X
تبلیغات
بختیاری ـ هلوسعد - زنان مشرو طيت

بختیاری ـ هلوسعد

تاریخی ـ سیاسی ـ قرارداد ـ تاريخ بختياري ـ فرهنگی ـ منابع طبیعی ـ مدیریتی - مذهبي- مشروطيت بختياري

زنان مشرو طيت

چكيده

جنبش مشروطيت ايران تحول عميقي را در جامعه ايران دامن زد زنان ايراني براي نخستين بار به فعاليت‌هاي اجتماعي و سياسي روي آوردند. آنها با تشكيل انجمن‌هاي گوناگون، انتشار مقالات و تأسيس مدارس نوين دخترانه در راستاي تحقق اهداف و آمال خود مبني بر دگرگوني اوضاع اجتماعي زنان در جامعه كوشيدند.

 

كليد واژه:

مشروطه زنان، انجمن، انجمن زنان، مقالات زنان، تشكل‌هاي سياسي زنان،آموزش دختران

 

 

مقدمه

با نگاه به گذشته‌ي كهن سرزمين ايران در مي‌يابيم، تاريخي مملو از رنج و درد، فراز و فرود را پشت سر گذاشته. مردم ايران در اين تاريخ پرتلاطم توانستند هويت ايراني خود را حفظ كنند. تمامي تلاشها و كوشش‌هاي مردم اين سرزمين از گذشته،  براي بهتر زيستن و دور ساختن جامعه از دو عنصر استبداد و جهل بوده است.

دوره قاجار، عصر جهل و بي خبري و نابساماني‌هاي سياسي و آشفتگي‌ها اجتماعي است.بنا به تعريف مورخان مشروطيت يكي از بزرگترين حوادث تاريخ معاصر ايران است. كه علاوه بر تغيير نهاد سياسي بر كليه شؤن فرهنگي و اجتماعي جامعه‌ي ايران نيز تاثير گذاشت.

انقلاب مشروطيت ايران يكي از رخدادهاي مهم تاريخي ايران به شمار مي‌رود زيرا افراد بسياري براي تحقق و پيروزي آن، جان فشاني‌ها و از خود گذشتگي‌هاي كردند كه رهاورد آن ايجاد مجموعه‌اي از نهادها و ارگانهاي دمكراتيك و انقلابي چون قانون اساسي، تاسيس مجلس شوراي ملي،انجمن‌ها و مطبوعات گرديد، كه نها را زمره مهمترين دستاوردهاي اين تحول عظيم سياسي و اجتماعي بايد دانست.

پس از مدت اندكي از اعلان مشروطيت، نخست در  بختياري و شهر تبريز و پس از آن در ساير شهرهاي ايران تعداد زيادي انجمن تشكيل گرديد كه به زودي انجمن‌ها به پديده رايج در زندگي شهري تبديل گرديدند. در 1324 ق / 1906 م زنان براي نخستين بار پس از صدور فرمان مشروطيت تاسيس انجمن‌ها روي آوردند كه طبق اسناد و مدارك موجود در دوران مشروطه اول چهار  انجمن يعني انجمن زنان بختياري و زنان نسوان تبريز، انجمن نسوان تهران و انجمن نسوان عشق آبادي باشد تاسيس گرديد .

 

اوضاع زنان قبل از جنبش مشروطه

ماه رمضان سال 1323ه ق را مي‌توان آغاز حركت مردم براي تغيير رژيم استبدادي دانست زيرا در همين ماه بود كه حوادثي يكي پس از ديگري آزادي خواهان را به خيزش واداشت.

نهضت مشروطه حاصل تلاش و جانبازي تعداد بي شماري از افراد بود كه زمينه آن را مهيا كردند مدتها پس از آن با اين آرمان بوده‌اند. و در واقع اين نهضت راهگشاي اعتراض‌هاي بعدي شد به گونه‌اي كه ديگر مردم در برابر اعمال كلام وقت بي تفاوت نبود و هر كجا كه لازم دانسته مي‌شد نظر خود را بيان مي‌داشتند.چوب خوردن تجار تهران به واسطه گراني قند توسط ميرزا احمد خان علاءالدوله حاكم وقت تهران تولين به علماي كرمان و تنبيه آنها توسط ظفرالسلطنه حاكم وقت كرمان ـ حكومت شعاع السلطنه در فارس و ستمگري‌هاي او بر مردم آن سامان، سراسر فارس را به طغيان و عصيان واداشته بود. مردم خراسان نيز از ظلم آصف الدوله به جان آمده بودند و نيز در قزوين نيز آشوبي بر پا گشته بود در اين ميان آشنايي جمعي با روشنفكران غربي از جمله مقدمات نهضت مشروطه محسوب مي‌گردد. سخنرانيهاي مساجد بست نشستن‌ها تظاهرات خياباني بستن بازارها و غيره ابزارهايي بودند كه مردم، براي تحقق رساندن نهضت مشروطه از آن بهره جستند.

