سلام بر شما دوستان گرامی وخوانندگان محترم

                         شوشتر وگذری بر بختیاریهای روستا ی حاج منعم میان آب(مینو)  

  هدفم از معرفی روستای حاج منعم میان آب(مینو)آشنایی بانام ها و قدمت تاریخی زیست محیطی وگویش محلی -کشت ونوع کشاورزی-جاهای دیدنی - بازی های سنتی به هم وطن های عزیزم میباشد/.

 

   

                

 

  

 

2-اشنایی با طایفه های بختیاری وشاخه

3-موقعیت روستای حاج منعم وجاهای گردشگری        

 

 

 

 

       

(مقدمه)  

 

 

 

از جایی باید گفت و آغاز نمود .کسی را باید یافت تا سفره دل باز کنی . (درجستجوی آنم تابرایش بگویم از آن چه گذشت و من نیز در آن چه گذشته بود بودم اگر تو نبودی!امروز با تو می گویم تا بیایی و بمانی با زبانی که همدل است و آنچه می گوید بر دل نشیندتا بدانی فردا برای تو ست که دیروزت سراسرسربلندی.اززادگاهم شوشتر شهر مهربانی و تکاپوی دیروز و تصاویر زیبای در موزه امروز و خوزستان سرزمین وفا و دروازه ولا و صفای ایران با کارون همیشه روان و ازهمه ایران خواهم گفت تا جوانی ام را باز یابم! که نمی دانم آن را در کوچه پس کوچه های پر پیچ وخم با ساباطهای سایه دار شوشتر یا بالای درختان سر سبز وزمین های خرم جا گذاشتم. کسی هست که آنرا دیده باشد؟ جوانی ام را می گویم ؟ اگر آری. باید نشانی دهد!تا بپذیرم پشیمان نیستم خیلی هم راضی ام و افتخار می کنم و به جوانان عاشقانه عشق می ورزم و با عشق می گویم و توصیه می کنم قدر این بهار زیبا را بدانندکه گلهای زیبا و خوشبو در همه فصول به جز بهار سر نخواهند زد و شکوفه نخواهندداد و عطر بهاریست که شامه ها را می نوازد. پس در این تنفس بهاری بخوانید و بخوانید و به او که لایزال است تکیه و توکل کنید .آنروز که جوانی را جا می گذارید و چون فردا رسد دستت تهی نیست که عطر دانایی شامه هارا می نوازد و فضای جامعه را معطر وزندگی درفضای عطرآگین دانایی سرشاراززیبایی هاست) 

 

 

 

 

                                                 (ارادتمند شما یعقوب کمالی نیا )

        رده بندی سنتی در ساختار اجتماعی ایل بختیاری    

 

 تعریف و توضیح رده بندی ردیف کوچکترین واحد تجمع انسانی شامل افراد خویشاوند یا بسیار نزدیک  

1-خانوار 

کوچکترین مجتمع مسکونی عشایر کوچنده متشکل از چند خانوار (2 تا 10)که در پهنه صحرا و مرتع با مشخصه سیاه چادر که در یکجا ساکن شده اند با فرماندهی «سرمال» با نام کوچکش (مانند مال کا برزو - کا پیشوندی برای توده های فرمانبر ایل در برابر کِی /   

2-ما ل:

رده های کوچک خویشاوندان نزدیک متشکل از دهها خانوار ساکن در یک یا چند روستا همسایه با جمعیتی بین 50 تا 150 خانوار با فرماندهی «ریش سفید». اولادان خاطی ای که دارای اختلافات درونی حل ناشدنی باهم باشند مجبور به ترک اولاد خود و زندگی عشایری بصورت «هُمسا» یا «خالوخَرزا» در کنار طایفه دیگری می شوند ./

3-اولاد :

زیرتیره های خویشاوند نزدیک هر طایفه ساکن در منطقه ای مشخص در کنار یکدیگر که دارای تاریخ ، فرهنگ و نیای مشترک اند. ترک های قشقائی این واژه را «بُنکو» می نامند. تش مرز گروه خویشاوندان نزدیک با تیره است. در ایل های 6 رده ای هر تش به چندین اولاد تفسیم می شود و در ایل های 5 رده ای هر تیره خود به چندین اولاد تفسیم می گردد، معمولا ایل های 6 رده ای(ایل بختیاری) نسبت به ایل های 5 رده ای(ایل بویراحمد کهگیلویه)دارای سوابق تاریخی بیشتر و کهن تری هستند /

 4- تش:

  زیرشاخه های طایفه در دسته های بزرگ مستقل خویشاوند با ریاست «کدخدا» بعنوان واحدی سیاسی و اداری طایفه که تصمیمات ان از سوی شورای سرپرستان تیره به طایفه ابلاغ و از انجا به اطلاع سرپرست کل می رسد. کدخداها نماینده کلانتراند و قدرتشان بستگی به تعداد خانوارهای تابعه آنها دارد. در بویراحمد کدخداها و کلانترها را «کِی» می نامندو این واژه در بین آنها موروثی بوده و بعنوان پیشوندی در اول اسامی ذکور این رده(کی دُهراب یا کی زَریر) بکار برده می شود     

5-تیره:

رده هائی از یک تبار با تاریخ ، فرهنگ ، زبان و مرزهای مشترک درونی که سرپرستی ان را «کلانتر» بعهده دارد.قبل از قاجار در ایل بختیاری از واژه «آ» و در ایل بویر احمد از «کِی» بجای کلانتر استفاده می کردندو چون این واژه مختص فرزندان ذکور بود زنان انها را با لقب «بی بی» صدا می کردند. طایفه از پیوند تیره ها با یکدیگر تشکیل می گردد.

  6-طایفه:

  اتحاد سیاسی -نظامی چندین طایفه همسایه در یک محدوده طبیعی مشخص 

    7-باب:

  رده بندی ای که در دوران صفویه و برای سهولت در جمع اوری مالیات ها باب شد

  8-قسمت: 

  اجتماع بزرگی از گروه های هم فرهنگ منسجم جمعیتی در قلمرو جغرافیایی به هم پیوسته با مرزهای طبیعی و سیاسی شناخته شده مورد تایید همسایگان با رهبری «خان» یا «ایلخان» . تا سال 1342 سرپرست هر ایل را «خان» و با قدرت ترین آنها را که یک منطقه وسیع و پرجمعیت عشایری را سرپرستی می کرد «ایلخان» می گفتندو این واژه در پیشوند نام ایل نیز ذکر می گردید. قبل از رواج واژه های ترکی - مغولی خان و ایلخان از واژه « خِیل» برای ایل و «سرخِیل» و «آ» برای سرپرست ایل استفاده می شد.

   9 -ایل:  

تطبیق ساختار رده بندی ها در هفت لنگ و چهارلنگ

هفت لنگ چهارلنگ (طایفه محمدصالح) چهارلنگ (طایفه ممیوند)طایفه طایفه طایفه تیره تیره تیره اول تش تش تیره دوم اولاد اولاد تیره سوم، کوُ مال مال جَرغِه ، دسته خانوار خانوار خانوار

 

 

 

 

حاج علی پارسایی از ایل ساکی