به هنر هفتم با نام و شُهرت این فیلم مل گیبسون آشنا هستند. شجاع‌دل به کارگردانی و بازی مل گیبسون یک درام تاریخی و حماسی است که از نظر عظمت و طول با درام‌های تاریخی و کلاسیک مقدم بر آن (از جمله بن هور، اسپارتاکوس، ال سیید و لارنس عربستان) رقابت می‌کند. مل گیبسون جدا از مقام کارگردانی فیلم، در نقش ویلیام والاس نیز ظاهر می‌شود؛ جنگجویی اسکاتلندی که رهبری اسکاتلندی‌ها را در اولین جنگ استقلال‌طلبی علیه ادوارد یکم بر عهده دارد.

جالب است بدانید: این فیلم نامزد ده جایزه اسکار در مراسم شصت و هشتمین جوایز اسکار شد، و توانست پنج جایزه، شامل اسکار بهترین فیلم، بهترین فیلمبرداری، بهترین کارگردانی، بهترین تدوین صدا، و بهترین چهره‌پردازی را از آن خود کند. شجاع دل از متفاوت ترین آثار در لیست بهترین فیلم های برنده جایزه اسکار به حساب می آید.


�Ben-Hur�

Ben-Hur

یکی دیگر از برندگان افسانه‌ای جوایز اسکار؛ این اثر سینمایی به کارگردانی ویلیام وایلر در حقیقت ریبوت فیلمی صامت به همین نام است که در سال ۱۹۲۵ اکران شده بود. این فیلم داستان تلاش‌های یک یهودی به نام بن‌هور را روایت می‌کند که برای دفاع از خانواده خود در برابر امپراطوری رم قرار می‌گیرد. این فیلم که چیزی حدود سه ساعت و چهل و پنج دقیقه زمان دارد، تصاویری خیره‌کننده از یک محیط تماشایی را به مخاطب هدیه می‌دهد. بن هور تقریبا قدیمی ترین فیلم در فهرست بهترین فیلم های برنده اسکار ما است.


�The Sting�

The Sting

هالیوود اغلب گذشته خود را اسطوره سازی کرده است، و این به ویژه در مورد این فیلم سرقتی بسیار سرگرم‌کننده و کاملاً شیرین صادق است. کارگردان جورج روی هیل (که قبلاً با ستاره‌های این فیلم پل نیومن و رابرت ردفورد در بوچ کسیدی و ساندنس کید کار کرده بود) فقط نمی‌خواست داستان The Sting را در دهه 1930 بسازد؛ بلکه او می‌خواست این اثر شبیه فیلمی باشد که در آن زمان ساخته شده است. بنابراین ما با یک غوغای نوستالژیک روبرو هستیم که در آن دو نفر از یک گانگستر (رابرت شاو) انتقام می‌گیرند که برای تماشاگر چشمک می‌زند. این فیلم سرگرم‌کننده است، اما همچنین به طور مداوم امیدوار است که شما قدردان ادای احترام بی شمار آن به سال‌های گذشته سینما باشید.


�A Beautiful Mind�

A Beautiful Mind

یکی از آثار امید‌بخش و احتمالا احساسی در دامنه آثار برنده اسکار، همین فیلم تماشایی است. داستان این فیلم پیرامون شخص جان نش، دانشمندی برجسته و برنده جایزه نوبل اقتصاد است. این مرد جالب که بیماری اسکیزوفرنی پارانوئید دارد، یک شخصیت جذاب در دل این اثر است. بنابراین تماشای شخصیت پر تلاش او در فیلم واقعا نفس‌گیر است.

این فیلم نمایان‌گر این است که شخصیت نش چگونه تعادل روانی خود را تا حد امکان پنهان می‌کند و بیماری خود را تحت کنترل می‌گیرد. او اهمیتی نمی‌داد که گذراندن یک لحظه چقدر سخت است، او فقط علاقه‌اش به علم را دنبال می‌کرد. در نتیجه این فیلم داستانی از یک نابغه ریاضی در مسیر دلخراش کشف خود است. ذهن زیبا نماهای مختلف احساسات انسانی را بررسی می‌کند.


�The King’s Speech�

The King's Speech

زندگی متفاوت یک پادشاه که مورد توجه آکادمی اسکار قرار گرفت؛ جایزه بهترین فیلم و جایزه بهترین بازیگر مرد آکادمی اسکار تنها بخشی از افتخارات فیلم The King’s Speech هستند. این فیلم داستان واقعی زندگی یکی از متمایزترین پادشاهان انگلیس را روایت می‌کند. جرج ششم با هنرنمایی کالین فرث پس از آن‌که برادرش به غیرمنتظره‌ترین حالت ممکن از تخت پادشاهی پایین می‌آید به عنوان پادشاه جدید بریتانیا انتخاب می‌شود.

اما مشکل اینجاست که حاکم جدید بریتانیا یک ایراد بزرگ دارد؛ او با لکنت سخن می‌گوید! بنابراین الیزابت، همسر جرج ششم، گفتاردرمانی استرالیایی را پیدا می‌کند که می‌تواند به پادشاه بریتانیا کمک کند تا لکنت زبانش را شکست دهد. بدون تردید این فیلم نیز یکی از آثار شاخص این لیست است.


�Rain Man�

Rain Man

مرد بارانی و داستان دو برادر جذابی که از وجود یکدیگر خبر نداشته‌اند. فیلم مرد بارانی یا همان Rain Man داستان واقعی زندگی چارلی بابیت با هنرنمایی تام کروز را روایت می‌کند؛ یک فروشنده اتومبیل که متوجه می‌شود پدرش را از دست داده است. پدر چارلی با وجود آن‌که هرگز رفتار قابل قبولی با او نداشته، ۳میلیون دلار ارثیه برای پسرش به یادگار گذاشته است. با این حال مشکل جالبی هم وجود دارد. چارلی متوجه می‌شود باید این سرمایه را با برادری به نام ریموند که هرگز از وجود او خبری نداشته، تقسیم کند. اگرچه چارلی در ابتدا تصمیم می‌گیرد تنها برای دیداری کوتاه به عیادت ریموند برود اما برخورد دو برادر باعث آغاز سفری می‌شود که رابطه تازه شکل‌گرفته آن‌ها را تقویت می‌کند.

جالب است بدانید: منتقدان بسیار این فیلم را دوست داشتند و نقدهای مثبتی درباره مرد بارانی منتشر کردند. فیلم به شدت موردتوجه قرار گرفت و توانست نامزد و برنده جوایز متعددی از جشنواره‌های مختلف فیلم در جهان شود.


�Slumdog Millionaire�

Slumdog Millionaire

فقر، کوچه‌های شلوغ هندوستان و پسری که از دل یک دنیای پر از شرارت به ساحل امید آرامش خود می‌رسد. با توجه به موفقیت خارق‌العاده این اثر سینمایی، شگفت‌انگیز است که بفهمیم میلیونر زاغه‌نشین به کارگردانی دنی بویل نزدیک بود بدون اکران مستقیماً از طریق نمایش خانگی منتشر شود. اما فیلم میلیونز زاغه‌نشین داستان عشق واقعی مردی جوان با بازی دو پاتل را نشان می‌دهد، پسری از محله‌های فقیر نشین بمبئی که پس از حضور در یک مسابقه تلویزیونی، توسط پلیس متهم به تقلب می‌شود و مجبور می‌شود توضیح دهد که چگونه پاسخ سوال‌ها را می‌داند. این فیلم اثری امیدبخش است. اثری که با جرات و صداقت تاریکی‌های دنیا را به تصویر می‌کشد و نابرابری‌های اجتماعی را نشان می‌دهد اما همچنان به کورسو امید در انتهای تونل ایمان دارد.


�Titanic�

Titanic

یکی از گل های سرسبد فهرست بهترین فیلم های برنده اسکار اینجاست. جک و رُز، و داستان یک عاشقانه تماشایی در دل یک فاجعه فراموش نشدنی که مرکز ان یک کشتی غول‌پیکر به نام تایتانیک است. حادثه وحشتناک تایتانیک گواه این است که شکوه و عظمت همیشه حرف اول را نمی‌زند. تایتانیک با تمام بزرگی و ظاهر ماندگار خود حامل 3320 سرنشین بود که توسط یک کوه یخ غول پیکر نابود شد و اکثریت مسافران آن از عواقب پس از نابودی کشتی جان سالم به در نبردند. اما تراژدی واقعی که در فیلم دلخراش جیمز کامرون در سال 1997 به تصویر کشیده شد، می‌تواند به خوبی احساسات ترس، وحشت و ناامیدی را در لحظات پایانی با مسافرانی که پس از شروع غرق شدن کشتی در دریا سرگردان هستند، به تصویر بکشد.

بدون شک در اثری مانند تایتانیک مقیاس مطلق مرگ و ویرانی مطمئناً عامل تأثیرگذار فیلم است، اما وقتی نزدیک به 3 ساعت را با دو شخصیت اصلی رز و جک سپری می‌کنیم و عاشقانه‌های ممنوعه آنها را دنبال می‌کنیم، احساس شخصی‌تری با این داستان پیدا می‌کنیم. اما پس از اینکه به مخاطب اجازه داده شود این پیوند صمیمانه را با این دو شخصیت ایجاد کند، آن مخاطب در پایان ویران می‌شود زیرا پایان قصه جلوه شیرین و خوبی ندارد.


�Parasite�

Parasite

انگل از مدل کره‌ای؛ این درام برنده اسکار با ترکیب چند ژانر و نگاهی به ساختار اجتماعی فقیر و غنی در کشور کره جنوبی، نکاهی جالب به داستانی از دو خانواده متفاوت دارد. این فیلم خاص مردم را وادار کرد تا فراتر از فیلم‌ها و از اساس سینمای هالیوود، به دنبال سرگرمی در دیگر نقاط جهان بگردند. فیلم �انگل� بهترین اثر بونگ جون‌هو کارگردان سرشناس کره‌ای نیست، اما از همان ابتدا فیلمی فوق‌العاده سرگرم‌کننده است. این اثری تجاری است که ساختار اختلاف طبقاتی را نقد می‌کند و به راحتی بین ملودرام شکسپیری و هیجان هیچکاکی حرکت می‌کند.


�Dances With Wolves�

بهترین فیلم های برنده اسکار | این شما و این ۴۰ اثر ماندگار تاریخ سینما - ویجیاتو

یک وسترن فراموش نشدنی و احساسی که سینمای آمریکا را کمی با بومیان ساکن آمریکا آشتی داد. رقصنده با گرگ‌ها یک فیلم درام وسترن است که حول محور ستوان جان دانبار می‌چرخد که به یک ایستگاه دوردست در جنگ داخلی آمریکا اعزام می‌شود. او در طول این داستان با گرگ‌ها و بومیان آمریکا دوست می‌شود و خود را به یک طرد شده نظامی غیرقابل تحمل تبدیل می‌کند.

بدون شک شخص کوین کاستنر شایسته همه ستایش‌هایی است که در طول این سال‌ها برای این فیلم دریافت می‌کند. این اثر سینمایی یکی از مهم ترین فیلم‌های تاریخ هالیوود است. چرا که موضوع بومیان آمریکا همیشه مدفون است و هرگز به آن توجه کافی نشده است؛ اما این فیلم دقیقا همین کار را انجام می‌دهد. کاستنر یک جنبه نادیده گرفته شده از تاریخ را نشان می‌دهد. فیلم Dance With Wolves یکی از بهترین فیلم‌های برنده اسکار است.


�Driving Miss Daisy�

Driving Miss Daisy

داستان یک دشمنی که به دوستی ماندگار بدل می‌شود. رانندگی برای خانم دیزی فیلمی است در ژانر کمدی و درام که جایزه اسکار بهترین فیلم (جمعاً ۴ جایزه اسکار) را در سال ۱۹۸۹ بدست آورد. این فیلم به رابطه بین یک زن یهودی و راننده‌اش در یک دوره زمانی ۲۵ ساله می‌پردازد. خانم دیزی قادر به رانندگی نیست و پسرش اصرار دارد که برای وی راننده‌ای استخدام کند. با این حال، خانم دیزی حاضر نیست به این امر تن دهد و اجازه نمی‌دهد که راننده استخدام‌شده (مورگان فریمن) برایش رانندگی کند. ولی پس از چندی، راننده جای خود را در دل خانم دیزی باز می‌کند. این اثر شیرین در حالی که تا حدودی توسط کلیشه‌های منسوخ تقویت می‌شود، اما Driving Miss Daisy مخاطبان را با یک جفت بازیگر برجسته به سفری دل‌گرم می‌برد.


�Amadeus�

Amadeus

یکی از برندگان متفاوت بهترین فیلم اسکار همین اثر سینمایی است؛ آمادئوس فیلمی به کارگردانی میلوش فورمن، محصول سال ۱۹۸۴ است. این فیلم بر اساس نمایشنامه‌ای به همین نام از پیتر شِیفِر ساخته شده‌است و کمابیش به زندگی دو موسیقی‌دان ساکن وین اتریش، ولفگانگ آمادئوس موتزارت و آنتونیو سالیِری، در نیمه دوم سده هجدهم میلادی می‌پردازد. آمادئوس درمجموع نامزد دریافت ۵۳ جایزه شد و توانست ۴۰ جایزه را به‌دست آورد. این جوایز شامل ۸ جایزه اسکار، ۴ جایزه بفتا، ۴ جایزه گلدن گلوب، و یک جایزه دی‌جی‌اِی است. داستان این فیلم درباره بخش‌هایی از زندگی و همچنین چگونگی مرگ ولفگانگ آمادئوس موتسارت است.