زنان در لحظه لحظه حركتهاي سياسي ـ اجتماعي نقش بيشتري را داشتند هنگامي كه مخالفت با دولت آغاز شد و مردم در مسجد شاه تهران بست نشستند زنان عهده‌دار در آوردن علما به مسجد براي سخنراني و نيز حفظ جان علما بودند در اين ميان مي‌توان از بانويي نام برد به نام بي بي مريم بختياري و زن حيدرخان تبريزي كه وي به همراهي چند تن از زنان بعد از آوردن علما به مسجد در پاي منبر مي‌نشستند و در زير چادرهاي خويش چماقهايي را پنهان نموده بود كه هر گاه طرفداران استبداد بخواهند اغتشاشي ايجاد نمايند به سركوب آنها بپردازند بست نشيني علما چنان سيماي شهر را غيرعادي جلوه را كه سلطان مجيد ميرزا عين الدوله صدر اعظم وقت دستور داد با اجبار هم كه شده علما را به شهر باز گرداند زنان كه با مشاهده تفنگچيان حكومت خطر را احساس نمودند با دست خالي به پشت بام‌ها رفته تا در صورت حرمت به علما تفنگچي‌ها را سنگ باران نمايند اين اقدام جسورانه زنان در كنار مخالفت علما باعث گرديد تا اميربهادر وزير مظفرالدين شاه و زيردستانش دست خالي به شهر باز گردند.

بي بي مريم بختياري از رجال زنان بزرگ ايران براي پشتيباني از جنگ نقش عمهده اي را ايفا نمود او گفت اگر مردان بختياري همه شهيد شوند ما زنان بختياري لباس رزم بر تن كرده و در اين راه كشته خواهيم شد

 ودر تبريز و جاي جاي ايران هم در گيرودار كشمش مردم با حكومت، مظفرالدين شاه از حقايق امور بي خبر بوده و عين الدوله پرده بر حقايق افكنده بود در چنين شرايطي زنان براي آگاه كردن شاه از امور مملكت پيشگام شده و هنگامي كه شاه براي ديدن اميربهادر به سمت منزل وي در حركت بوده زنان جلوي كالسكه شاهي را گرفته و فرياد بر آورده كه

آقايان و پيشوايان دين را مي‌خواهيم. عقد ما را آقايان بستند اي شاه مسلمان بفرما

روسا را تكريم كنند اي پادشاه اسلام اگر وقتي روس و انگليس با تو طرف شوند، شصت كرور ملت ايران، به حكم اين آقايان جهاد مي‌كنند.

وقتي كالسكه شاهي متوقف مي‌گردد زني با فرياد مي‌گويد مي‌خواهم عريضه‌اي به شاه دهم، قراولان سعي در دور نمودن او كرده كه مظفرالدين شاه زن را خواسته و هنگامي كه عريضه را شاه مي‌خواند مظمونش از اين قرار بود:

اي شاه بي خبر و عياش كه تمام عمر را به عيش و برباد دادن خزانه مملكت مي‌گذراني و فكري به حال بدبختي وسيه روزي ملت خود نمي‌كني اگر در اسرع وقت دست ستمكاراني را كه دور تو جمع شده‌اند و خون ملت را مي‌مكند از سر مردم كوتاه نكني و مجلس از منتخبين ملت براي بسط عدالت مثل ساير ممالك متمدن جهان ـ كه در سفرهايي كه به فرنگستان كرده‌اي و به چشم ديده‌اي ـ مفتوح نكني يقين بدان تو را خواهيم كشت.

شواهد ديگري در دست است كه زنان در نهضت قبل از مشروطه نيز حضور موثري داشتند كه از آن جمله مي‌توان به نارضايتي مردمان از مهاجرت روحانيون از يكسو و خشونت و بي حرمتي و بدرفتاري با علما از سوي ديگر زمينه تحقق در سفارت انگليس را فراهم آورد و زنان در اين امر مشاركت مشهودي داشتند كه زمزمزه هايي را مبني بر اينكه قصد دارند به عنوان اعتراض به علاءالدوله به سفارت خانه رفته و چادر بزند را در پي داشت.

