یلدا دختری از ایل من
شاه منظری در انجمن

. دختری ایست خورشید رو
ناز تر از هر چه خواهی بگو
در میام جمع می لرزاند تنش
قامتی از سرو بود پیرهنش
خنده چون گل بر دهننش
عطر چویل بر گیسسویش
دامنی از برف زرد کوه
تا بلندای دشت های آرزو

با باد زمستان دف زدیم
او برقصید ما کف زدیم
شکر ریخت همچون رطب
بودیم با یلدا تا پاسی زشب

یک پسر هم با او در فتاد
رقص دو پا را به او یاد داد

ان پسر دستش را خوانده بود
جای بوسه بر برفش مانده بود

لب به لب خواندند تا سحر
شادند با یلدا تا سال دگر
((یلدا مبارک))
فرشادجهانبخشی