�Platoon�

Platoon

یکی از معدود آثار جنگی بزرگ که به بهترین فیلم های برنده اسکار راه یافته، همین فیلم الیور استون با عنوان جوخه یا Platoon است. این اثر سینمایی نه‌تنها توانست عنوان بهترین کارگردان را برای استون بدست آورد، بلکه این عنوان تجربه‌ای فوق‌العاده برای دوران فیلمسازی این کارگردان به‌ حساب می‌آید. جوخه فیلمی آمریکایی ضدجنگ درباره جنگ ویتنام با بازی تام برنگر، ویلم دفو، و چارلی شین است که در سال ۱۹۸۶ پخش شد. جالب است بدانید این فیلم اولین قسمت سه‌گانه جنگ‌های ویتنام به‌کارگردانی الیور استون است؛ دو قسمت دیگر که عبارت‌اند از متولد چهارم ژوئیه (Born on the Fourth of July) و بهشت و زمین (Heaven & Earth) به ترتیب در سال‌های ۱۹۸۹ و ۱۹۹۳ منتشر شدند.


�The Deer Hunter�

بهترین فیلم های برنده اسکار | این شما و این ۴۰ اثر ماندگار تاریخ سینما - ویجیاتو

یکی دیگر از آثار سینمایی برنده اسکار که با جنگ و نتایج شوم پس از آن سروکار دارد؛ این فیلم نیز با درخشش داستان و بازیگران خود به اثری ماندگار بدل شده است. شکارچی گوزن به طور گسترده یکی از بهترین فیلم‌های آمریکایی تمام دوران به حساب می‌آید. حماسه سه ساعته مربوط به جنگ ویتنام به کارگردانی مایکل چیمینو، بینندگان را از غم و اندوه موجود در جنگ و عواقب عذاب‌آوری که اسرای جنگی آمریکایی متحمل می‌شوند، باخبر می‌کند.

بد نیست بدانید: این فیلم در پنجاه و یکمین دوره جوایز اسکار برنده اسکار بهترین فیلم شد و در سال 1996 به کتابخانه کنگره آمریکا راه یافت. �شکارچی گوزن� داستانی جامع درباره تجربه سربازان قبل، در حین و بعد از خدمت در ویتنام را روایت می‌کند که از طریق تغییر روابط بین گروهی از دوستان روایت می‌شود.


�12Years A Slave�

12Years A Slave

داستان برده‌داری و زندگی دشوار و سخت رنگین‌پوستان در آمریکای نژادپرست، قصه‌ای است که پایه یکی دیگر از آثار برنده اسکار را شکل داده است. دوازده سال بردگی یک فیلم درام با محوریت بیوگرافی است. این داستان واقعی سولومون نورثاپ، یک مرد سیاه پوست آزاد از شمال نیویورک است که ربوده شده و به عنوان برده به حراج گذاشته می‌شود. این فیلم یکی از غم انگیزترین آثار پیرامون بردگی و تلاش برای آزادی از آن است.

این فیلم همچنین مبارزه آمریکایی‌های آفریقایی تبار و چگونگی له شدن آنها در زیر ظلم را به تصویر می‌کشد. در نتیجه این اثر یک ادای احترام به مبارزه سولومون نورثاپ برای آزادی است. فیلمی پر از بازی‌های شگفت انگیز، فیلمبرداری زیبا و داستانی دلخراش. اگر از طرفداران تاریخ هستید، تماشای این فیلم را به شدت توصیه می‌کنم.


�The French Connection�

The French Connection

یکی دیگر از برندگان متفاوت بهترین فیلم اسکار، بدون شک همین اثر اکشن جنایی است. با نگاهی به ساختار آکادمی اسکار، متوجه خواهیم شد کمتر اثری با رویکرد اکشن در آن برنده شده است. اما این فیلم خاص از این دایره خارج است. این اثر یکی از بهترین فیلمهای جنایی مهیج است که تا کنون ساخته شده و همچنین یکی از برترین آثار اکشن تمام دوران است. از طرفی این فیلم خیلی بیشتر از یک صحنه تعقیب و گریز جنون آمیز است. جین هکمن و روی شیدر نقش دو کارآگاه مواد مخدر نژادپرست و بی‌رحم را بازی می‌کنند که به دنبال منبع مواد مخدری هستند که از اروپا به شهر نیویورک می‌آیند. این درام جنایی به پایان شگفت انگیزی می‌رسد که ممکن است باعث شود سرتان را تا مدت‌ها از حیرت بخارانید، البته به روشی خوب.


�Million Dollar Baby�

Million Dollar Baby

سینمای الهام‌بخش و البته آثار ورزشی انگیزشی نیز سهم خاصی در برندگان بهترین فیلم آکادمی اسکار داشته‌اند؛ و عزیز میلیون‌دلاری یکی از این آثار است. همه چیز درون این فیلم در مورد فداکاری و قدرت اراده است. وقتی شخصیتی که هیلاری سوانک بازی می‌کرد تصمیم گرفت زیر نظر بهترین مربی (کلینت ایستوود) تمرین کند، هیچ کاری برای جلب توجه او انجام نمی‌داد و به چیزی کمتر از رسیدن به هدفش نیز رضایت نمی‌داد.

باید قبول کرد که فیلم‌های ورزشی و مخصوصاً فیلم‌های مربوط به بوکس همیشه دارای رنگ و بوی انگیزشی هستند و این فیلم یک نمونه عالی است. این فیلم به شما انگیزه می‌دهد که بهترین‌ها را هدف بگیرید و برای رسیدن به اهداف خود تلاش کنید. پس بیایید با دیدن این فیلم برنده اسکار قدرت اراده خود را بیش از پیش تقویت کنیم.


�Chicago�

Chicago

آکادمی اسکار در طول سالیان دراز به رویکردی متهم است که در انتخاب بهترین فیلم به تمام ژانر‌های سینمایی به اندازه توانایی‌شام اجازه دیده شدن نمی‌دهد. یکی از این شاخه‌ها ژانر موزیکال است. و شیکاگو از معدود بهترین فیلم های برنده اسکار با این رویکرد است. شیکاگو یک فیلم موزیکال به کارگردانی راب مارشال و با بازی رنه زلوگر، ریچارد گی‌یر و کاترین زتا جونز است که در سال ۲۰۰۲ اکران گردید. �شیکاگو� نامزد دریافت ۱۳ جایزه اسکار شد و در مجموع توانست ۶ جایزه اسکار را به خود تعلق دهد. این فیلم بر اساس یک نمایش تئاتر موزیکال به همین نام ساخته شده که و علاوه بر تاثیرات مهمش در ژانر موزیکال، به عنوان یکی از محبوب‌ترین فیلم‌های هالیوودی ر ایالات متحده هم شناخته می‌شود.


�The Hurt Locker�

The Hurt Locker

بدون شک سینمای جنگی و از اساس آثار مربوط به آن یکی از پرتکرار ترین آثار برنده اسکار در سبد جوایز آکادمی هستند؛ و این فیلم نیز یکی دیگر از این دست آثار است. فیلم مهلکه اثری درام جنگی به نویسندگی مارک بول و کارگردانی کاترین بیگلو است که کمی از فضای هالیوودی فاصله گرفته و جنگ‌های موجود در خاورمیانه را به تصویر کشیده است. فیلم داستان چند سرباز آمریکایی به فرماندهی گروهبان اول، ویلیام جیمز (با بازی جرمی رنر) را روایت می‌کند که در خاک عراق مأمور خنثی کردن بمب‌های جاده‌ای هستند که شورشیان عراق در معابر سطح شهر کار می‌گذارند.

بد نیست بدانید: بسیاری از منتقدین �مهلکه� را به‌عنوان بهترین فیلمی می‌شناسند که تاکنون با محوریت موضوع جنگ آمریکا در عراق ساخته‌ شده است. فیلم مهلکه، نامزد ۹جایزه اسکار شد که توانست شش جایزه را کسب کند.


�Out of Africa�

Out of Africa

خارج از آفریقا یا همان Out of Africa فیلمی در ژانر زندگینامه‌ای، درام و رمانس به کارگردانی سیدنی پولاک است که در سال ۱۹۸۵ توزیع شد. این فیلم ۷ جایزه اسکار، از جمله جایزه اسکار بهترین فیلم را در سال ۱۹۸۵ بدست آورد. اما خارج از آفریقا از آن دست فیلم‌های سوگلی اعضای آکادمی اسکار است که طی دهه‌های ۸۰ و ۹۰ میلادی خودنمایی می‌کردند؛ داستان عاشقانه‌ای نفرین‌شده، دو ستاره‌ی سینمایی و صحنه‌های چشم‌گیر که معمولا برای مخفی کردن نواقص داستان از آن‌ها استفاده می‌شد.


�American Beauty�

American Beauty

یکی از آثاری که کماکان برنده شدن آن در جوایز اسکار مورد بحث و جدل است؛ اما چرا؟ دلیل اول و آخر آن وجود آثار تماشایی دیگر چون فیلم The Green Mile و The Sixth Sense در آن سال است که اگر بهتر از این فیلم نباشند، بدتر نیستند. البته زیبای آمریکایی که در سال 1999 منتشر شد، مورد تحسین گسترده منتقدان و مردم قرار گرفت. این پرمخاطب‌ترین فیلم آمریکایی سال بود و بیش از ۳۵۰ میلیون دلار در سراسر جهان در برابر بودجه ۱۵ میلیون دلاری خود فروخت. فیلمی که حالا، باتوجه به اقدامات بازیگر نقش اصلی‌اش، تبدیل به فیلمی ممنوعه شده‌است، داستان مرد میان‌سالی را روایت می‌کند که هرگز توانایی و جسارت واردشدن به زمینه‌های جدید، در زندگی، را ندارد.


�Gandhi�

Gandhi

داستان انسان‌های تاریخ‌ساز هم در سبد برندگان اسکار جایگاه ویژه‌ای دارد؛ و گاندی یکی از آن دست آثار است. گاندی فیلمی زندگینامه‌ای درباره زندگی ماهاتما گاندی، رهبر جنبش مقاومت بدون خشونت هند در زمان استعمار توسط بریتانیا در نیمه اول قرن بیستم میلادی است. این فیلم محصول ۱۹۸۲ اثری است که کارگردانی آن را ریچارد اتنبرا دارد و بازیگر نقش اصلی آن را بن کینگزلی به نمایش می‌گذارد. در همین سال ریچارد اتنبرو و بن کینگزلی برای این فیلم برنده جایزه اسکار شدند. همچنین این فیلم جایزه اسکار بهترین فیلم را بدست آورد. گاندی در مجموع ۸ جایزهٔ اسکار کسب کرد.


�The Artist�

The Artist

آرتیست فیلمی فرانسوی در سبک عاشقانه و کمدی-درام محصول سال ۲۰۱۱ به کارگردانی میشل آزاناویسوس است و ژان دوژاردن و برنیس بژو بازیگران اصلی آن می‌باشند. داستان فیلم مربوط به سال‌های ۱۹۲۷ تا ۱۹۳۲ در هالیوود می‌باشد که سینمای صامت در حال افول بوده و گذر به سوی سینمای ناطق برای بازیگران به شدت سخت بوده‌است. جالب است بدانید این فیلم خود به صورت صامت و سیاه‌سفید فیلم‌برداری شده‌است. داستان رمانتیک آزاناویسوس که ارجاع مستقیمی به سینمای صامت دارد، یکی از بحث‌برانگیزترین برندگان اسکار در سال‌های اخیر است.

آرتیست از آن فیلم‌های کوچک بامزه‌ای است که هنگام دیدن آن لذت می‌برید و با این‌حال فیلمی نیست که دوبار قصد تماشا کردن آن را داشته باشید. فیلم به اندازه‌ی کافی جذاب است، اما گذر زمان مشخص کرده‌است که هالیوود این فیلم را به عنوان یک برنده انتخاب کرده‌، چون عاشق ارجاع به گذشته سینما است و اثری کاملا متفاوت در فهرست برندگان اسکار بهترین فیلم به حساب می‌آید.

جمع بندی برندگان اسکار بهترین فیلم

فهرست فیلم های برندگان اسکار بهترین فیلم ویجیاتو در اینجا به اتمام می‌رسد؛ مراسمی که طی سالهای اخیر با انتقاد روبرو شده اما کماکان باقدرت‌ترین مراسم سینمایی دنیاست. از نظر شما بهترین فیلم های برنده اسکار چه آثاری هستند؟ آیا فیلمی باقی مانده که دلتان بخواهد به این لیست اضافه کنید؟ حتما نظر خود را درباره بهترین فیلم های برنده اسکار با ما در میان بگذارید.

بهترین فیلم های برنده اسکار چه آثاری هستند؟

فیلم هایی مانند پدرخوانده، تایتانیک، بن هور، ارباب حلقه‌ها، خارج از آفریقا، شجاع دل، نیش و گاندی از بهترین فیلم های برنده جایزه اسکار هستند.

آیا هیچ وقت یک انیمیشن در رقابت بهترین فیلمهای برنده اسکار حضور داشته است؟

انیمیشن دیو و دلبر در زمانی اکران شد که هنوز جایزه اسکار انیمیشن نداشتیم و از همین رو در کنار بهترین فیلم های سینمایی قرار گرفت.

کدام فیلم بیشترین اسکار را برده است؟

تایتاینک، ارباب حلقه‌ها ۳ و بن هور بیشترین اسکار را با خود با خانه بردند.