و در پي اين ماجرا شهرت گرفت كه زنها در خيابان‌ها اجماع و بلوايي به راه انداخته وي مي‌گويند شوهران ما مدتي است در سفارتخانه مانده‌اند. يك زن ناشناس به درب سفارتخانه مي‌آيد و يك دسته اسكناس به حاج محمد تقي داده و مي‌گويد اين‌ها را خرج متحصنين كن.

زنان در جريان نهضت مشروطه يا خود حضور داشتند يا مشوق مردان خود در نهضت بودند آنها در صورت عدم توانايي شركت مستقيم از كمكهاي مالي دريغ نداشتند و سرانجام اين بار دلي و مجاهدتهاي مردم به ثمر نشست و شاه در تاريخ 14 جمادي الثاني / 1324 ه . ق فرمان مشروطيت را صادر نمود.

شاه قاجار (مظفرالدين شاه) سه روز پس از امضا فرمان مشروطيت فرمان ديگري را مبني بر اينكه مجلس منتخب ملت است نمود و كمتر از دو ماه بعد در 18 شعبان مجلس شوراي ملي گشوده شد كه در اين مجلس نظام اساسي مشروطه در دستور كار قرار گرفت. هر چند فرمان مشروطيت صادر گرديد اما در پي آنها مصائب و مشكلات نيز بر، دولت وقت حاكم گرديد كه از آن جمله مي‌توان به استقراض از دول بيگانه نام برد. اما با وجود مشكلاتي مالي، اقتصادي و همراهي و همكاري ملت با دولت نه‌تنها اجازه ندادند كه دولت زير بار قرضه خارجي رفته بلكه با مساعدتهاي مردمي راي بر تاسيس بانك ملي داده شد كه براي رفع اين مشكل تمامي افراد علي الخصوص زنان سعي مي‌نمودند گوي سبقت را از ديگري ربوده تا آنجا كه حتي بيوه زنان گوشواره و دستبند خود را براي اداي قرص حاضر كرده و زن رخت شويي به مجلس رفته و مي‌گويد من به سهم خود يك تومان مي‌دهم ديگر زنها نيز حاضرند و يا زن ديگري كه مي‌خواست جواهراتي را كه براي روز مبادا نگه داشته بود براي كمك به بانك به وديعه بسپارد و همسايه دست تنگش كه بيوه و صاحب نوزاد بود بعضي از لوازم منزل خود را تقديم نمود.

هر چند گاهي كمك كنندگان فقير بوده ولي گاه بوده كه زني ارثيه خود را كه 5000 تومان بوده به ميان آورده تا مردان متمولي كه پس اندازهاي خود را در بانكهاي اروپايي نگه مي‌داشتند شرمسار گردند.

زناني كه در نهضت ملي فعال بودند حتي در جنبش تحريم منسوجات وارداتي اروپايي نيز شركت داشتند. اعتقاد بر اين بود كه تحريم منسوجات اروپايي در ايران ملت را از وابستگي به كشورهاي اروپايي آزاد كرده در نتيجه ملت با كمال افتخار پارچه‌هاي وطني را پوشيده و ديگران را نيز تشويق به پوشيدن مي‌كردند.

گرچه مردان مشروطه خواه مي‌خواستند با صحبت از وضعيت زنان براي رسيدن به اهداف خود كه كاملا مرد محور بود استفاده كنند اما سياسي شدن زنان و مشاركتشان در نهضت ملي خيلي زود ابعاد ديگر كه به خود گرفت و زنان خود مسائلي را مطرح كردند كه نخستين گامها ايجاد انجمن‌ها و مدارس زنان بود. قانون انتخابات سپتامبر 1906 (شهريور 1285) هر چند زنان را از فرايندهاي سياسي محروم كرده بود و تقاضاهايي كه از مجلس تازه تاسيس در جهت حمايت قانوني از نهادهاي جديد جنبش زنان صورت گرفت بي جواب ماند اما زنان منتظر حمايت قانوني نماند و به طرق گوناگون تشكل يافتند و خيلي زود مدارس درمانگاه‌ها و يتيم خانه‌هايي را تأسيس كردند.

هم زمان عصر مشروطه زناني مانند بي‌بي خانم استرآبادي كه قبل از مشروطه در پاسخ به رساله توهين‌آميز تا اديب السلطان، معايب الرجال را نوشته بود طوبي آزموده و دختران حسن رشديه تلاش براي راه‌اندازي مدارس دخترانه كردند. در سال 1325 قمري با تأسيس شوراي ملي نامه‌اي از طرف گروهي از زنان به مجلس رسيد كه خواستار اجازه تحصيل را دريافت دارند.

