چهارمحال
با توضیحات در پرانتز
🔰توصیف چهارمحال در "نصف جهان فی تعریف الاصفهان"
لازم به ذکر است چهارمحال از بلوکات و در حوزه جغرافیایی لر بزرگ است با تقسیمات کشوری و تغییر حوزه جغرافیایی تاثیری بر تاریخ کهن این سر زمین ندارد با فرض اینکه این بخش از ایران زمین حاکمی گذرا مدتی هم حکومت کند ودیا سکنه ای از اقوام فارس و ترک هم در این محل مهاحرت و سکنه پیدا کنند نمی توان تغییری در مرزهای تاریخی لر بزرگ ایجاد کنند منشا فارسها و ترک های مهاجر با ریشهیابی تاریخی فامیل های انان مشخص می باشد ودهرگز نتوانسته اتحاد قومیتی برای خود در مقابل پدیدهای وداتفاقات تاریخی رخ بدهد مانند جنگ بختیاری ها با رصا شاه ویا با انگلیسی ها شرح ورود و یا منشا ورود تاریخی ترکها در دوره افشار و یا منشا زندگی انان یا اذربایجان و یا فارس بوده است در توصیف نصف جهان به حضور اقوام سکنه می پردازد نه مرزهای و هویت جغرافیایی این مناطق که تعلق به سرزمین لر بزرگ دارد.
(بخش اول)
اما هشت محل، چهار از آن چنانکه گفته شد متصل به یکدیگر است که رار و کیار و گندمان و میزدج باشد و اینها را #چهارمحل خوانند و برای آن علم شدهاست. و عامه رار را لار میگویند. ابتدای این محال از پلزمانخان که منتهای بلوک لنجان است به طرف مغرب تا دو فرسخ هر دو طرف رود میباشد. طرف شمال رود قطعهی باریکی است که عقب آن پستی و بلندیها است از اراضی فریدن و متصل است به خاک کرون و طولاً منتهی به خاک فریدن به محلی که آنرا گرمدره میگویند. اما طرف جنوب باز کنار رود منتهی میشود از طرف مغرب به خاک فریدن و در آنجا از کنار رود جدا و دور میافتد و به طرف مغرب ممتد است به سمت سرچشمهٔ زایندهرود تا سه فرسخی آن محاذی چهل چشمه به آنجا منتهی است به ناحیه ای که آن را چناررود گویند.
و این زمین چناررود هم دو طرف رود واقع است، طرف شمال رود را چناررود سفلی و طرف جنوب آنرا که مغرب #چهارمحل است چناررود علیا گویند و از این تقریر معلوم شد که مشرق چهارمحل، لنجان و مغربش چناررود علیا و شمالش فریدن است جنوب آن سمیرم و اراضی متصل به خاک فارس میباشد، عرضاً طولاً هشت فرسخ در ده فرسخ است.
زمینش شیرین و پر از آب است اراضی آن اکثر کوه و دشت کمی میباشد، هوای آن سرد و پر بارش است، آب آن قنات و چشمه و رود است. آب زاینده رود به آن نمینشیند بجز آن دو قطعهٔ پایین که کنار زاینده رود است آب از آن بر می دارند و یک دو قریهٔ دیگر. اما باقی رودی جدا دارد و آنچه آب از آن زاید آید از دره موسوم به سرکش و درکش[درکش ورکش] به آب کورنگ میریزد. حاصلش گندم دیم و آبی و برنج هم دارد، بذرک زیاد در آن به عمل می آید باغات مشجر و معنب هم دارد. سابق گذشت که این #چهارمحل رار است و کیار و گندمان و میزدج.
(بخش دوم)
اما رار که اهالی آن را لار می خوانند قسمت اولی آن است و طرف مشرق مهال سه گانه دیگر واقع شده و متصل به لنجان است، آبادی و قرای معتبر و معروف #چهارمحل در این قسمت رار است و آن نیز سفلی و علیا دارد، دهات سفلی معتبرتر و معروفتر است و آن ها سامان، چالهشتر و دهکرد است. چالهشتر اکثر ضابط نشین #چهارمحل و دهکرد قصبهٔ همه است و تقریباً هزار خانوار در آن ساکناند و دیگر دهات معروف آن زانیان و بن و جرمین[چرمهین؟] و دستنا و شلمزار و کهرود[گهرو؟] و هفشجان و قهفرخ و سوادجان و گرمدره و هولنجان و سودجان و خوی و دیگر دهات بسیاری دارد که قابل ذکر اینجا نیست.
محل دوم کیار است طرف جنوب مایل به مغرب رار واقع است که باز مشرقش طرف لنجان است. دهات معروف آن کلانک و دستجرد و سورک و خیرآباد و دهنو می باشد.
محل سیم میزدج است، شمال آن فریدن از بلوک چهارلنگ ها و جنوب رار و کیار و مشرق آن رار است، مغرب چناررود علیای بختیاری، این زمین اکثر کوهی است و دشت در میان آنست و چمنی بزرگ هم در آن میباشد دهات آن: باباحیدر و گوجان و فارسان و دهچشمه و جونقان است. آبادی این قسمت مهمتر از سایرین میباشد.
محل چهارم گندمان است مشرق آن رار است و جزئی سمیرم مغرب آن چناررود و متصل است به پشتکوه، شمال آن میزدج است، جنوب آن خاک فارس است و ممتد بهطرف دیناران و معروف است کوهی نیز نزدیک آن هست بلند و مشهور به سبزکوه بر روی آن سطحی است و در آن استخری عمیق پر آب است که دورهٔ آن زیاده از یک میل میباشد و همیشه آب دارد و چون جهت صافی و عمق و افتادن لون هوا در آن سبز مینماید دور نیست که آنرا سبزکوه برای همین میگویند (اکثریت از طایفه شالو و سادات وونصر ابادی ها ساکن انند) و مادهٔ آن آب معلوم نیست و یقین است که چشمهٔ معتبری دارد و آبهای برف و باران ممد آن است و در این محل چمن فایق است و علفزاری لایق و هوای گندمان بسیار سرد و بارندگی آن از برف باران زیاد است آبادی معروف آن یکی بهنام همان گندمان است دیگر بروجن (اوروجست های لردگان) که خیلی آباد و قربب هزار خانوار جمعیت دارد و بازار و دکان و مسجد و حمام همه دارد و محل دادوستد اتراک[تورکها] و الوار است. دیگر دهات مشهور او سفیددشت و بلداجی و ریواسجان است و دهات غیر معروف دیگر هم دارد. چقاخور که معروف به صفا و خوبی است و در یک طرف چمن گندمان بالای تلی واقع است و آب چشمه دارد اطراف آن جماعت بختیاری میمانند. بازفت محلی است که معروف به معدن سرب است چون تفصیل آنرا اطلاعی نداشت زیاد چیزی ننگاشت.
اهل #چهارمحل فارس و بعضی ترک[تورک] و لر، از ترک[تورک] دارد. (اما بوکات لر بزرگ هستن که سایرین دراین محل مهاجرت کردند)
منبع:
نصف جهان فی تعریف الاصفهان نوشته محمدمهدی بن محمدرضا الاصفهانی، تصحیح و تحشیه منوچهر ستوده، انتشارات امیرکبیر، تهران، ۱۳۶۸، ص ۳۱۵-۳۱۷.