ناسیونالیسم چیست

ناسیونالیسم چیست؟

یکی از مفاهیم مورد علاقه جوامع مختلف؛ خصوصا ایرانیان، «ناسیونالیسم» است. عباراتی همچون «نژاد آریایی و ایران باستان و فرهنگ چندهزار ساله» برای بازتولید ناسیونالیسم ساخته شده‌اند. اما ناسیونالیسم چیست و چگونه برای افراد هویتی مبتنی بر وطن می‌سازد و مهمتر اینکه ریشه‌های ناسیونالیسم از کجا نشات گرفته است. رویداد۲۴ در گزارشی به قلم علیرضا نجفی این موضوع را بررسی کرده است

مفهوم ملت برای ما امری واضح و بدیهی به نظر می‌رسد. ملت امری است که با ایجاد چیز‌های ناملموسی مانند سنت‌های ملی، حافظه تاریخی مشترک، نماد‌های جمعی و سیاست‌های زبانی و فرهنگی ایجاد می‌شود و بخش نرم افزاری حکومت است. هدف از ملت‌سازی، ایجاد نوعی حس همبستگی و هویت ملی است که این هویت بر هویت قومی، قبیله‌ای و زبانی اولویت دارد. برای مثال کسانی که پیش از انقلاب مشروطه هویت جمعی خود را مبتنی بر گروه‌های قومی، مانند ترک و لر و بختیاری درک می‌کردند، پس از انقلاب و با بدل شدن ایران به دولت ملت خود را به عنوان «ایرانی» هویت‌یابی کردند.

هویت ملی در سطح دولتی توسط آموزش و پرورش، رسانه‌های جمعی، سیاست‌های زبانی و مذهبی [که در بسیاری از مواقع خشونت بار اعمال می‌شوند] ساخته می‌شود. اما همچنین می‌تواند فرایندی از پایین به بالا نیز داشته باشد و در آثار شعرا، فلاسفه و نویسندگان و هنرمندان برساخته شود. برای مثال آنطور که ضیا ابراهیمی در کتاب «پیدایش ناسیونالیسم ایرانی» نشان داده، «ملی‌گرایی ایرانی در قرن نوزدهم توسط روشنفکرانی، چون آخوندزاده و طالبوف برساخته شد» که در مطلبی جداگانه به آن خواهیم پرداخت.

ملت‌سازی دارای مزایایی چون از بین بردن نزاع قبایل و گروه‌های قومی و مذهبی است چراکه با تشکیل هویت ملی، گروه‌های مختلف هویت ملی را بر قوم و قبیله خود برتری می‌دهند و با انسان‌های دیگر همکاری و همزیستی می‌کنند. اما معایب ملت‌سازی نیز کم نیستند

خشونت و ناسیونالیسم

فرانسیس فوکویاما در کتاب نظم و زوال سیاسی می‌نویسد: «ملت‌سازی نقش بسیار مهمی در موفقیت دولت سازی دارد، زیرا حامل معنای اصلی دولت است: دولت در مقام سازماندهی‌کننده خشونت مشروع مرتبا از شهروندانش می‌خواهد به خاطر دولت جانشان را در خطر بیندازند و اگر شهروندان احساس کنند دولت لیاقت این فداکاری را ندارد، هرگز مایل به چنین کاری نیستند. از طرف دیگر اگر دولت ملتی بر اساس قرارداد اجتماعی عمل کند و شهروندان احساس کنند با حکومتی مشروع مواجه هستند که کارایی دارد و احساسات وطن‌دوستانه را تقویت می‌کند، ثبات سیاسی و اجتماعی کشور به حد زیادی افزایش می‌یابد. اما هویت ملی به همان میزان خطرناک نیز هست چرا که اغلب با تکیه بر اصولی، چون زبان و مذهب، لاجرم بخشی از مردم را جذب و بخش دیگر را سرکوب می‌کند.»

می‌بینیم که ملت‌سازی همواره بر سطحی از خشونت استوار است و در نسخه‌های افراطی آن مانند دولت ناسیونال سوسیالیست هیتلر، اساسا هویت ملی مهلک و خطرناک است. در واقع هویت ملی معمولا در تقابل با گروه‌ها و ملل دیگر شکل می‌گیرد و تداوم منازعات دامن می‌زند. در بسیاری از موارد، انسجام ملی خود را در قالب تجاوز به کشور‌های خارجی نشان می‌دهد و در موارد دیگر با سرکوب گروه‌های اتنیکی و مذهبی در داخل کشور.

«ارنست گلنر» معروف‌ترین محقق در زمینه ناسیونالیسم، ادعا می‌کند «ناسیونالیسم شکل خاصی از هویت ملی است که اولین بار در جریان انقلاب کبیر فرانسه مطرح شد. بر اساس دیدگاه ناسیونالیستی، مرز‌های سیاسی دولت باید با مرز فرهنگی، که در وهله نخست با زبان و فرهنگ مشترک معین می‌شود، یکی باشند.»


بیشتر بخوانید: میهن پرستی چگونه ایجاد می‌شود و چگونه از بین می‌رود؟


همانطور که فوکویاما در کتاب «هویت» خود نشان می‌دهد، برای فهم ماندگاری و اهمیت ناسیونالیسم باید مساله هویت را درک کنیم. هویت فردی یک انسان می‌تواند بر اساس ملیت، قومیت، نژاد، فرهنگ، مذهب، جنسیت، تمایلات جنسی و دیگر مفاهیمی که اجتماعات انسانی را می‌سازد تعریف شود.

«چارلز تیلور» فیلسوف معروف کانادایی در کتاب سرچشمه‌های خود، شکل‌گیری هویت مدرن با وام گرفتن از هگل خاطرنشان می‌کند که «مساله هویت اساسا امری سیاسی است چرا که در آن مطالبه شناسایی وجود دارد. انسان‌ها علاوه بر نیاز‌های مادی مانند غذاو مسکن، به یک معنا، هویت و هدفی برای ادامه دادن زندگی شان نیاز دارند. آن‌ها می‌خواهند توسط دیگران به رسمیت شناخته شوند و هویت اصیل خود را داشته باشند. هویت نیز با تفاوت معنا پیدا می‌کند. اگر همگان یکسان و مشابه باشند دیگر هویت و اصالت فردی معنا ندارد. از طرف دیگر اگر اگر همه متفاوت باشند نیز هویت بی‌معنا می‌شود چرا که هویت اساسا یک مساله جمعی است. بنابرین انسان‌ها علاوه بر کرامت و شان برابر، خواهان هویت و تفاوت نیز هستند. به همین دلیل دولت ملت‌ها نشانه‌هایی برای تمایز و شناسایی، مانند پرچم، سرود ملی و عضویت در سازمان‌های بین المللی دارند. ملت‌ها خواهان رسوم و ویژگی‌های جمعی خود، در یک کلام، هویت نمادین خود هستند.»

ارنست گلنر و بندیکت اندرسون بزرگترین محققان در زمینه ناسیونالیسم هستند. آن‌ها معتقدند در جهان پیشامدرن اساسا نیازی به ناسیونالیسم نبود چرا که انسان‌ها خود را به‌واسطه قبایل و مذاهب مختلف هویت‌یابی می‌کردند و تقسیم کار نیز آنقدر گسترده نبود که گروه‌های مختلف، برای همکاری و تحرک اجتماعی، نیاز به هویتی فراتر از قوم و مذهب داشته باشند.

دلایل شکل گیری ناسیونالیسم

با ظهور جهان مدرن و به‌ویژه صنعت چاپ همه چیز دگرگون شد. صنعت چاپ انحصار تولید کتاب و متن را از دست کلیسا خارج کرد و خواندن و نوشتن به زبان‌های محلی رایج شد. پیش از آن بیشتر مکتوبات به زبان لاتین بودند، اما با ظهور صنعت چاپ و اصلاحات دینی زبان‌های محلی قوت گرفتند. همچنین گسترش روزنامه‌ها باعث شد مردمی که تا پیش از آن روستای خود را ترک نکرده بودند خود را در پیوند با مردمان دیگر ببینند و به زبانی مشترک درباره مسائل انسانی مطلب بخوانند. مردم با استفاده از زبان کشور خود و تولید کتاب و روزنامه به درکی جمعی از خود رسیدند که زبان در مرکز آن بود. اندرسن این دقیقه تاریخی را تولد یک «اجتماع تصویری» می‌نامد. مدرن شدن ابزار تولید و نیاز به هویتی فراتر از طبقات و مذاهب محدود، باعث ایجاد ناسیونالیسمی شد که در آن فرهنگ زبان محور منبع اصلی انسجام اجتماعی و همکاری انسان‌ها با یکدیگر بود.

وحدت زبانی با برجسته کردن زبان کشور‌های مختلف به‌جای لاتین و گویش‌های بومی، اصل و اساس ناسیونالیسم اولیه بود. برای مثال آن‌طور که فوکویاما گزارش می‌کند، «در دهه ۱۸۶۰ یک چهارم جمعیت فرانسه اصلا نمی‌توانستند به زبان فرانسوی صحبت کنند و برای یک چهارم دیگر نیز فرانسه زبان دوم حساب می‌شد. در آن زمان نه چندان دور زبان فرانسه امروزی فقط در میان نخبگان و نجبای پاریس رایج بود و دهقانان و طبقات دیگر به زبان‌های محلی مانند فلمیش و پرونشال صحبت می‌کردند. اما با گسترش سرمایه‌داری افراد برای یافتن شغل و ارتقای منزلت اجتماعی به زبان فرانسوی نیاز پیدا کردند و گویش و نوشتن به این زبان هر روز بیشتر شد. توسعه صنعتی عامل وحدت زبانی نیروی کاری بود که هرکدام با زبان‌های مختلف به شهر مهاجرت کرده بودند.»

شهرنشینی و تغییر دنیای بکر و دست‌نخورده روستا به محیط پیچیده و متنوع شهری، علاوه بر مساله زبان به مساله هویت نیز دامن زد. این تغییر را به زبان جامعه‌شناسانه می‌توان تغییر از «گماینشافت» به «گزلشافت» [تغییر اجتماع به جامعه] تعبیر کرد. فردی که از روستا به شهر می‌آمد دیگر در سیطره خانواده و دوستان نبود و انتخاب‌های فراوانی برای تعیین شیوه زندگی خود داشت. در اینجا مساله «من کیستم؟» مطرح می‌شود و فرد دچار بحران هویت خواهد شد. ملی‌گرایی تا حدی این بحران هویت را برطرف می‌کند و فرد هویت خود را در ملیت خود می‌یابد.

اگر بخواهیم به دیدگاه «گلنر» بسنده کنیم ظهور ملی‌گرایی در کشور‌های توسعه‌نیافته، مانند ایران را نمی‌توانیم توضیح دهیم. همانطور که فوکویاما نشان می‌دهد، در جوامع غیرصنعتی استعمار و تاثیر آن بر نخبگان باعث ایجاد شهرنشینی شد نه فرایند صنعتی شدن. در کشورهایی چون کشور ما منابع ناسیونالیسم متفاوت از ناسیونالیسم اروپایی بود.

ظهور نخبگان مدرنیست در کشور‌های توسعه نیافته در قرن نوزدهم به اوج رسید. این نخبگان از طرفی می‌خواستند جذب قدرت استعماری شوند و خود را با ارزش‌های جهان جدید تطبیق دهند و از طرف دیگر حس عقب‌ماندگی باعث نوعی گفتمان «بازگشت به خویشتن» شد تا عقب‌ماندگی و تحقیر تاریخی خود را در برابر اروپا و استعمار جبران کند.

روشنفکران جهان سوم به تبع اروپا ایده‌های مرتبط با هویت ملی را در آثار خود به کار گرفتند و خواستار هویت و کرامت بومی خود شدند. البته فرایند صنعتی شدن و شهرنشینی نیز بعد‌ها و در قرن بیستم به مساله ناسیونالیسم در این کشور‌ها دامن زد

کردند. در متفکرانی، چون «هردر» و «فیشته» ملیت را نوعی روح فرهنگی تعریف کردند و توضیح دادند که این روح کلی فرهنگ در هر منطقه‌ای بر اساس جغرافیا، شیوه زندگی، زبان و مذهب ساخته می‌شود. «هردر» استدلال می‌کرد که هر ملتی یک روح ملی دارد که خود را در اسطوره‌ها، حماسه‌ها، باورها، خاطرات جمعی و تولیدات هنری نشان می‌دهد.

اما پیامد این نوع از ناسیونالیسم هولناک بود. نتیجه سخن هردر این بود که ملت‌ها نه برساخته‌های تاریخی که واحد‌های طبیعی هستند و ریشه در دوران باستان دارند. به این ترتیب در آلمان قرن نوزدهم احیای اسطوره‌های باستانی قوم ژرمن شدت گرفت و مفهوم ملت از یک واحد فرهنگی به مفهوم نژاد تسری یافت.

انواع ناسیونالیسم

متفکران رمانتیک آلمانی با آن نوع از برابری که در عصر روشنگری مطرح شده بود مشکل داشتند و بر تفاوت انسان‌ها و اجتماعات بشری تاکید می‌گذاشتند. آن‌ها تاکید می‌کردند که ملت آلمان از نژاد آریایی هستند و با اقوام سامی، یعنی یهودی‌ها، تفاوت دارند. تفاوت زبانی بین زبان‌های هندواروپایی، مانند زبان آلمانی و فارسی و زبان‌های سامی، مانند عربی و عبری در قرن نوزدهم بدل به تفاوت نژادی شد و آلمانی‌ها نوعی از ناسیونالیسم متخاصم و سلطه‌جو را به‌وجود آوردند که بر اساس مفهوم نژاد و در تقابل با انسان‌ها و جوامع دیگر تعریف می‌شد.