مدارسي توسط سردار اسعد بختياري در شهركرد و جونقان براي تحصيل دختران هم تشكيل شد و در ساير كشور نيز  مدرسه دخترانه كه توسط مسيونرهاي پرستيري امريكا در اروميه افتتاح گرديد. در اين مدرسه كه عمدتآ دانش‌آموزان ارضي بودند ثبت نام كتاب اقامت رايگان بود تا خانواده‌ها تشويق گردند در دهه‌هاي بعد مدارس مشابهي در تبريز تهران، مشهد، همدان و رشت نيز تاسيس شد.

كه يكي از اين مدارس را مي‌توان مدرسه ناموس كه اولين مدرسه دخترانه تهران بود در سال 1907 تاسيس گرديد. يكي ديگر از نخستين مدارس در تهران دبستان دوشيزگان بود كه در اوايل 1907 بنيان نهاده شد زناني چون بي بي وزيرف و طوبي آزموده و دره‌المعالي و صفيه يزدي و ماهرخ گوهرشناس از مربيان پيشگام در اين امر هستند كه جهت تشويق خانواده‌ها علاوه بر موضوعاتي چون تاريخ به خواندن و نوشتن رياضيات و جغرافي و معارف به مهارتهايي چون هنر آشپزي نيز توجه داشتند حتي به خانواده‌ها نيز اين اطمينان را مي‌داند كه در مدارس مربيان تنها زن مي‌باشند و تنها مرد آموزشگاه فراش سالخورده ساختمان است.

اما متاسفانه دبستان دوشيزگان نه چندان كه بايد مورد توجه قرار نگرفت بلكه حتي مربيان آن مورد ضرب و شتم و فحاشي نيز قرار گرفتند و زماني كه بي‌بي وزيرف عرضه براي شكايت به مقامات برد به او گفته شد درب مدرسه را ببندد و كشور را به اشوب نكشاند.

گفتني است كه اقدامات ابتكاري بي‌بي وزيرف به وسيله بانويي ديگر به نام طوبي آزموده كه خود مؤسس مدرسه ناموس است دنبال گرديد.

 

نشريات

زنان نه تنها در امور تاسيس مدارس و مساعدت به دولت فعاليت مي‌كردندبلكه در امر تهيه نشريات نيز دست به عمل زدند.دانش اولين نشريه‌اي بود كه توسط خانم چشم پزشكي به خانم دكتر كحال در سال 1292 به طور رسمي منتشر گرديد اما قبل از آنكه يك سال از انتشار آن بگذرد و تنها 30 شماره از آن چاپ شده بود تعطيل گريد. شايد بتوان گفت كه دانش نخستين نشريه فارسي زبان بود كه اختصاص به بانوان داشت و در امور اخلاقي، علوم خانه داري، بچه داري، و شوهر داري، بهداشت و حتي طب در آن صحبت به ميان آمده بود.

بعد از آن مريم مزين السلطنه موسس و مدير مدرسه مزينه شماره دو هفته نامه مصور شكوفه را در 4 صفحه منتشر كرد. نشريه شكوفه  4 سال انتشار يافت.اما به واسطه عوارض ناشي از جنگ بين‌المللي اول تعطيل گرديد.

سه سال بعد از تعطيلي شكوفه صديقه دولت آبادي روزنامه زبان زنان در اصفهان كه در خصوص مربوط به زنان و دوشيزگان بود نشر گرديد.اين نشريات و مدارس ارتباط تنگاتنگي با انجمن‌هاي زنان داشت.

 

 

موسيقي در مشروطه

آقا محمد خان  در مدت يك سال و نيم حكومتش به علت آشفتگي‌هاي سياسي مجل رسيدگي به كار هنر و هنرمندان را نداشت. پس از او فتعليشاه اين كم توجهي را جبران كرد. در دوران حكومت 38 ساله خود به دليل داشتن حرمسرايي گسترده و مجالس رقص وآوازي كه اندرون بر پا مي‌شد، توجه خاصي به موسيقي مبذول مي‌داشت و مقرري‌هاي معيني رابراي آنها تعيين مي‌كرد. بر اساس اعتقادات اسلامي آواز خواني و نوازندگي و رقاصي زنا در مقابل مردان حرام مي‌باشد. در اين دوره براي اولين بار گروه نوازندگان زن مخصوص مجالس درباري و اندرون ايجاد شد. البته مردان نيز دراين گروه نوازندگي حضور داشتند كه معمولا آنان را پشت پرده مي‌نشاندندو يا با چشم بند جلوي ديد آنان را مي‌گرفتند.