بیشتر بخوانید: مدرن‌سازی با گفتمان بازگشت به خاک مقدس/ ایده روسیه مقدس از کجا آمده است؟


به گزارش رویداد۲۴ تجلی این نوع از ناسیونالیسم را در رایش سوم و حکمومت آدولف هیتلر می‌توان دید. ناسیونالیسم ستیزه‌جو در اغلب جنگ‌ها و نسل‌کشی‌های قرن بیستم حضور دارد، از نسل‌کشی ارامنه توسط عثمانی‌ها تا پان اسلاویسم تزار‌های روسیه، همه جا می‌توان آثار ناخوشایند ناسیونالیسم را دید. به همین دلیل بسیاری از متفکران سیاسی در جهان پس از جنگ جهانی دوم منتقد ناسیونالیسم و جنبش‌های ناسیونالیستی شدند.

از طرف دیگر همانطور که اشاره شد هویت فردی و همکاری جمعی نیز یکی از ضروریات زندگی بشر است و این مساله را می‌توان در شکست جنبش‌های رقیب ناسیونالیسم، یعنی جنبش‌های انترناسیونالیستی مشاهده کرد. حتی در شوروی دوران استالین نیز که تمام تلاش حکومت از بین بردن ناسیونالیسم و دیگر تمایزات و مفاهیم بورژوایی بود، مفهوم روس بودن و افتخار ملت روس وجود داشت و حتی خود حکومت برای مقابله با آلمان‌ها مجبور به تقویت آن شد. بنابرین نه می‌توان ناسیونالیسم را طرد کرد و نه کاملا پذیرفت.

متفکران فلسفه سیاسی در دهه‌های اخیر این مشکل را با تمایز نهادن میان دو مفهوم ناسیونالیسم و میهن‌دوستی حل کرده‌اند. برای مثال «مائوریتسیو ویرولی» در کتاب «برای عشق به میهن»، ناسیونالیسم را به‌دقت از میهن‌دوستی متمایز کرده و از نوعی «میهن‌دوستی جمهوری‌خواهانه» و «شهروندمحور» دفاع می‌کند. در حالی که ناسیونالیسم مفهومی انتزاعی و نوعی ایدئولوژی «ستیزه‌جو» است که خود را در تمایز با دیگر ملت‌ها تعریف می‌کند، میهن‌دوستی عبارت است از حس و عاطفه‌ای که مردم برای کشورشان احساس می‌کنند؛ کشور نه به معنای خاک مادری بلکه به معنای اجتماعی از نفوس آزاد که برای خیر مشترک کنار هم زندگی می‌کنند.

وطن‌پرستی جمهوری‌خواهانه رو به سوی کسب احترام برای مردم سرزمینش و در مقیاسی بزرگتر برای تمام انسان دارد. ملی‌گرایی در حسرت و جستجوی تفاخری است که به سبب برخورداری اعضایش از زبان یا نژادی خاص، خود را سزاوار آن می‌داند. آن‌چه یک «ملی‌گرا» را به جنبش وا‌می‌دارد، تصویری آرمانی از «استیلای نژاد و زبان و فرهنگ» او بر جهان است؛ تصویری باشکوه، اما عمدتاً در تناقض با آزادی نوع بشر. در مقابل آنچه «وطن‌پرست جمهوری‌خواه» را به حرکت وامی‌دارد نه یک حسرت تاریخی یا جستجوی افتخاری ازدست‌رفته که نوعی نگرانی است؛ نگرانی برای از دست رفتن آزادی. وطن‌پرست جمهوری‌خواه ضعف و کاستی را می‌بیند و همین محرک او برای به میدان آمدن البته برای حفظ یا جستجوی آزادی است

ارگ پارسه تخت جمشید می گویند

جمشید نقش زن داریم؟! / چرا به ارگ پارسه تخت‌جمشید می‌گویند ؟!

  • بابک پارساجم:*
  • 1402-02-04
  • 15:02
  • 1891

مردم

در شاهنامه‌ی فردوسی ارجمند می‌خوانیم: بهرام گور ساسانی هنگام شکار نیز تختگاهی پیدا می‌کند که دروازه‌های ورودی آن پیکر دو گاو بزرگ داشته است. یکی از همراهان او که پیرمردی ۱۶۴ ساله بوده است و زبان نیاکان را می‌دانسته است در سنگ‌نوشته‌ای که بر روی پیکر گاوها بوده نام «یمه یا جم» را می‌خواند و به بهرام گور می‌گوید: «اینجا تختگاه جمشید جم است» و بهرام گور هم گنجی که در آن تختگاه بود را میان مردم پخش می‌کند.

از زمان ساسانی هرکسی تختگاه پارسه را با ورودی پیکر دو گاو نر بزرگ دید بر این گمان افتاد که شاید تختگاهی که بهرام گور پیدا کرده بود نیز همین‌جاست و از آن زمان تسن تختگاه با نام تخت‌جمشید خوانده شد.

ابوریجان بیرونی می‌گوید: ایرانیان بر این باور هستند که گردونه‌ی ماه را گاوی از روشنایی که دوشاخ زرین و ده پای سیمین دارد می‌کشد و در شب شانزدهم دی‌ماه پدیدار می‌شود و هر که آن را ببیند آرزویش برآورده می‌شود.

همین‌گونه که می‌بینیم بسیار همانند بابانوئل است در میترائیسم، گاوی به نام ورزاو به‌دست میترا کشته می‌شود تا کشتزارها حاصل‌خیز شوند.

در شاهنامه نخستین آفریدگار اهورامزدا نیز گیومرتن، گاومرد یا کیومرث است که به‌دست اهریمن کشته می‌شود و از خون گرم او دو گیاه ریواس بر جای می‌ماند و به خواست خدای دانای بزرگ و هستی‌بخش درهم تنیده شده و نخستین زن و مرد هستی به نام مشی و مشیانه به گونه‌ای یکسان آفریده می‌شوند و دختران و پسران دم بخت در سیزده بدر به یاد نخستین زناشویی هستی‌بخش نیز سبزه‌ها را گره می‌زنند تا بختشان باز شود.

تختگاه داریوش شاه نام‌های دیگری هم پیدا کرده است مانند:

مسعودی در مروج ذهب گوید: مسلمانان گویند سلیمان بن داوود باد را در اینجا ( منظور تخت‌جمشید است) زندانی کرده است.

ابن بلخی گوید: مردم آن جا را زندان باد خوانند.

در مجمع تواریخ و قصص می‌خوانیم: چنین گویند که کیکاووس از سلیمان بخواست تا دیوان را فرمان دهد تا از بهر او امارت کند و آن بناها که به پارسه است، بدان عظیمی و آن را کرسی سلیمان خوانند … این حکمت و بسیار دیگر و من از جهت ندانستن حرف، آنرا ننوشتم که از صورت، غرضی بر نخیزد و آن را هزار ستون خوانند.

در کتاب حدود عالم که نویسنده اش ناشناس است گوید: استخر شهر بزرگی است و در قدیم مقر خسروان بوده است و آن بناها و نقش‌ها و صورت‌های قدیم است، آن را نواحی بسیار است و اندر روی بناهاست عجیب که،