 زنان بختياري براي تشويق شوهرانشان و فرزندانشان  با حركتهاي دست جمعي و موزون شعر هاي سروده و بر بالاي بام هاي مي خوانند و در ساير شهرها نيز بدين گونه بوده استاد مينا و استاد زهره از خوانندگان و نوازندگان معروف دوره فتحعليشاه بودند. استاد مينا از شاگردان سهران ارمني اصفهاني و همسر جعفر قلي خان عمو بود. اين دو گروه كه سخت با هم رقابت داشتند دوگروهي هنري مجزا را تشكيل مي‌دادند كه هر كدام متجاوز از پنجاه نوازنده را در اختيار داشتند كه تعدادي از آن‌ها زن بودند كه سازهاي، سه تار، كمانچه، سنتور و ضرب، دايره زنگي و قاشك مي‌نواختند. تعدادي خواننده و رقاص نيز با آنها هنرنمايي مي‌كردند. هر دسته متعلق به يكي از زنان شاه بود .

بعد از مسافرت ناصرالدين شاه به اروپا و ورود هيئت‌هاي اروپايي به ايران بعضي از آلات موسيقي غربي به ايران آورده شد و مدتي پس از تاسيس مدرسه دارالفنون در شعبه نظامي آن موزيك نظامي نواخته شد.

اين آغازي براي تاثيرگذاري موسيقي غربي بر موسيقي ايراني بود. بعد از انقلاب مشروطيت و برچيده شدن حرمسراها در دربار ايران، موسيقي كه تنها در عيش و عشرت خلاصه شده بود، رنگ عوض كرد و همراه با ساير تحولات ايران دگرگوني اساسي در موسيقي ايران بوجود آمد و به عنوان يك هنر در جامعه ايراني مطرح شد. از فعاليت زنان تا دوره پهلوي اول به طور آشكار خبري نيست.

 

 

تئاتر

اجراي نمايش در ايران سابقه‌اي بس طولاني دارد بيشتر نمايش‌ها به شكل تعزيه كه نوعي نمايش مذهبي مي‌باشد، اجرا مي‌شود. نمايش ديگري به نام پا حوضي و يا سياه بازي براي سرگرمي در مجالس جشن و سرور نيز به اجرا در مي‌آمد. همانطور كه برخورد ايرانيان با اروپا سبب تغيير و تحول در جنبه‌هاي مختلف سياسي و فرهنگي ايران شد، هنر نيز از اين امر مستثا نبود. ابتدا ايراناي خارج از كشور مانند آخوندزاده نمايشنامه‌هاي را نوشته و به روي صحنه آورند. در اين دوره زنان جايگاهي در نمايش نداشتند اما بزرگترين خدمتي ر ا دسته محمديه به هنر نمايش كرد آوردن زن به روي صحنه بود. اولين نمايش را خانم سونا قفقازي اجرا كرد. زنان گيلاني از اين اقدام متهورانه استقبال نكردند و ميرزا عبدالحميد به دليل اين اقدام تكفير شد. مردم او را نجس دانسته و از خود طرد كردند به طوري كه او را به هيچ حمامي راه نمي‌دادند. مدت‌ها بعد با اوج‌گيري فعاليت انجمن فرهنگ در گيلان دومين زن بازيگر نيز وارد صحنه تئاتر شد و او مريم خانم گرجي بود كه به علت عدم آشنايي با زبان فارسي، نمي‌توانست از عهده ايفاي نقش خود برآيد. با گذشت زمان به تدريج گروه‌هاي نمايش در تهران تشكيل شد. در سال 1324ه ق اولين شركت نمايش ايران تاسيس گرديد و بعد از آن گروه زناني چون سارا خاتون،شكوفه و ملاك حسني در صحنه‌هاي نمايش درخشيدند.

 

 

زنان برجسته مشروطه

برگزيدگان نام برخي از زنان كه عمري را در راه تعالي ترقي ايران و آگاهي زنان كوشيدهاند كاري بس مشكل است. آن‌ها كه نام شان در تاريخ ثبت شده و چه آناني كه با فداكاري‌ها راه را براي ترقي ديگران باز كرده و خود گمنام در تاريخ ماندند، ارج و ارزشي بس بزرگ در نزد نسل امروز به ويژه گروه زنان دارند. از اين ميان به طور خلاصه مي‌توان به بي بي خانم استرآبادي،نيمتاج سلماس كه مشهورترين زن شاعر مشروطه، با اشعار انتقادي، انقلابي‌ترين مضمامين را فرياد كشيد و اين نخستين فرياد زني شاعر بود كه تازيانه وار بر گرده دولتمردان بي‌كفايت فرود مي‌آورد تا آنها را از نابساماني اوضاع آگاه كند. خورشيد كلاه خانم و شمس كسمايي كه ايشان نيز جزو اولين بانوان ايراني بودند كه قالب‌هاي كهن در شعر شكسته و شعر نو سرودند. اشاره نمود هرچند بودند زنان بسياري كه بي نام و نشان جانفشاني نموده ولي نامي از خود جز زن ايراني باقي نگذاشتند. كه جا دارد از زن بختياري چون بي بي مريم بختيار به نيكي ياد كرد .

 

انجمن‌هاي زنان

زنان معترض ايراني خود همواره در جنبش مشروطيت فعاليت مؤثر داشته چندان كه اعتصاب‌ها را امكان‌پذير ساخنه و از لحاظ مالي و اخلاقي به مشروطه خواهان امداد رسانيده‌اند واز ايشان در برابر نيروي شاه دفاع كردند و در اين ميان زنان انجمن‌هايي را تأسيس كرده كه از آن ميان مي‌توان به انجمنهاي ذيل اشاره نمود كه عبارتند از:

 

  انجمن زنان بختياري

به رهبري بي بي مريم بختياري فرزند حسينقلي خواهر سردار اسعد بختياري است كه به توجه به

انجمن اتحاديه غيبي نسوان

اتحاديه غيبي نسوان اولين تشكيلاتي است كه پس از اعطاي مشروطه در زمينه حمايت از اين نهضت و به دست زنان تاسيس گرديد كه البته به دليل مخفي بودن اعمالشان گزارش موثقي در دست نيست. اما به طوريكه در فحوي كلام مشاهده مي‌گردد اعضا اين اتحادي بعد از مشاهده اوضاع نابسامان مملكتي از نمايندگان ملت مي‌خواهند كه هر چه سريعتر متمم قانون اساسي را تصويب و به اوضاع بي سامان مملكت سامان دهند. چنانچه مردان توان انجام امور را ندارند حتي براي مدت كوتاهي (40 روز) اوضاع را به دست زنان سپرده تا آنها بتوانند مشكلات را حل و فصل كنند.

 

انجمن نسوان تهران

اگرچه زمان دقيق تشكيل اين انجمن به طور كامل در دست نيست وليكن از شواهد موجود چنين بر مي‌آيد كه بايد حوالي پايان سال 1325 و آغاز 1326ه ق تاسيس شده باشد. اما با ديدن نوشته‌هاي علي اكبر دهخدادر ستون طنز«چرندو پرند» در روزنامه صوراسرافيل كه در زمان خود از محبوبيت فوق‌العاده‌اي برخوردار بود اشارات مستقيمي به انجمن نسوان دارد.

 

 

انجمن نسوان تبريز

يكي ديگر از انجمن هايي كه توسط زنان تشكيل گرديد انجمني بود كه در سال 1320ه  ق يعني تنها پس از چند ماه از اعلان مشروطيت در تبريز تاسيس گرديد. كه صاحب سلطان خانم، همسر ميرزا ابراهيم خان شرف الدوله و مادر وي حاجي رقيه سلطان خانم كه از زنان باسواد روزگار خود بودند در تشكيل انجمن مزبور نقش مهمي راايفا كردند.

لازم به توضيح است كه در  دوره اول مشروطيت انجمن‌هاي معدودي توسط زنان ايراني تاسيس گرديد. تشكيل انجمن‌هاي مزبور در دوراني صورت پذيرفت كه در جامعه شهري ايران بويژه در شهرهاي بزرگ و پيش از همه در تهران اغلب گروهاي اجتماعي داير مي‌گرديد. به گونه‌اي كه تشكيل اين انجمن‌ها را مي‌توان مد زمانه ناميد. از آنجا كه جامعه ايران يك جامعه سنتي محافظه كارانه مي‌بود در نتيجه فعاليت‌هاي زنان را نيز بسيار محدود مي‌كرد و براي اين محدوديت نيز به آن رنگ مذهبي مي‌سازد.

 

 

بازتاب تشكيل انجمن زنان تهران در مجلس شوراي ملي

در جريان مذاكرات جلسه روز پنجشنبه 9 صفر 1326مجلس شوراي ملي جريان انجمن نسوان مورد مذاكره قرار گرفت و عده‌اي از نمايندگان در خصوص موضوع مورد نظر بحث و بررسي قرار دادند. عده‌اي از نمايندگان با اين امر مخالف بوده و معتقد بودند كه اين مقوله بايد در وزارت داخله و نظميه بررسي شود و عده ديگر با طرح آن موافق بودند كه از آنجمله مي‌توان به وكيل الرعايا اشاره نمود.