ملک مسعودی هنرمندی به بلندای زردکوه

مردی از دیار بختیاری با آوازی به وسعت ایران... مردی از دیار بختیاری با آوازی به وسعت ایران... ایسنا/اصفهان یک روز برای ضبط به «استدیو بِل» در تهران رفته بودم و دیدم آقای «شهرام ناظری» دوست عزیزم آواز کُردی می‌خواندند. وقتی دلیل آن را پرسیدم، گفتند که «مگر می‌شود کُرد بود و کُردی نخواند؟!» با خودم گفتم که چرا من موسیقی مادری منطقه خودم را نخوانم؟! به این صورت بود که به سراغ موسیقی بختیاری رفتم که به اعتقاد من موسیقی بسیار پر باری است. بنابراین زبان بختیاری را یاد گرفتم و نزد خوانندگان بزرگشان رفتم و تلفظ‌های صحیح را یاد گرفتم، بعدازآن به سیاه‌چادرها می‌رفتم و حتی یک‌بار با ایل حرکت کردم و رنج‌هایشان را دیدم. البته نه اینکه بختیاری را نمی‌دانستم، بلکه می‌خواستم پربارتر شوم. خیلی هم افتخار می‌کنم که به موسیقی بختیاری پرداختم و نگذاشتم آنچه متعلق به پدرانم بود زیر خاک مدفون شود و این بزرگ‌ترین کاری بود که نسل ما انجام داد. بختیاری‌ها بودند که به من این جرئت را دادند، من را تشویق کرده و مورد محبت قرار دادند و من هم درنهایت افتخار هرچه داشتم را برای موسیقی‌شان گذاشتم و آن‌قدر محبتشان به من زیاد بود که همه فکر می‌کنند من فقط موسیقی بختیاری می‌خوانم درحالی‌که تخصص من موسیقی سنتی هم بود، ولی به موسیقی بختیاری که نوعی موسیقی محلی یا فولکلور است به‌صورت ویژه پرداختم. آنچه خواندید بخش‌هایی از گفت‌وگوی اختصاصی ایسنا با ملک محمد مسعودی، خواننده پیشکسوت موسیقی سنتی و بختیاری است که در ادامه مشروح آن را می‌خوانید: مردی از دیار بختیاری با آوازی به وسعت ایران... استاد، از هجرتتان به اصفهان و تحصیل در دانشگاه شروع کنیم. زبان و ادبیات انگلیسی خواندید. درسته؟ بله، اول این را بگویم که یکی از دلایل هجرت من و خانواده‌ام به اصفهان، ادامه آموزش و فعالیت‌های موسیقایی بود و تا پیش از دانشگاه، نیمی از تحصیلات خود را در بروجن و نیمی را در اصفهان ادامه دادم؛ اما در مورد تحصیلاتم در دانشگاه باید بگویم که من بعد از دیپلم در ۲ رشته تحصیل کردم؛ دفعه اول زبان و ابیات انگلیسی را در دانشسرای تربیت‌معلم اصفهان خواندم و به استخدام آموزش‌وپرورش درآمدم، ولی دوره دوم چون به پزشکی علاقه‌مند بودم به دانشکده علوم تندرستی رفتم و یک‌ترم مانده بود تا از رشته پزشکی فارغ‌التحصیل شوم که دانشگاه‌ها تحت عنوان انقلاب فرهنگی بسته شد و من ازدواج کردم، بچه‌دار شدم و موسیقی را ادامه دادم. پزشکی را ادامه ندادید؟ خیر، در بهداشت محیط‌زیست فارغ‌التحصیل شدم. اندوخته‌های شما در زمینه زبان و ادبیات انگلیسی به آوازتان چه کمکی کرد؟ آموزش الفبای فونتیک در تلفظ گویش بختیاری و خواندن ملودی‌های آن و ادای صحیح لهجه یا همان اَکسِنت به من کمک شایانی کرد. بعد از استخدام آموزش‌وپرورش، در هنرستان موسیقی اصفهان تدریس کردید؟ هنرستان موسیقی اصفهان در ابتدا به‌صورت یک آموزشگاه معمولی بود که همه سنین از نوجوان ۱۰ ساله تا یک پیرمرد می‌توانستند در آن تحصیل کنند. بعد از انقلاب هم وقتی نیاز به موسیقی را احساس کردند هنرستان موسیقی اصفهان تحت نظر ۲ وزارتخانه‌ی فرهنگ و ارشاد اسلامی و آموزش‌وپرورش به‌صورت رسمی شروع به کار کرد و من از آموزش‌وپرورش بروجن به هنرستان موسیقی اصفهان مأمور شدم و مدت ۱۷ سال به‌صورت رسمی در هنرستان موسیقی اصفهان تدریس کردم؛ درواقع نزدیک به ۳۰ سال در اصفهان، تهران، بروجن و شهرکرد، موسیقی تدریس کردم. هنوز هم تدریس دارید؟ در هنرستان خیر چون بازنشسته شده‌ام، اما در آموزشکده موسیقیِ خودم در سپاهان‌شهر به نام «دَرای سپاهان» همه سازهای ایرانی و فرنگی آموزش داده می‌شود و خودم در آنجا تدریس آواز را به عهده دارم. مردی از دیار بختیاری با آوازی به وسعت ایران... شما در اصفهان از حضور مرحوم استاد جلال‌الدین تاج اصفهانی بهره‌مند شدید، مهم‌ترین ویژگی استاد تاج چه بود؟ من به جوانان و شاگردانم می‌گویم درباره هر کس می‌خواهید صحبت کنید، اندازه دهانتان را بدانید. گاهی مثلاً یک خواننده یا هر شخص دیگری جمله‌ای درباره استاد تاج می‌گوید که اصلاً شایسته این بزرگوار نیست، یعنی این دهان نمی‌تواند و نباید درباره ایشان صحبت کند. من نیز به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم از حضور ایشان بهره‌مند شدم و حقیقتاً در اندازه من هم نیست که درباره ایشان صحبت کنم. مرحوم آقای تاج صدای آسمانی داشت و در دوره‌ای که میکروفن و افکت وجود نداشت، ایشان در سالن هزار تا ۱۵۰۰ نفری باوجود ۱۲ تا ۱۳ ساز با استواری تمام آواز می‌خواند و اشعار را به‌طور کامل و زیبا ادا می‌کردند و به‌اصطلاح کلمه‌ها در دهان ایشان اشباع می‌شدند و حتی افرادی که در انتهای سالن نشسته بودند نیز آن را می‌شنیدند. البته قدرت صدا ازیک‌طرف و سجایای اخلاقی، فروتنی و ادب این مرد بزرگ نیز از سویی دیگر از ایشان هنرمندی شایسته ساخته بود. چنین بزرگانی حامل و عامل هنر بودند و شاید زیباترین جمله در این خصوص متعلق به «رومن رولان» از معروف‌ترین بیوگرافی نویسان است که می‌گوید «اگر هنر در کنار سجایای اخلاقی و انسانیت و ادب نباشد بگذار هنر بمیرد.» درواقع ارزش وجودی هنر به این خاطر است که ما سجایای اخلاقی و انسانی و شرف و ادب و عدالت را در کنار فعالیت هنری خود داشته باشیم. از سجایای اخلاقی مرحوم استاد تاج خاطره‌ای در ذهن دارید؟ بله، خاطره بسیار است، اما یک روز پاییز وقتی از کلاس آواز مرحوم استاد تاج بیرون آمدیم، در چهارباغ بالا یک پاکبان در حال جارو زدن برگ‌های درختان بود و ما هم در معیت استاد بودیم. این پاکبان‌ وقتی به حضرت استاد تاج رسید، گفت «سلام آقای تاج» استاد فرمودند «سلام پدر جان» پاکبان گفت «میشه کمی برای من بخونید» استاد با فروتنیِ تمام گفت «چرا نمیشه بخونم» و بعد روی صندلی چوبی پارک نشستند و برای ایشان آواز خواندند. ما حس کردیم که ایشان چرا اینجا آواز خوانده‌اند! اما استاد بدون اینکه ما سؤال کنیم با تک بیتی زیبا درس بزرگی به ما دادند و فرمودند که: «شمع بزم محفل شاهان شدن ذوقی ندارد/ ای‌خوشا شمعی که روشن می‌کند ویرانه‌ای را» مردی از دیار بختیاری با آوازی به وسعت ایران... شما به‌غیراز اصفهان در تهران هم تعلیم آواز دیده‌اید، رفتن به تهران چه تأثیری در آموزش آوازِ شما داشت؟ حضور در تهران برای من بسیار مغتنم بود زیرا مرحوم «استاد اسماعیل‌خان مهرتاش» از اساتید بزرگ موسیقی ایران کلاس آواز داشتند و من از حضور این استاد بزرگ بهره‌مند شدم. خداوند انشالله حق این مرد را بر موسیقی و آوازخوانان ایران حلال کند. آقای مهرتاش، تئاتری به نام «جامعه باربد» داشتند و کلاسی را برای تدریس آواز دایر کرده بودند. چند نکته خوب کلاس ایشان واقعاً گفتنی است و همه‌جا باید از آن سخن گفت؛ یکی اینکه این مرد بزرگ اصلاً درباره آموزش از کسی پول نمی‌گرفتند، دوم اینکه در آموزش امساک نداشت و با ساز آموزش می‌دادند. بسیاری از آوازهای فولکلور استان تهران و همین‌طور آوازهای تئاترهای آن روز، در کلاس استاد مهرتاش تعلیم داده می‌شد. هنرمندان بزرگی نزد این استاد، شاگردی کردند ازجمله «استاد محمد منتشری» که الحمدالله هنوز در قید حیات هستند و از اساتید بزرگ آوازی بشمار می‌روند، «مرحوم استاد محمدرضا شجریان»، «مرحوم استاد عبدالوهاب شهیدی»، «مرحومه خانم مرضیه» و بسیاری از هنرمندان آوازی ایران، همه از شاگردان مرحوم استاد مهرتاش بودند. جای تأسف است که استاد مهرتاش در زمانی درگذشتند که همه توجه‌ها به جنگ و جبهه‌ها بود و حق این مرد شناخته نشد، حتی در قطعه‌ای گمنام هم دفن شدند درصورتی‌که حق بسیار بزرگی در موسیقی ما داشت. من افتخار می‌کنم که چند سال شاگرد ایشان بودم هرچند که مستمر نبود، چون دانشجو بودم و شاید برای نسل امروز باورکردنی نباشد که انسانی مثل من با داشتن نقش همسر، پدر، دانشجو و پرداختن به معلمی، چطور به‌طورجدی به آواز می‌پرداخت! به‌جز استاد تاج و استاد مهرتاش از حضور چه اساتید دیگری بهره‌مند شدید؟ من از حضور برخی اساتید به‌صورت مستقیم و از برخی غیرمستقیم بهره بردم؛ اساتیدی مانند شادروان استاد حسن کسایی، شادروان استاد علی‌خان ساغری، زنده‌یاد استاد سیروس ساغری که آلبومی به نام «سوز دل» را با ساز ایشان و با تنبک مرحوم رسول شفائی خواندم و همچنین از محضر زنده‌یادان استاد دوامی و استاد ادیب خوانساری نیز بهره‌مند شدم. برای ورود به آواز، شخص خاصی در خانواده مشوق شما بود؟ داشتن صدای خوب در خانواده ما موهبت آسمانی و موروثی بود. لالایی‌ها و گوشه‌هایی که مادرم در کودکیِ ما زمزمه می‌کردند هنوز در گوش جان من است. مرحومه مادرم مشوق من بود؛ ضمن اینکه مرحوم «محمدآقا منصوری» در بروجن، عاشورا را ذکر می‌گفتند، ایشان ردیف‌دان بودند، صدایی عالی داشتند و تأثیر بزرگی در من می‌گذاشت که صحیح آواز بخوانم. مردی از دیار بختیاری با آوازی به وسعت ایران... نام شما «ملک محمد» و نام فامیلی شما «مسعودی» است، اما مردم تصور می‌کنند فامیل شما «ملک مسعودی» است؛ انتخاب نام هنری شما چگونه انجام شد؟ معمولاً وقتی کسی اثر چاپی و تصویری یا هر چیز دیگری را منتشر می‌کند باید یک نسخه از آن با نام هنریِ همان فرد و به‌عنوان میراث فرهنگی در کتابخانه ملی ثبت و نگهداری شود، البته نباید پیش از آن، فرد دیگری آن نام را ثبت کرده باشد. من به مسئولان ثبت اثر گفتم که نامم «ملک محمد مسعودی» است اما گفتند که اسم هنری باید دوبخشی یا دو واژ باشد؛ به همین خاطر گفتم که نام من را «مَلِک» بگذارید اما گفتند که هم «اسدالله ملک» را داریم و هم «جهانگیر ملک» و هم «ملک‌الشعرا» و نمی‌توانی این اسم را انتخاب کنی. بعدازآن گفتم که نامم را «مسعودی» بگذارید، اما بازهم گفتند که «ناصر مسعودی» خواننده فولکلور گیلان را داریم که اتفاقاً دوست بسیار نازنین و فروتن من است که عمرش دراز باد. درنهایت گفتم اسم من را «مَلکِ مسعودی» بگذارید یعنی بعد از حرف (ک) در کلمه (ملک) کسره بیاید و این‌طور هم شد یعنی این نام موردقبول قرار گرفت و ثبت شد، ولی آن‌قدر مردم گفتند «مَلِک مسعودی» یعنی روی حرف (ک) در کلمه (ملک) ساکن گذاشتند که «ملک مسعودی» به نام فامیلی من تبدیل شد و حتی به فرزندانم هم می‌گویند ملک مسعودی! با پسرتان «امیرمجاهد» آلبوم مشترک «دژپارت» را داشتید، سایر فرزندان شما هم در زمینه موسیقی فعالیت دارند؟ بله، در خانه ما همه خوش‌آوازند. همراه با «امیر» ۲ آلبوم فولکلور به نام «دژپارت» و «به‌گُدَشت» را منتشر کردیم، امیر در تهران هم یک آموزشگاه موسیقی دارد. دخترم «نرگس» نیز صدای سوپرانوی خیلی خوبی دارد، پسرم «ایرج» کمانچه می‌زند و صدای خوبی دارد و «دانیال» هم تصنیف خوب می‌خواند. مردی از دیار بختیاری با آوازی به وسعت ایران... از پرداختن‌تان به موسیقی فولکلور و بختیاری بگویید. نقطه شروع آن کجا بود؟ در اصفهان استودیو نبود و برای ضبط باید به تهران می‌رفتم. یک روز برای ضبط به «استودیو بِل» در تهران رفته بودم و دیدم آقای «شهرام ناظری» دوست عزیزم آواز کُردی می‌خواندند. شهرام شاگرد آقای شجریان بود و کُردی می‌خواند. وقتی دلیل آن را پرسیدم، گفتند که «مگر می‌شود کُرد بود و کُردی نخواند؟!» با خودم گفتم که چرا من موسیقی مادری منطقه خودم را نخوانم؟! به این صورت بود که به سراغ موسیقی بختیاری رفتم که به اعتقاد من موسیقی بسیار پر باری است؛ بنابراین زبان بختیاری را یاد گرفتم و نزد خوانندگان بزرگشان رفتم و تلفظ‌های صحیح را یاد گرفتم، بعدازآن به سیاه‌چادرها می‌رفتم و حتی یک‌بار با ایل حرکت کردم و رنج‌هایشان را دیدم. البته نه اینکه بختیاری را نمی‌دانستم بلکه می‌خواستم پربارتر شوم. خیلی هم افتخار می‌کنم که به موسیقی بختیاری پرداختم و نگذاشتم آنچه متعلق به پدرانم بود زیر خاک مدفون شود و این بزرگ‌ترین کاری بود که نسل ما انجام داد. بختیاری‌ها بودند که به من این جرئت را دادند، من را تشویق کرده و مورد محبت قرار دادند و من هم درنهایت افتخار هرچه داشتم را برای موسیقی‌شان گذاشتم و آن‌قدر محبتشان به من زیاد بود که همه فکر می‌کنند من فقط موسیقی بختیاری می‌خوانم، درحالی‌که تخصص من موسیقی سنتی هم بود، ولی به موسیقی بختیاری که نوعی موسیقی محلی یا فولکلور است به‌صورت ویژه پرداختم. فرصت خوبی است که یادی ‌کنم از اساتید بزرگ موسیقی لری و بختیاری که به رحمت خدا رفته‌اند، سرنا و کرنا نوزان، دهل‌نوازان و خواننده خوش صدا مانند شادروان مسعود بختیاری (علاءالدین)، استاد علی حافظی، نی نواز و همه کسانی که در ساختن و نواختن آهنگ‌های بختیاری زحمت کشیدند روحشان شاد و زنده‌هایشان را خداوند عمر باعزت دهد. هنرمندان وموسیقی و آواز عزیز بختیاری بسیارند و نام بردن از همه آن‌ها در این مجال نمی‌گنجد. لطفاً بیشتر در مورد موسیقی لری و بختیاری توضیح دهید. چه انواعی دارد؟ موسیقی قوم لر و بختیاری یکی از زیباترین و اصیل‌ترین نوع موسیقی کشور ما است و کلاً می‌توان آن را به چند دسته تقسیم کرد: گروه اول «شادمانه‌ها» هستند که شامل ترانه‌ها و رِنگ‌های متنوع است که در اعیاد و جشن‌ها اجرا می‌شود. بخش دوم، «موسیقیِ درام» و به «سُرو» معروف است و آن را بیشتر، زنان به‌صورت کُرال در سوگ عزیزان خود اجرا می‌کنند و دارای اسامی گونه‌گونی به نام «پَل کَنون»( موی کنان) و «خونگِروی» (خون گریه کردن) است. دیگری «چَپی» است که با سُرنا و دهل در عزا اجرا می‌شود. بخش دیگر «موسیقی آئینی» است که در آئین‌ها اجرا می‌شود مانند تخته‌قاپو کردن قبایل توسط رضاشاه. نوع دیگر «موسیقی کار» است مانند برزیگری، صیادی و انواع ملودی‌های در زمان انجام کار مانند دوشیدن شیر، چرای گوسفندان، موسیقی زمان بافتن گلیم و جاجیم و چوقا و غیره. بخش مهم دیگر «موسیقی رزمی و حماسی» است که برای هر رویداد سیاسی، اجتماعی، جنگ‌ها و کشته و زندانی شدن قهرمانان و خوانین خوانده می‌شود مانند شیرعلی مردان، مرجنگه، خان طلا و غیره. مردی از دیار بختیاری با آوازی به وسعت ایران... آهنگ‌ها و ملودی‌های اولین آلبوم شما یعنی «ازیادرفته» از چه استادی بود؟ از این آلبوم صحبت کنید. از «مرحوم استاد عبدالحسین برازنده» است که این آلبوم با همراهی آقایان «همایون یزدانی» و «جمشید برازنده» (فرزند استاد مرحوم عبدالحسین برازنده) انجام شد و تنظیم اثر کار استاد «هادی منتظری» بود. همه ترانه‌هایی که عبدالحسین برازنده خلق کردند بسیار ارزشمند است، زیر حتی‌المقدور بسیاری از گوشه‌های آن مایه را شامل می‌شد؛ کارهایی هم که با صدای استاد تاج اجراشده از این قاعده مستثنا نیستند مثلاً «آتش‌دل» و غیره. خصوصیات اخلاقی مستحسن استاد برازنده زیاد بود، بسیار مرتب، خوش‌پوش، منظم و وقت‌شناس بودند با شادروان روح اله خالقی در ارتباط بودند و کارهای خود را قبل از اجرا مبادله فکری می‌کردند و بالعکس. جمشید برازنده یک تصنیف در ابوعطا دارد و تمام گوشه‌های ابوعطا را در آن آورده است، من هم آن را خوانده‌ام و وقتی‌که شاگردانم تا حدی به موسیقی آگاهی پیدا می‌کنند، در مورد ابوعطا به آن‌ها می‌گویم «برو سراغ این تصنیف و آن را از حفظ کن و بخوان.» این تصنیف به‌گونه‌ای است‌که هنرجویانی که آن را می‌خواندند گوئی تمام مطالب ابوعطا را یاد گرفته‌اند. تصنیف این است که: «گاهی به نگاهی دل ما شاد نکردی صد حیف که ویرانه‌ای آباد نکردی صدبار به گلزار خزان آمد و گل رفت یک مرغ اسیر از قفس آزاد نکردی تنگ است دلم قوت فریاد کجایی در قید غمم، خاطر آزاد کجایی؟ کردم طلب مرغ‌دل از عشق نشان داد دیدم که به کنج قفسی مشت پری بود» شعر این تصنیف هم، درس اخلاق و آگاهی و اغتنام فرصت است. در آخر هم می‌گوید که: «ما قصه خود با تو بگفتیم و تو دانی هر جا ورقی باز کنی خون بفشانی» شما کار موسیقی حرفه‌ای را با آلبوم «از یاد رفته» با آهنگ‌ها و ملودی‌های استاد «عبدالحسین برازنده» آغاز کردید، پس‌ازآن مشهورترین آلبوم شما «مندیر» با آهنگسازی استاد «محمدعلی کیانی نژاد» منتشر شد که بعضی از برادران کامکار نیز در آن نوازندگی داشتند، سپس «گُلمی» با آهنگسازی استاد «محمدعلی کیانی نژاد»، «گل بابونه» و بعدهم «سوز دل» با آهنگسازی مرحوم استاد سیروس ساغری و در ادامه نیز «شورگل»، «پیر مغان»، «سفر آفتاب» و «خیال خوبان» را منتشر کردید. سوال من این است که افرادی مانند استاد برازنده، استاد کیانی نژاد، استاد ساغری، استاد فرهنگفر، استاد حسن ناهید، برادران کامکار و دیگر بزرگان، چقدر در پررنگ شدن آنچه شما خواندید تأثیر داشتند؟ علاوه بر آلبوم‌هایی که شما اسم بردید ما خواننده‌ها یکسری کارهای زیرخاکی داریم که به‌صورت خصوصی ضبط‌شده و بی‌نظیر هستند؛ اما در مورد آثاری که به‌صورت رسمی منتشرشده‌اند به اعتقاد من اول‌ازهمه آهنگساز و تنظیم‌کننده تأثیرگذارند. البته بدون شک باید گفت همه‌چیز در کنار هم ‌معنا خواهد یافت؛ یعنی آهنگساز، تنظیم‌کننده، نوازنده، میکس کننده، همه باید خوب و کاربلد باشند نه اینکه یک فرد دو آکورد بداند و به او بگویند استاد! الآن استاد زیاد پیداشده و نام استادهای قدیمی گم‌شده است. درمجموع، همه عوامل در کنار یک صدای خوب و آموزش‌دیده می‌توانند در خلق یک اثر فاخر تأثیرگذار باشد و به قول حافظ «عشق و شباب و رندی مجموعه مراد است/ چون جمع شد معانی گویی بیان توان زد» در همین‌جا از مرحوم استاد حسن ناهید یاد می‌کنم و از دست دادن ایشان را تسلیت می‌گویم، فقدان ایشان ضربه‌ای بزرگ به موسیقی سنتی ما بود. خدایش رحمت کناد. مردی از دیار بختیاری با آوازی به وسعت ایران... درحال حاضر جایگاه موسیقی سنتی در ایران را چطور می‌بینید؟ اول اینکه حال موسیقی بسیار بد است، تب کرده و این چیزهایی که شبانه‌روز پخش می‌شود ارتباط بسیارکمی با موسیقی ما دارد. جوان‌ها فکر می‌کنند هر چیزی که متعلق به قدیم است از آنِ فرد یا گروه خاصی است درحالی‌که این‌طور نیست، ولی باید از جوان‌ها سپاسگزاری کرد چون به خودشان این اجازه را می‌دهند که بایستند و حرف جدید بزنند. مرحوم آقای تاج که رحمت خدا بر او باد شاید ۶۰ سال تدریس آواز داشتند، در این مدت فکر می‌کنید چند خواننده با تعلیمات ایشان در کشور قدبلند کردند؟ اصلاً به تعداد نصف انگشتان یک‌دست هم نمی‌رسد. اما حالا هرروز خواننده جدید می‌بینیم؟! رادیو آوا از صبح تا شب مثل گوشت چرخ کنی همین‌طور خواننده بیرون می‌دهد؟! البته کاش موسیقی خود ما بود، اما آن نوع موسیقی است که نه سازهایش سازهای ملی ما است و نه ملودی‌هایش. البته من معتقدم که جوان‌ها حق دارند چون ما اصولگرایان در مقابل هر پدیده‌ای که نو باشد چه در شعر و چه در موسیقی می‌ایستیم، برای همین ما در جا زدیم. مگر ما چقدر موسیقی به سبک قدیم می‌خواهیم! چقدر شور و ماهور را بخوانیم! در عصر امروز جوانان در ۲ ثانیه با آن‌طرف دنیا ارتباط برقرار می‌کنند و دیگر حوصله ندارند که من یک قصیده بخوانم و آن‌ها بشنوند؛ بنابراین باید در آن تغییر به وجود آوریم، اما این تغییر بنابه قولی، باید ریشه در اندیشه و تمدن پربار فرهنگ و هنر ما داشته باشد و شاخه‌ها و شکوفه‌هایش به‌طرف پنجره آینده باشد، ولی فعلاً که چنین نیست و به همین دلیل از صبح تا شب موسیقی می‌شنویم اما آن نوع موسیقی نیست که روی آن فکر کنیم و خاطره‌ساز باشد و در یادها بماند و مردم آن را زمزمه کنند، بلکه به‌سرعتِ تولیدشان خاموش‌شده و از یاد می‌روند. در اینجا لازم است موضوعی را بگویم که باید به آن افتخار کنم اگرچه ممکن است به ازخودراضی بودن متهم شوم. یک روز مهندس جواد کسایی پسر زنده‌یاد استاد حسن کسایی به استودیوی من آمده بود و می‌گفت «من می‌خواهم برای شما بزرگداشت بگیرم» من گفتم خواننده‌های بزرگ‌تری با پدرتان حشرونشر داشتند و برتر از من هستند. گفت «نه، بابا درباره شما می‌گفت که «صدای این مرد امضای خودشه، مثل هیچ‌کس نمیخونه» مهندس کسایی می‌گفت «بارها و بارها می‌دیدم که شانه‌های پدر با گریه بالا و پایین می‌شد» مادرم می‌گفت «ببین چرا بابا گریه میکنه» و ما می‌رفتیم و می‌دیدیم صدای شما از رادیو پخش می‌شود و ایشان گریه می‌کرد و اشک می‌ریخت و می‌گفت «صدای این مرد مثل دیفال روی من خراب میشه» وقتی مهندس کسایی این را برای من تعریف کرد به گریه افتادم و گفتم «کاش آقا زمانی که خودشان در قید حیات بودند این را به من می‌فرمودند، اگر می‌گفت من از خوشحالی به آسمان می‌رفتم» و مهندس کسایی همان حرف‌های ارزشمند مرحوم پدرشان را گفت که فرموده بودند «نه، اینا جَوونند، فقط منتظرند همینو بشنوند و دیگه خدا را بنده نیستند.» صحیح هم می‌فرمودند. نکته دیگر که باید بگویم این است که یک قطعه موسیقی می‌تواند بخشی از جامعه را به وجد و شور و حرکت درآورد و بسیار تأثیرگذار است؛ لاجرم باید به آن اهمیت داده شود. من از روی درد متأسفانه هراس دارم از کارگران محتاج نان، از بازنشستگان، پاکبانان، بی بیمه‌ها، بی‌خانمان‌ها و کلیه اقشار جامعه که سفره‌شان خالی است و کمبود دارو دارند و حقوق‌های بسیار پایینی دارند و حتی ۵ تا ۶ ماه است که حقوق نگرفته‌اند و درد آن‌ها بود و نبود موسیقی نیست و به ما گوش نخواهند داد. «برتراند راسل» جمله‌ای دارد و می‌گوید «موسیقی منهای آشپزخانه‌ پُر معنا ندارد.» و قدیم‌ها هم می‌گفتند که «خنده، دل‌ودماغ می‌خواد، گریه هم چشم و رو» منظورم این است که کسی که گرسنه است، خانه ندارد، نان ندارد، به موسیقی من گوش نمی‌دهد. حضرت علی (ع) نیز در نهج‌البلاغه می‌فرماید «پس از خدا بترسید درباره دسته زیردستانِ درمانده و بیچاره و بی‌چیز و نیازمند و گرفتار در سختی و رنجور و در بیماری و ناتوانی» مسئله دیگر این است که متأسفانه بسیاری از هنرها مانند نقاشی، مجسمه‌سازی و موسیقی در کشور ما مغفول و در پرده ابهام فکری جامعه ما است و هیچ‌وقت نتوانستیم آن‌طور که شایسته ما ایرانی‌های خوش‌ذوق بوده به این هنرها بپردازیم. من که الآن روبه روی دوربین شما نشستم، نمی‌دانم که تکلیف من چیست؟! آیا نانی که می‌خورم و به بچه‌هایم می‌دهم حلال است یا حرام؟ یعنی باید مشخص شود که موسیقی حرام است یا حلال، چون فردی مثل من که اعتقادات دینی دارم واقعاً نمی‌دانم باید به این کار بپردازم یا خیر؟! موهای من در این زمینه سپید شد و اگر مسئولان می‌دانند که من در زمینه آواز ردیفی کشور تخصص دارم و نشان‌های درجه‌دو و درجه‌یک موسیقی را به من داده‌اند، آیا این حق برای من وجود دارد که این مسئله را بپرسم و طلب کنم که اگر موسیقی حرام است باید همه‌جا حرام باشد. این در حالی است که صداوسیما برای آرم برنامه‌های خود، سینماگر برای تیزر و موسیقی فیلمش، تئاتر و جشن و جنگ و حتی سرود ملی هر کشور و هر نوع مناسبتی، خوشبختانه یا شوربختانه محتاج موسیقی‌اند. ما صدمات زیادی کشیدیم و با عُسرت و با چنگ و دندان نگذاشتیم این چراغ مقدس خاموش شود و اگر بخواهم اوج فرودینه غمم را به شما بگویم همان شعر حافظ را می‌گویم «که هنر نمی‌خرد ایام و جز اینم نیست/ کجا روم به تجارت بدین متاع کساد» و بدتر از همه حافظ مجدداً می‌گوید «هنر بی‌عیب حرمان نیست/ لیکن ز من محروم‌تر کی سائلی بود» خیلی غم‌انگیز است چون در کشورهای دیگر کسانی که از کنار هنرمندان عبور می‌کنند صاحب نان و مقام و ثروت می‌شوند، ولی در مملکتِ من یک نفر مثل حافظ باید بگوید که «حرمان» یعنی پشیمانم و یا «محروم‌تر کی سائلی بود» مورد بعدی این است که استعدادهای بسیار خوبی در زمینه موسیقی، میان دختران و زنان وجود دارد و نمی‌توان آن‌ها را نادیده گرفت. عجیب‌تر اینکه ما الآن موسیقی کودکان نداریم و اسف‌انگیز است که سازهای خودمان را هم در تلویزیون نشان نمی‌دهیم و حتی نام سازهای خود را نمی‌دانیم و این خنده‌دار است هرچند که خنده تلخ من از گریه غم‌انگیزتر است؛ این چنین است که تار به‌عنوان ساز ملی ما اما به نام کشور آذربایجان در یونسکو ثبت می‌شود و باید منتظر باشیم تا همه میراث ملموس و ناملموس ما یکی‌یکی به نام کشورهای دیگر ثبت شود و هویت ایرانی، بی‌هویت. اما همه این موارد را گفتم چون معتقد هستم که ما باید بتوانیم و یاد بگیریم که با آرامش و بدون ترس و لرز با هم صحبت کنیم و خواسته‌های خود را بیان کنیم و البته باید گوش‌های شنوایی باشند که حرف‌های ما را بشنوند. همان‌طورکه علی بن ابی‌طالب (ع) در نهج‌البلاغه به مالک اشتر می‌فرماید که «لشکریان و درباریان و پاسداران نباید از کسانی که می‌خواهند حق و نیاز خود را طلب کنند، جلوگیری کنند و همه باید بی لکنت زبان و بی‌ترس و نگرانی سخن بگویند.» و باز می‌فرماید «از رسول خدا بارها شنیدم که فرمود هرگز امتی پاک و آراسته نگردد که در آن امت حق ناتوان‌ها بی لکنت زبان و ترس و نگرانی از توانا گرفته شود.» چگونه است که ما بعد از چنددهه هنوز با ترس‌ولرز با یکدیگر حرف می‌زنیم؟! چگونه تندی و خودپسندی از ما دور نشده است. پرشکوه باد نامی که می‌فرماید «درهای رحمت و آرامش به روی امتی باز نمی‌شود که مردم به دلیل ندانستن آداب سخن نمی‌توانند زیبا و صحیح حقشان را خواستار شوند.» حتی حضرت به این نکته هم اشاره کرده‌اند که «مالک، درشتی و آداب سخن ندانستن را از آنان تحمل‌کن و به روی خود نیاور.» مردی از دیار بختیاری با آوازی به وسعت ایران... شما هنر و هنرمند را چگونه تعریف می‌کنید؟ حضرت استاد حسن کسایی می‌فرمودند که «هنر پدیده‌ای است که در بیننده و شنونده حیرت ایجاد کند و دیگران از انجام آن عاجز باشند.» بنابراین هنرمند دارای موهبتی است که می‌تواند آثار جاودانی را خلق کند یعنی هم هنرش جاودانه باشد و هم خودش. به این نکته هم باید توجه کرد که وقتی کسی می‌خواهد در زمینه موسیقیِ آوازی کار کند حداقل باید ۶ سال تلاش کند تا در صورت داشتنِ استعداد فقط بتواند درست بخواند، ۶ سال هم کار کند تا دیگران ببینند و بشنوند و از سوی اهل‌فن تأیید شوند و بعد هم دو سه کار در شبکه‌های اجتماعی ارائه کند تا مردم او را بپذیرند. حالا چه کسی حوصله می‌کند حدود ۱۲ سال وقت بگذارد؟! اثر هنری نیز آن است که ابتدا توسط یک منتقد اهل‌فن نقد شود تا زیبایی‌ها و زشتی‌هایش را بگوید و بعد آن اثر باید دیده و شنیده و خوانده شود و سپس واکنش مردم را بررسی کرد، مثلاً اگر نقاشی است در نمایشگاه قرار داده شود تا مردم آن را ببینند و واکنش آن‌ها مشخص شود و تعدادی از اساتید با دیدن این آثار بگویند که مثلاً فلان شخص، نقاش است و نقاشیِ او یک اثر هنری است. الآن در موسیقی، گرایش به سمت سازهای فرنگی زیاد است و اگرچه عرب‌ها هم از سازهای فرنگی استفاده می‌کنند، اما وقتی‌که شما موسیقی آن‌ها را بشنوید متوجه خواهید شد که این موسیقی، عرب است چون از نوع اجرا و لحن و همه‌چیزِ آن مشخص است، ولی موسیقی ما این‌طور نیست و متأسفانه تکه‌ای از هر موسیقی را گرفته‌ایم و در دالان تقلید مانده‌ایم و چیز جدیدی نمی‌بینیم؛ ضمن اینکه رابطه عزیزانِ ما با موسیقی ملی قطع‌شده است درحالی‌که موسیقیِ ما دارای مطلب است، فاخر است و باید آن را جهانی کنیم، یعنی از حالت تک‌صدایی به سمت چندصدایی شدن بازگردد. قصد ندارید زندگینامه و خاطراتتان را بنویسید و منتشر کنید؟ به امید خدا چنین قصدی دارم و به قول سعدی «غرض نقشی است کز ما باز ماند...» من زندگی را به پایان بردم و هیچ ادعایی ندارم، هیچ‌وقت زیر پرچم حزب و گروهی نبودم، زیر پرچم بیگانه نرفتم و همیشه سعی کردم زیر بیرق مردم کشورم باشم و به قول حافظ «مرید طاعت بیگانگان مشو حافظ/ ولی معاشر رندان پارسا می‌باش». آنچه برای من مهم بود کشور و مردم و فرهنگ و هنر چند هزارساله آن است و مسئولیتی که به عهده من گذاشته‌شده بود را در حد توانم انجام دادم. پرواضح است که همه آنچه انجام دادم صحیح و بی‌عیب نبوده به‌قول‌معروف املاء نانوشته غلط ندارد. مردی از دیار بختیاری با آوازی به وسعت ایران... به گزارش ایسنا، اگرچه استاد ملک محمد مسعودی در میان صحبت‌هایش قطعه «گُلم ای» از آلبوم «مندیر» را به شیوایی و زیبایی خواند و آن زمان که از زنده‌یاد استاد عبدالحسین برازنده و آلبوم «از یادرفته» سخن گفتیم لذت شنیدن‌ تصنیف «گاهی به نگاهی» را نیز نصیب ما کرد، اما با این وجود وقتی گفتگوی ما با استاد به پایان رسید از او خواستیم که قطعه آشنای «دی‌بلال» را نیز برایمان بخواند. در دل گفتیم که شاید بگوید نه! اما فروتنانه قبول کرد، درست مانند استادش زنده‌یاد جلال‌الدین تاج اصفهانی، و چقدر دل‌نشین خواند... و درنهایت گفت: «آوازم همه نای و نوای غم‌انگیز مردمی است که دوستشان داشتم و دارم و پیروزی و سعادت و سربلندی آن‌ها آرزوی قلبی من است. این موسیقی و نای و نوای غم‌انگیز آواز ملک مسعودی است، خدانگه‌دار همه‌تان.» انتهای پیام دبیر بهنام افشاری خبرنگار شیرین مستغاثی لینک کوتاه isna.ir/xdNCxf برچسب‌ها: استانی-فرهنگی و هنریاصفهان در آیینه نوروزنوروز 1402موسیقی بختیاریموسیقی فولکلور و محلیموسیقی سنتیموسیقیآوازآواز سنتیچهارمحال و بختياريخاک سرمه‌ خیز اصفهان yektanet.com