وي معتقد بود كه بايد معلوم شود كه از بدو اسلام تاكنون جمع شدن نسوان در يك جا شرعآ ممنوع بوده يا نه. منتهي اسم انجمن چيزي است تازه اصطلاح شده چه ضرر دارد كه جمعي از نسوان دور هم جمع شوند و از يكديگر اخلاق حسنه كسب نمايند. بلي در صورتي كه معلوم شود كه از آنها مفسده كه راجع به دين و دنيا باشد بروز نمايد البته بايد جلوگيري شود والا نبايد اساسا مسئله بد باشد. بعد از بيان اين مقوله سيد حسن تقي زاده كه  رهبر جناح مشروطه خواهان تندرو به شمار مي‌آمده به صراحت به دفاع از انجمن نسوان برخاسته و تشكيل انجمن نسوان را چه از نظر شرعي چه از نظر قانوني بلا مانع دانسته اما ميرزا محمود نمايندهاي كه قبلا خواهان جلوگيري از فعاليت نسوان توسط دولت بوده اينك ابراز عقيده نمود

چنانچه زنها به دور هم گرد آيند و در مورد عدم استفاده از منسوجات خارجي  و يا امور ديگر مذاكره نمايند اين كار ضرري ندارند لكن زنان باعفت و با عصمت وارد اين قبيل كارها نمي‌شوند.

لاجرم نمايندگان مجبور به استفساء از علما گرفته و نظر آنان را جويا گشتند كه در اين ميان سيد محمد طباطبايي در جواب بيان داشت كه :

انجمن نسوان مخالف شرع و موجب بسي قضاياي ناگوار است و ديگر كسي جلو زنش را نمي‌تواند بگيرد. بر عامه مسلمين با غيرت لازم است كه در برهم زدن آن انجمن همت كنند.

 

 

فعاليت زنان مشروطه خواه در داخل كشور

فعاليت زنان مشروطه خواه در داخل كشورگسترده‌تر از فعاليت‌هاي خارجي بود و جنبه‌هاي مختلفي را در بر مي‌گرفت كه مي‌توان گفت كه در سه عرصه عمده فعاليت زنان مشروطه خواه بوده مبارزه فعاليتي و افشاگري،حمايت مالي از مبارزه مشروطه خواهان و شركت در مبارزه مسلحانه.

 

 

الف: فعاليت تبليغاتي

مبارزه تبليغاتي و افشاگري‌هاي زنان تبريز داراي دو سويه بود. از يك سو زنان مي‌كوشيدند با تحريك و تهيج افكار عمومي افرادي كه منفعل هستند را به سمت مشروطه جذب كرده  و نيز آناني را كه در مبارزه مشروطه خواهان اعلام بي طرف كرده بودند به مبارزه با محمدعلي شاه و متحدانش جذب كند. تمام سعي و تلاش زنان مشروطه خواه بر اين مبنا بود كه مزاياي دولت مشروطه و مضرات استبداد را بيان نمايند. جنبه ديگر فعاليت‌هاي تبليغاتي زنان تبريز ايجاد ترديد و تزلزل در بين حاميان محمدعلي شاه و انفعال كشاندن آنان بود. به گونه‌اي كه حتي نامه‌اي سرگشاده به عين الدوله فرمانده اعزامي محمدعلي شاه نوشته و اورا محكوم به فراموشي خدا و پيغمبر و فريب محمدعلي شاه محكوم كردند. 

 

 

ب: حمايت مالي از مبارزه مشروطه خواهان

يكي از مهمترين معضلات مشروطه خواهان در دوره استبداد صغير تامين هزينه‌هاي مالي مقاومت بود كه عمده اين هزينه‌ها صرف خريد اسله و مهمات مي‌گردد كه اين تامين بودجه اكثرآ از طرف تجار ايراني و حتي در مواردي قفقاز تامين مي‌شد. در زمينه كمك و حمايت مالي زنان مشروطه خواه فعال بودند. مثلا پس از فتح اصفهان به دست سواران بختياري براي تامين مخارج رزمندگان عده‌اي از اعضاي انجمن نسوان سعادت توامان به اصفهان رفته و بيان مي‌دارند حال كه مرداني در كار نيستند ما خود عمل مي‌نماييم و زيور آلات خود را تقديم داشته تا آنجا كه زني كه تنها يك كاسه مسين داشته آن را تقديم مي‌دارد و مي‌گويد اين تنها دارايي من از اين جهان است كه آن را هم در راه حيات ملت و ترقي كشور اعطا مي‌كنم.

 

 

ج: شركت زنان در مبارزه مسلحانه و سياسي

عرصه ديگر فعاليت مشروطه خواه، شركت آنان در مبارزه مسلحانه براي استقرار مجدد نظام پارلماني در ايران بود. اين مشاركت به زنان تبريز و تا حدودي رشتي محدود مي‌شد. زنان تبريز در جريان مبارزه و حصر تبريز به اشكال مختلفي به مشروطه خواهان كمك مي‌كردند. زنان از يك سو با پختن غذا و دوختن لباس و حتي پرستاري مجروحان از مبارزه مسلحانه مشروطه خواهان حمايت مي‌كردند.

از سوي ديگر خود نيز در جنگها شركت كرده وليكن بنا به فرهنگ حاكم بر جامعه اطلاع دقيقي از دامنه مبارزه زنان وجود ندارد چون زنان مجبور بودند براي حضور در ميادين خود را به لباس مردانه مزين كرده و تنها در مواقعي كه كشته و يا زخمي مي‌گشتند هويت آنان آشكار مي‌شد.

نمونه بارز آن را مي‌توان از گزارشي كه در شوال 1326ه ق از تبريز اعلام گرديد دريافت كه هنگامي كه اجساد شهدا را براي غسل بردند معلوم شد كه 22 تن از شهدا شير زناني بودند كه در لباس مردانه مجاهدت كرده و شربت شهادت نوشيده‌اند.

نمونه ديگري را كه مي‌توان بيان داشت سربازي بود كه به سختي مجروح گرديده بود و هر چه همرزمان سعي مي‌نمودند براي مداوا لباس او را بيرون آورند وي ممانعت مي‌نمود تا آنجا كه سردار ستارخان به بالين وي رفته و هنگامي كه از او درخواست تعويض لباس مي‌نمايد وي سر در گوش ستارخان آورده و مي‌گويد من يك بانو هستم.

 

 

 

نتيجه

زنان و جنبش مشروطه

با پيروزي انقلاب مشروطه و تاسيس مجلس شوراي ملي متأسفانه كه در 14 ذي القعده همان سال قانون اساسي تدوين گرديد در آن هيچ سخني از حقوق و آزادي اجتماعي و فردي زنان ديده نمي‌شه و زنان در زمره ديوانگان وورشكستگان و محكومين قرار داده شدند و حق انتخاب و حضور در عرصه تصميم‌گيري از آن‌ها گرفته شد يك سال بعد زماني كه نمايندگان مجلس به بازنگري قوانين اساسي پرداختند در آن سعي نمودند كه اسم قوانين را پايه ريزي نمايند كه از آنجا به آزادي‌هاي فردي و حقوق اجتماعي ـ آزادي تحصيل تعليم و ايجاد مدارس و لزوم اجراي تعليمات اجباري زير نظر وزارت علوم و معارف را بيان كردند. بدين ترتيب ايران در دوره مشروطه نخستين گام خود را براي رسيدن به يك جامعه آزاد دانست هر چند اين مقوله در عمل هرگز اجرا نگرديد اما آنچه آخر اين رويداد را دست كم در اين مقطع تاريخي آشكارا بازتاب نمود، حضور زنان هر چند بسيار كم رنگ در اجتماع بود كه خواستار اولين حقوق شهروندي خود از جمله حق راي و حق تعليم و تربيت بودند.

در پي پيروزي‌هاي رزمندگان مشروطه خواه تبريز، گيلان،اصفهان،تهران كه منجر به فتح تهران در 24 جمادي الثاني 1327ه  ق شد دوران حاكميت استبداد صغير در ايران پايان يافت  و بار ديگر نظام پارلماني برقرار گرديد.

در دوره استبداد زنان ايراني با شركت در مبارزات گسترده و همه جانبه توانايي‌هاي خود و لزوم مشاركتشان و ساماندهي اجتماعي جامعه ايران را آشكار كردند. تجاربي كه زنان در اين مبارزه به دست آوردند زمينه‌هاي فعاليت گسترده آنان در دوره‌هاي بعدي را فراهم آورد.

با توجه به اينكه اين رخدادهاي مهم تاريخ عصر قاجار بشمار مي‌آيد و زنان نيز در اين امر مشاركت داشتند در كنار تمام فعاليت‌ها باز به نيت اصلي خود كه همانا حق راي و برابري حقوق با مردان در زمينه‌هاي مختلف فرهنگي و اجتماعي بود نتوانستند جامعه عمل بپوشانند. اما صرفنظر از اين مسائل توانستند با تاسيس انجمن و مدرسه ـ روزنامه زنان ـ را با حقوق خود آشنا كرده و فعاليت‌هاي خود را تا تحقق نيت عظيم‌تر خود كه همانا حق راي بود در دوران‌هاي بعدي كسب نمايند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر 1391ساعت 11:24  توسط فرشاد جهانبخشی  |