کمبوجیه  و  علم دیرینه شناسی

دیرینه‌پزشکی یکی از علوم بینارشته‌ای جدید است که با توجه به دانسته‌های پزشکی به کندوکاو در تاریخ پرداخته و سعی می‌کند بر دانسته‌های تاریخی ما بیفزاید. بعد از مقاله «کوروش بزرگ در آینه آناتومی پزشکی» دوستان بسیاری مرا مورد لطف قرار دادند و علاوه برگوشزدکردن کاستی‌ها استفاده از روش‌های جدید در شناخت تاریخ خودمان را بسیار ضروری دانستند.

پادشاهی «کمبوجیه» زیر ذره‌بین دیرینه‌پزشکی

عبدالرضا ناصرمقدسی

عبدالرضا ناصرمقدسی

عبدالرضا ناصرمقدسی

متخصص مغز و اعصاب: دیرینه‌پزشکی یکی از علوم بینارشته‌ای جدید است که با توجه به دانسته‌های پزشکی به کندوکاو در تاریخ پرداخته و سعی می‌کند بر دانسته‌های تاریخی ما بیفزاید. بعد از مقاله «کوروش بزرگ در آینه آناتومی پزشکی» دوستان بسیاری مرا مورد لطف قرار دادند و علاوه برگوشزدکردن کاستی‌ها استفاده از روش‌های جدید در شناخت تاریخ خودمان را بسیار ضروری دانستند. لطف و محبت دوستان مرا واداشت تا این کار را ادامه دهم. البته باید بگویم برای خودم نیز این کار جذابیت بسیاری دارد و وقتی متوجه موضوعی می‌شوم که تا پیش از این کسی بدان پی نبرده این شادی مضاعف می‌شود. آرزومندم که تاریخ و فرهنگ ما توسط رشته‌های جدید و علوم بینارشته‌ای که روزبه‌روز بر تعداد آنها افزوده می‌شود مورد کندوکاو قرار گیرد. زمان آن رسیده که از روش‌های سنتی عبور کنیم و با استفاده از علوم جدید به عمق فرهنگ‌مان نفوذ کرده و خوب و بد آن را مورد تحلیل قرار دهیم. تنها بدین وسیله است که فرهنگ ما می‌تواند به زندگی خود ادامه دهد. فرهنگ ما در این روزگار بیش از هر زمانی نیازمند پیرایش است. آنچه می‌تواند سبب افول ما شود باید به‌ سویی نهاده شده و نکات مثبت این فرهنگ که بقای آن را تاکنون تضمین کرده تقویت شود. نگارنده مورخ نبوده و دانش تاریخی چندانی ندارد. آنچه می‌نویسد از منظر علم پزشکی است که در آن تحصیل کرده است. لذا به نقصان‌های این تحقیقات بیش از هر کسی واقف است. در این قسمت پس از اینکه نگاره سنگ بالدار را مورد تحلیل قرار دادیم به دومین پادشاه هخامنشی یعنی کمبوجیه دوم فرزند کوروش کبیر می‌پردازیم. دست بر قضا یک تشخیص پزشکی یعنی جنون در متون مورخان یونانی همچون هرودوت به او نسبت داده شده است. و وقتی پای بیماری به میان بیابد دیرینه‌پزشکی نیز می‌تواند به ما در مشخص‌کردن واقعیت موضوع یاری برساند.

کمبوجیه؛ پادشاهی دیوانه؟

وقتی به تحلیل تصویر گئومات و نیز داریوش کبیر رسیدیم بیشتر در مورد داستان کمبوجیه صحبت خواهیم کرد. کمبوجیه توسط پدر برای جانشینی تربیت می‌شود و پس از به تخت نشستن، کار پدر را به اتمام رسانده و به مصر حمله کرده و آن را فتح می‌‌کند. از این رو کمبوجیه دوم را سرآغاز دودمان بیست‌وهفتم فراعنه مصر می‌دانند. او از روش پدر در فتح بابل استفاده کرده و به ادیان محلی احترام کامل گذاشته و تمام آئین‌های باستانی مصر را به جا می‌آورد. همچنین از افراد بومی و کارگزاران همان منطقه برای حکومت مصر استفاده می‌کند. در عین حال از قدرت و ثروت کاهنان مصری می‌کاهد. اما منابع یونانی به‌ویژه آنچه در تاریخ هرودوت آمده او را فردی دیوانه و مستبد تصویر می‌کند. هرودوت از قول مصریان عنوان می‌کند که کمبوجیه به آداب و رسوم آنها بی‌حرمتی کرده و گاو مقدس آپیس را که از نظر مصریان تجلی خداوند بود با خنجر می‌کشد. هرودوت در ادامه می‌گوید که کمبوجیه به کفاره این گناه دچار جنون می‌شود و البته ذکر می‌کند که قبل از آن نیز نشانه‌های جنون را داشته ازجمله اینکه برادر خود بردیا را کشته است. همچنین از قول مصریان عنوان می‌کند که او خواهرش را هم که با وی در مصر همسفر بود، می‌کشد. همچنین اعمال جنسی غیرمتعارفی چون همخوابگی با خواهرانش را عنوان می‌کند و حتی می‌گوید که او از بزرگان پارس نظرشان را در مورد قانونی بودن ازدواج با خواهرانش می‌پرسد. او کارهای جنون‌آمیز و وحشیانه دیگری نیز به کمبوجیه نسبت می‌دهد. تحقیقات جدید اما اقوال هرودوت را قبول نداشته و

در احترام به ادیان دیگر بود حتی اگر این ادیان متعلق به اقوام مغلوب بودند. در کتیبه‌ای که در کنار قبر گاو مقدس آپیس وجود دارد این‌گونه آمده است: «در سال ششم، سومین ماه از فصل شمسو، روز دهم در دوران پادشاهی شاهنشاه دو مصر بالا و پایین و ازبس، پروردگار بزرگ رع که او را زندگی جاودانی باد. خداوند آپیس با آرامشی تمام به سوی باختر زیبایش [آرامگاهش] راهنمایی شد؛ و او را در گورستان و در جایی که فرعون برای او ساخته بود، جای دادند. پس از انجام همه مراسم که برای مومیایی کردن آن لازم بود، جامه‌ای گرانبها بر او پوشانیدند و همه آرایش‌ها و گوهرهای گرانبهایش را با وی در آرامگاه جاودانیش جای دادند. اینها همه به همان روش انجام شد که فرعون کمبوجیه که جاویدان باد، فرموده بودند». طبق نوشته‌های رسمی در داخل مقبره آپیس، گاو مزبور در زمان کمبوجیه می‌میرد اما کمبوجیه دستور می‌دهد که با مراسم کامل به خاک سپرده شود. از این رو به نظر می‌رسد که نه‌تنها داستان جنون کمبوجیه هم ساختگی باشد، اینکه او بردیا را به قتل رسانده نیز به‌طور کلی زیر سؤال بوده و به نظر می‌رسد که منافع مصریان و ایرانیان (داریوش کبیر) همسو با تخریب چهره کمبوجیه بوده است.

اما شواهد دیرین‌پزشکی چه می‌گوید؟

تا آنجایی که نگارنده جست‌وجو کرده تنها تصویری که از کمبوجیه باقی مانده در مصر باستان و بر روی تابوت گاو مقدس آپیس بوده که او را در حال عبادت آن نشان می‌دهد. در بالای آن هم این عبارات نوشته شده: «نماد هوروس، پروردگار آفتاب درخشان، فرعون مصر بالا و پایین. پروردگار رع، کمبوجیه خداوندگار مهربان و سرور دو کشور»، که موید این است که فرعون مزبور کمبوجیه است. چه نکاتی را از این تصویر می‌توان دریافت؟ اولا کمبوجیه از نظر شمایل نیز به صورت یک فرعون مصری تصویر شده است. که باز نشان از تبعیت او از آئین‌های این کشور دارد. اما از نظر دیرینه‌پزشکی مهم‌ترین نکته در حالت نشستن اوست: مشخص است که در این نشستن از رسومی خاص تبعیت شده که نشان از عقلی سالم دارد که می‌داند باید چه کار کند. اما مهم‌ترین یافته دیرینه‌پزشکی اینجا نیست. مهم‌ترین یافته را یکی از بزرگان مصری که اتفاقا پزشک بزرگی نیز هست در اختیار ما می‌گذارد. اوجاهورسنت یا اوجاهوررسنه خدمتگزار نیث، ایزدبانوی سائیس، در دلتای غربی بود. از او تندیسی همراه با یک کتیبه یافت شده است که اکنون در موزه واتیکان نگهداری می‌شود و مهم‌ترین منبع برای بررسی زندگی و اقدامات اوست. لذا برخلاف بسیاری از موارد دیگر شناخت اوجاهورسنت فقط متکی بر متون یونانی نبوده و توصیفات درون فرهنگ مصری نیز به شناخت او بسیار یاری رسانده است. در این کتیبه ما مطالب خوبی را در مورد زندگینامه وی متوجه می‌شویم. او از بزرگان مصری و خادم ‌الهه نیث و در ضمن یک پزشک بوده که به سه فرعون یعنی پسماتیک، کمبوجیه دوم و داریوش اول خدمت می‌کرده است. پس از فتح مصر توسط کمبوجیه او به همکاری با هخامنشیان پرداخت و از نفوذ خود برای آشناکردن شاهان هخامنشی یعنی کمبوجیه و داریوش کبیر با فرهنگ مصری استفاده کرد. همین نقش او در زمان دو پادشاه هخامنشی ناشی از منش مصالحه‌گر و استفاده از بزرگان و کارگزاران بومی توسط هخامنشیان به‌خصوص کمبوجیه در مصر است. او در این کتیبه از کمبوجیه با عناوینی چون «آورنده نظم»، «پاسدار آئین‌های مردمی و دینی» و «بری از خشونت» یاد می‌کند که مؤید صحت عقل کمبوجیه بوده است. او به‌عنوان رئیس پزشکان منصوب شد

و رسالت خود را بعد از مرگ کمبوجیه ادامه و با داریوش به شوش رفت. او در بازگشت این اجازه را یافت که مدارس آموزشی و فرهنگی مشهور به خانه زندگی را احیا و در تمام مصر بگستراند. خانه زندگی یا پر-انخ همان‌طور که گفته شد از اهمیت آموزشی و فرهنگی بسیاری در مصر باستان برخوردار بود. باید تذکر داد که قبل از اوجاهورسنت نیز این خانه‌های زندگی در مصر باستان وجود داشته و او به‌نوعی میراث‌دار این سنت در مصر بوده است. با اینکه خانه‌های زندگی تحت تأثیر کلی مفاهیم دینی بوده و در عین حال موضوعاتی چون پزشکی نیز در آن تدریس می‌شده اما اوجاهورسنت به‌عنوان رئیس پزشکان بار مفهومی آن را در این مدارس افزوده و سبب اصلاحات قابل توجه در این مدارس شده است. ناتوانی پزشکان مصری در درمان داریوش کبیر باعث شد که پادشاه هخامنشی دستور به ارتقای علم پزشکی در مصر باستان دهد و همین موضوع تغییر رویکرد این مدارس را توضیح می‌دهد.

اما چرا توضیح این موارد اهمیت دارد؟

در علم پزشکی یکی از مهم‌ترین مستندات در مورد بیماری و یا سلامت یک فرد، گواهی پزشک است. به‌عنوان مثال بیماری با گزگز دست آمده و برای وی تشخیص ام‌اس مطرح است. او شرح حالی از تاری دید هم در سه سال قبل می‌دهد. می‌دانیم که در بیماری ام‌اس، تاری دید جزئی از شایع‌ترین علائم بوده که به‌صورت التهاب عصب چشم یا همان نوریت اپتیک رخ می‌دهد. و لذا بسیار مهم است که مشخص کنیم آیا چنین شرح حالی درست بوده و یا نه. یعنی اینکه آیا واقعا بیمار در سه سال پیش دچار نوریت اپتیک شده است یا خیر؟ یکی از مهم‌ترین شواهدی که به ما در بررسی صحت و سقم موضوع کمک می‌کند گزارش یک پزشک در همان سه سال قبل است. یعنی پزشکی بیمار را معاینه کرده و طبق معاینه نوریت اپتیک را تأیید کرده باشد. چنین چیزی جزئی از سوابق پزشکی بیمار محسوب می‌شود و می‌تواند به ما در برخورد با بیماری فعلی وی به غایت یاری رساند. پس یک گزارش پزشکی یا گزارشی که توسط یک پزشک تعیین شده باشد در برخورد با بیماری و سوابق آن بسیار یاری‌کننده است. دست بر قضا چنین اتفاقی در مورد کمبوجیه دوم نیز افتاده است. گفتیم که اوجاهورسنت نه‌تنها یک پزشک است بلکه یک پزشک عالی‌قدر است به‌طوری‌که مسئولیت تحول و اصلاح مدارس زندگی با هدف ارتقای علم پزشکی در مصر باستان بدو سپرده شده است. پس آنچه او می‌گوید می‌تواند یک گزارش پزشکی نیز تلقی شود. و این پزشک همانطور که گفته شد با الفاظی چون برقرارکننده نظم و بری از خشونت از کمبوجیه یاد کرده که دلالت بر سلامت روان او دارد. همانطور که مطالعات نشان داده‌اند پزشکان مصری با مفهوم جنون و سلامت روح آشنایی داشتند و لذا تشخیص چنین چیزی در صورت وجود برای اوجاهورسنت آن‌هم به‌عنوان یک پزشک عالی‌قدر سخت نبوده است.

اما این بررسی چه نتایجی دارد؟

تا مدت‌ها نظرات در مورد کمبوجیه تحت تأثیر روایات هرودوت و نیز گفته‌های داریوش کبیر در کتیبه بیستون بود. اما اکنون محققان در سایه یافته‌های جدید باستان‌شناسی می‌دانند که این روایت‌ها درست نیستند و به نظر می‌رسد که تاریخ در جهت منافع مصریان و نیز ایرانیان تحریف شده است. بی‌شک استفاده از روش‌های جدیدی همچون دیرینه‌پزشکی می‌تواند به ما در تحلیل‌های باستان‌شناختی و نیز تاریخی یاری رسانده و در کشف آنچه در سرزمین ما اتفاق افتاده موثر واقع شود.

کاخ اردشیر بابکان فیروز اباد فارس

بزرگ‌ترین کاخ ساسانی که قرار بود ۴۵ سال پیش سنگ‌هایش برده شود، چه با شکوه مرمت شده‌است/ کاخی که ۱۸۰۰ سال قبل ساخته شد و ۴۰۰ سال بعد مسلمانان ساخت گنبد را از روی آن یاد گرفتند (فیلم) بزرگ‌ترین کاخ ساسانی که قرار بود ۴۵ سال پیش سنگ‌هایش برده شود، چه با شکوه مرمت شده‌است/ کاخی که ۱۸۰۰ سال قبل ساخته شد و ۴۰۰ سال بعد مسلمانان ساخت گنبد را از روی آن یاد گرفتند (فیلم) طی ۱۰۰ سال گذشته اهالی روستای آتشکده که کنار این کاخ زندگی می‌کردند مانع ادامه تخریب و بردن سنگ‌ها شدند. کیفیت پایین کانال عصر ایران در تلگرام با عرض پوزش، پخش کننده ویدیویی بارگیری نشد(کد خطا: 101104) کد ویدیو دانلود فیلم اصلی کیفیت خوب نیازی به پروتز و تزریق ژل نیست | درمان قطعی زانو درد با عرض پوزش، پخش کننده ویدیویی بارگیری نشد(کد خطا: 101104) کد ویدیو دانلود فیلم اصلی عصر ایران؛ حسن ظهوری _ آن روز هم علیرغم اتفاقاتی که در ایران می‌افتاد کاخ همین‌قدر ساکت بود. تا اینکه سر و کله چندتایی کامیون پیدا شد با آدمهایی که می‌خواستند سنگ‌های این بنا را بردارند. آنها گفتند انقلاب شده و کاخ‌ها باید به نفع مردم ویران شوند و برای بردن سنگ‌های کاخ مجوز دارند. اهالی روستای آتشکده دورشان جمع شده بودند تا مبادا سنگ‌های کاخ اردشیر بابکان برده شود. کسی که ۴۵ سال قبل به همراه اهالی روستا جلوی آن‌ها را گرفت یک نفر بود. او با این بهانه که ما اینجا کارگری کردیم اما هنوز حقوق نگرفتیم و اگر شما اینجا را خراب کنید دیگر سندی برای گرفتن حقوق نداریم، مانع از تخریب کاخ اردشیر شد. اردشیر بابکان، پس از شکست اردوان، آخرین شاه اشکانی دستور داد تا کاخ عظیمی ساخته شود. ۲۲۴ پس از میلاد یعنی حدود ۱۸۰۰ سال قبل بود که کاخ او در فیروزآباد فارس بنا شد تا محلی باشد برای اجتماعات بزرگ و نمایشی از تاج و تخت پادشاهی اردشیر. آن را با سنگ و گچ ساختهاند؛آنقدر محکم که در همه این سال‌ها هنوز هم استوار در جای خود ایستاده است. اگر چه در تمام این سال‌ها گاهی سنگ‌های آن برده شده اما طی ۱۰۰ سال گذشته اهالی روستای آتشکده که کنار این کاخ زندگی می‌کردند مانع از ادامه تخریب و بردن سنگ‌ها شدند. اگرچه سالها دفن اموات اینجا ادامه داشته اما با ثبت جهانی کاخ اردشیر کم‌کم این کار هم متوقف شد‌. کسی که در تمام این سال‌ها کنار کاخ اردشیر ماند کاظمی بود. او وقتی کارش را اینجا آغاز کرد، بخشی از کاخ زیر خروارها آوار فرور رفته بود. او که برای کارشناسانی از دانشگاه زوریخ کار می‌کرد و پس از انقلاب هم برای میراث فرهنگی کار می‌کرد این کاخ را با کمک اهالی روستا از زیر آوار بیرون آوردند. کاخ اردشیر جزء نخستین بناهای گنبدی ایران است. گفته می‌شود مسلمانان پس از دیدن این بنا و کاخ‌های ساسانی، ساخت گنبد را یاد گرفته‌اند. گنبد تالار مرکزی کاخ ۱۸۰۰ سال است که فرو نریخته و این جزء عجایب معماری دوره ساسانی است. این گنبد که بدون کلاهک ساخته شده یکی از شگفتی‌های معماری دوره ساسانی است. آن را روی یک فیلپوش بنا کرده‌اند و گفته می‌شود هیچ سنگی از گنبد تالار مرکزی کاخ به پایین نیافتاده است. در ساخت آن مهارت زیادی استفاده شده و سنگ‌ها با استفاده از ملات گچ فشرده در جای خود محکم ایستاده‌اند. دهانه گنبد هرگز بسته نشده بود. این را کارشناسان بسیاری تایید کرده‌اند. تالارها با دالان‌هایی به هم متصل می‌شوند. آنچه در تالار کناری دیده می‌شود هم حیرت انگیز است. تزئینات روی دیوار هر بیننده‌ای را به یاد تخت‌جمشید می‌اندازد. ساسانیان در تزينات دیوارها از هنر معماری استفاده شده در تخت‌جمشید استفاده کرده‌اند. هرچند اردشیر از ابتدا خود را وام دار هخامنشیان می‌دانست. در مرمت این کاخ دقت خیلی زیادی شده‌است. حتی برای آنکه شیوه معماری به درستی حدس زده شود، از خود سنگ‌ها کمک گرفته شده‌است. سنگ‌ها درست شبیه به دوره ساسانی با استفاده از ملات گچ به جای اصلی خودشان بازگردانده شده‌اند. روبروی کاخ اردشیر یک دریاچه قرار گرفته است. به درستی نمی‌دانیم آن را ساخته‌اند یا پیش از وجود کاخ اینجا بوده اما سطح آن کفسازی شده و بی‌ارتباط با کاخ نیست. هرچند امروز سمورهای آبی در این دریاچه زندگی می‌کنند و احتمالا شاید سدی هم روی آن ساخته باشند دریاچه در پایین‌دست کاخ واقع شده و برای همین بین سطح دریاچه و کاخ شیب نسبتا تندی وجود دارد. ساسانیان برای جبران این شیب دست به تکنیکی زده‌اند که حالا امروز می‌دانیم آنها کمی در پی‌سازی دچار مشکل شده‌اند‌. تماشاخانه کشف حمام 500 ساله باستانی در پرو (فیلم) کشف حمام 500 ساله باستانی در پرو (فیلم) logo-vid بزرگ‌ترین کاخ ساسانی که قرار بود ۴۵ سال پیش سنگ‌هایش برده شود، چه با شکوه مرمت شده‌است/ کاخی که ۱۸۰۰ سال قبل ساخته شد و ۴۰۰ سال بعد مسلمانان ساخت گنبد را از روی آن یاد گرفتند (فیلم) logo-vid فیلم های دیگر اما عمق این دریاچه همین قدر نبوده. در دوره ساسانیان دریاچه خیلی بزرگتر از این بوده تا استفاده از آن باعث خنک شدن فضای داخل کاخ شود کاربر این کاخ هنوز به درستی معلوم نیست. برخی می‌گویند اردشیر اینجا زندگی می‌کرده و برخی هم معتقدند که اینجا فقط برای مراسمی خاص مورد استفاده قرار می‌گرفته است. اما حالا باستانشناسان نظر تازه‌ای دارند. مرمت کاخ اردشیر پس از انقلاب در سالهای ۱۳۷۰ و ۸۰ انجام شد تا در نهایت به پایان رسید. اما برای کسانی که در این کاخ کار کرده‌اند مرمت تمام نشده و آن‌ها نگران بخش‌هایی هستند که هنوز ترک دارد و یا می‌تواند دچار آبگرفتگی شود. آنقدر نگران هستند که حتی شب‌ها خواب مرمت این بنا را می‌بینند. بنایی که قرار بود سنگ‌های آن برده شود تا فرو بریزد.